بنده

زندگی با تغییر یک «حرف» بندگی میشود؛ اینجا هم، محل همان «حرف» ... بنده؛ بلاگ شخصی حسین بوذرجمهری
بنده را دنبال کنید

متفرقه

داستان کوتاه

29 ام - همسایگی

پنجشنبه, ۱۰ اسفند ۱۳۹۱، ۱۰:۴۹ ب.ظ

حدوداً 3 سالی هست در تهران مشغول به تحصیل هستم. در آپارتمانی با همسرم زندگی میکنیم که البته برای ما نیست. 3 دانگش برای پدرم و 3 دانگ دیگر برای عمّه‌ام. همین است که مسافر و مهمان زیاد داریم. خانه در مرکز شهر یعنی حوالی میدان انقلاب است. و طبیعتاً آلودگی صوتی زیاد است. بعلاوه همسایه ای داریم که دیوار به دیوار ماست و ابتدائیات آپارتمان نشینی را هم رعایت نمیکند. البته باز خدا را شکر. از این بدتر هم پیدا میشود! امّا خوب؛ ملتزم نیست. خیلی اوقات صدای موسیقی خانه‌اش طوری است که انگار در دستشویی خانه‌مان آوازه‌خوانی دارد می‌خواند. اگر هم موسیقی در خانه‌شان نباشد، صدای تلویزیون خانه به همان نسبت بلند است. دستشویی خانه‌مان طوری است که از آنجا صدای همسایه خیلی خوب میاید؛ همین است که در دستشویی که باشی از انواع اخبار BBC و VOA و باقی موارد حرام، کاملاً آگاه میشوی. زن همسایه که با تلفن صحبت میکند، بلند بلند حرف میزند و بعضاً حرفهایش را میشنویم. در کل صدایش خیلی بلند و مانند جثّه‌اش کلفت است! همین است که بر خلاف میل باطنی‌مان، از زندگی خصوصی‌شان حرفهایی را میشنویم. با شوهرش هم در بعضی موارد دعوا میکند. انگار شوهرش زن دیگری هم دارد؛ این یکی را پدرم گفته و من مطمئن نیستم. از وقتی بچه دار شده اند، مادر خانواده بچّه را با صدای بلند دعوا میکند. بچّه شان حدود دو سالی سنّ دارد. ولی هنوز حرف نمیتواند بزند. مشکل ذهنی یا چنین چیزی دارد. انگار کمی هم بیش فعّال است؛ با اینکه حرف نمیتواند بزند امّا مانند مادرش با صدای بلند داد میزند! کودک دو ساله، خیلی وقتها در خانه‌شان میدود بطوریکه لرزش و صدای پایش کاملاً احساس میشود؛ و در برخی موارد همانطور که میدود محکم خودش را به درب خانه‌شان میکوبد! از این کار خوشش میاید. مادرش هم با داد و بیداد دعوایش میکند. بدتر از همه‌ی اینها اینکه خیلی از شبها تا دیر وقت بیدارند و همین سر و صداهایشان و کوبیده شدن درب خانه، بر قرار است. باقی همسایه‌ها و البته مدیر ساختمان خیلی بهشان تذکر داده‌اند امّا ما تا بحال به رویشان نیاورده‌ایم. بالاخره فرزندشان بیماری دارد و خودشان به اندازه کافی درد سر دارند. قرار را بر این گذاشتیم که تحمل کنیم تا مبادا نمکی روی زخمشان باشیم. انصافاً هم از وقتی فهمیده‌ایم کودکشان بیماری دارد، خیلی دلمان برایشان میسوزد و بعضاً دعایشان میکنیم.

یک روز که به خانه برگشتم متوجّه برگه‌ای شدم که لای درب بود. برداشتم و دیدم روی آن نوشته: «لطفاً هواکش توالت‌تان را روشن نگذارید. صدایش مخلّ آسایش همسایه‌تان است.»


بی ربط: این روزها فیلم «آرگو» کمی وز وز میکند. الکی الکی هم اسکار میگیرد. البته برای ما که اسکار آبرویی نداشت امّا برای آنهایی که داشت، اگر بی آبرو نشده است، عجیب است. گذشته از مشکلات محتوایی‌ای که دارد، از لحاظ هنری و تکنیکی و درام نیز هیچ چیز جدید و درخور یک جایزه بین المللی نداشت. آن اسکاری که حتی آلفرد هیچکاک و استنلی کوبریک هم نتوانستند به دستش بیاورند ببین به چه ذلّتی افتاده. بنای من هم بر این است که طبق «واجب کفایی» عمل کنم. در زمینه آرگو حرفها و نقدهای درست زیاد است که میتوانید بخوانید پس من دیگر به آن نمیپردازم. امّا میخواهم شما را دعوت کنم که این فیلم را ببینید: Game Change.  فیلم بسیار زیبایی است که لینک IMBD اش را گذاشتم. صحنه ناجوری هم ندارد. سیاسی هم هست. برای سال 2012 نیز. شما ببینید این فیلم علاوه بر اینکه به تاریخ وفادار است از لحاظ هنری هم زیبا و مهمتر اینکه بدیع و نو است. این همان چیزی است که آرگو ندارد که آرگو یک فیلم کاملاً کلیشه ای است.

  • پنجشنبه, ۱۰ اسفند ۱۳۹۱، ۱۰:۴۹ ب.ظ

بازخوردها  (۳)

  • زهره سعادتمند
  • جدا از توصیف ملموس و زیبایی که داشتید، طوری که من حس کردم داخل خونه ی شما نشستم و صدای کوبیده شدن بچه ی همسایه به در داره روی اعصابم پیاده روی میکنه؛ باید بگم که توی مناقشات و روابط اجتماعی روزانه من شخصا فکر میکنم جزو اون دسته ی همسایه تون باشم که صدای هواکش تون اذیت‌م میکنه!!
    بله هواکش نباید 24 ساعت شبانه روز روشن باشه،مثل همسایه ما.من به خاطر فن همسایه بغلیمون دیگه شبا تو اتاق خودم نمیتونم بخوابم
    پاسخ:
    بله
    صد البته. امّا ما هم شبانه روز روشن نمیگذاریم. حالا اتفاقی یکبار که از یکی دو ساعت رفتیم بیرون از خانه روشن مانده بود. و گرنه شبها که اصلاً روشن نمیگذاریم.
    لطف نمودید
    بسیار دلنشین و ظریف و دقیق
    ادم ها خطاهای بزرگ خودشونو نمیبینن فقط کوچیک ترین خطاهای بقیه رو قضاوت میکنن حتی صدای هواکش!!
    پاسخ:
    ممنون از لطفتون :)
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی

    @hamkhahi_bot
    hamkhahi.ir