بنده

زندگی با تغییر یک «حرف» بندگی میشود؛ اینجا هم، محل همان «حرف» ... بنده؛ بلاگ شخصی حسین بوذرجمهری
بنده را دنبال کنید

متفرقه

هرکول!

يكشنبه, ۲۲ آذر ۱۳۹۴، ۱۲:۲۷ ق.ظ

چندی است روزگار سخت میگذرد. شاید بهتر است بگویم سخت‌تر می‌گذرد! همیشه با خود میگویم از این سختی که بگذرم آسانی است. امّا چه بگویم که از پس هر سختی، سختیهایی دیگر میرسند. احساس هرکول بودن دارم! به جنگ غولها باید بروم. هر بار که غولی را زمین میزنم، غولی دیگر میرسد! مشغله ها چون غولهایی از پس یکدیگر میرسند! درمانده‌ام که کی غول مرحله‌ی آخر میرسد؟

هر مرحله که میگذرد میگویم بعد از آن آسانی است. کنکور مثال بارزش! همه‌مان سختیهایش را به جا میخریدیم که بعد از کنکور همه‌اش عشق و حال است! دیدیم نشد! هر مرحله همینطور است. گردن این اژدهای زندگی را که میزنی جایش چند سر و گردن دیگر در می‌آید. و حالا من مانده‌ام و انبوهی از این کلّه‌های اژدها.

من مانده‌ام و انبوهی از مشغله‌ها و سختی‌ها... تنها چاره این است که به جای آنکه بعد از سختی آسانی باشد، خود سختی آسانی باشد! حال از سختیها لذت میبرم، از دردها. زیر بار فشارها دندانهایم را به هم میفشارم و از دنیا حظّ میکنم. تنها یک سختی است که بعد از آن لذّت است. و آن خود زندگی است! پس از مرگ، بعد از سختیِ زندگی تماماً لذّت است. حال بگذارید کلّ معادله را اصلاح کنم، تمام زمانی که وجود داریم همه‌اش لذّت است. لذّتی پیش از مرگ، زیر فشارهای له کننده‌ی لذیذ، لذّتی پس از مرگ، در کنار اولیاء...

  • يكشنبه, ۲۲ آذر ۱۳۹۴، ۱۲:۲۷ ق.ظ

بازخوردها  (۷)

  • پرواز سپید
  • سلام
    برای از بین بردن سرهای اژدهای مخوف زندگی باید بین سرها برقصید!
    موقع رقص سرها که مست و ملنگ شدند در هم پیچ میخورند و به هم بافته میش وند . در آن موقع شما پیروزید.
    فقط برقصید...
    پاسخ:
    سلام
    پاسخ خیلی جالبی بود!
    فقط حیف که رقص بلد نیستم!
  • ابوالفضل زارع
  • تازه جالبناک تر اینجاست که اگه یه سنگی افتاد رو غول چند سر و مرد شما باید بیافتی دنبال غول مرحله بالاتر
    فاذا فرغت فانصب...
    پاسخ:
    بعله
  • محمد حسین مرادی
  • نتیجه گیری خیلی خوبی بود منم در تئوری بهش رسیدم :) اما درعمل همیشه میگم گور پدر زندگی و بعد زندگی !!!
    پاسخ:
    انشالله که هیچوقت اینطور نباشه :)
  • محمدحسین خانی
  • پس سعی کنیم خودمان یا متعلقاتمان بخشی از سختی‌های ناشیرین زندگی بقیه نباشیم!
    پاسخ:
    خدا توفیق دهد!
  • پیام نوری
  • اینجاست که میگن: دست بنده هم بنده ;)
    پاسخ:
    راستش هرچی زور زدم متوجه نشدم!
  • پرواز سپید
  • سلام
    خب هر معرکه ای رقص مخصوص به خودش رو داره. اما همه در یک چیز مشتکرند و اونم اینه که از هر لحظه رقص باید لذت برد!
    باید برای رقص زندگی به ندای قلب سلیم گوش کرد و البته دل رو سلیم و پاک نگه داشت. تنها اصلی که باید بهش پایبند بود همینه!
    هرکس دنیا اومده رقص زندگی رو بلده منتها چون دلمون زنگار میگیره و صداش رو دیگه نمیشنویم رقص زندگی یادمون میره!
    پاسخ:
    یادجمله شکسپیر افتادم که:
    زندگی شاید اون مهمونی نباشه که دوست داشتی دعوت بشی، امّا حالا که اومدی قشنگ برقص!
  • فاطمه حمزه لوی
  • سلام
    لقد خلقنا الانسان فی الکبد
    خدا را شکر کنید که از مقام انسانیت ساقط نشده اید و رنج می کشید
    بعضی ها از ما، از بی رنجی رنج می بریم. 
    از اینکه سِر شده ایم و رها شده ایم به حال خودمان انگار...

    پاسخ:
    سلام
    بعضیها هم که از رنجهای اساسی لذت نمیبرند محکوم اند از رنجهای پست و حقیرانه رنج ببرند...
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی

    @hamkhahi_bot
    hamkhahi.ir