بنده

زندگی با تغییر یک «حرف» بندگی میشود؛ اینجا هم، محل همان «حرف» ... بنده؛ بلاگ شخصی حسین بوذرجمهری
بنده را دنبال کنید

نوآوری از کجا آغاز می‌شود؟ شاید همه می‌دانیم. از یک تصور، یک تصویر ذهنی، یک تخیل خوب! تخیلی که خیلی هم تخیلی نیست. حال اگر بخواهیم نوآوری علمی کنیم، نوآوری در نظام‌سازی کنیم، تمدن «نوین» اسلامی را بسازیم، اول باید چه کنیم؟ واضح است، باید تصور کنیم، آنرا تخیل کنیم.

ما ایرانی‌ها اتفاقا خیلی اهل تخیل بوده و هستیم ولی عمدتاً تخیل‌های به درد نخور و گاهی مالیخولیایی. از عشق‌بازی‌های تخیلی تا اسطوره‌های تخیلی که اکثراً نه تنها حرکتی ایجاد نمی‌کنند، که انسان را از حرکت هم باز می‌دارند. اما تخیل‌ها یا تصورهای به درد بخور کمتر داشته‌ایم. وبلاگهای‌مان هم همین است، انواع وبلاگها با انواع داستان‌های تخیلی که شور عشق را در آورده‌اند تا انواع تخیل‌های کم به درد بخور. تخیل به درد بخور تخیلی است که انسان را به حرکت وا میدارد. تخیلی که انسان به دنبالش می‌رود تا آنرا به واقعیت تبدیل کند یا آدم را از یک واقعیت محتمل در آینده برحذر می‌دارد. و تخیل به درد نخور و مضر یعنی تخیلی که نه تنها آدم به دنبال واقع کردنش نمی‌رود بلکه کلاً آدم را از دیگر واقعیت هم باز می‌دارد! وبلاگهای ما هم پر از تخیل است، ولی به نظرم تخیل‌های به درد نخور.

می‌خواهم شما را به چالشی دعوت کنم. چالش تخیل‌های به درد بخور. این غربی‌ها، آنهایی که سرشان به تنشان ارزیده است هم در گذشته بوده‌اند و هم در آینده. اصلا در گذشته هم اگر بوده است برای آینده بوده. برای آنکه آینده را بسازند. ولی به من و شما می‌گویند نه به فکر گذشته باش، نه آینده. حال را دریاب! برخی هم باور می‌کنند! البته برای «مصرف کنندگان» توصیه همین است. آنها ما را مصرف کننده می‌خواهند، مصرف‌کننده کالا، فرهنگ، علم و هرچیزی که آنها با تخیل و برنامه‌ریزی به سوی آن تولید کرده‌اند. پس راحت بگیر و از حال‌ات «لذت ببر». اما دردمندان تاریخ، آینده‌سازان، این «تولید کنندگان»، دغدغه‌مندان، هم باید گذشته را دردمندانه بشناسند و هم آینده را در اوّل در رؤیای خود بسازند و بعد در واقع شدنش بکوشند.

این غربی‌ها، همانها که سرشان به تنشان ارزیده!، خود یا در گذشته هستند یا در آینده. یا داستان می‌نویسند و فیلم می‌سازند از یونان و روم باستان و قرون وسطی و عصر روشنگری و فلان، یا توی ماتریکس و inception و آینه‌ی سیاه و her و حتّی انیمیشنی مانند wall-e. مثال کهنه و قدیمی‌اش ژول‌ورن است و داستان‌های علمی-تخیلی‌اش. این مثال‌ها آنقدر زیاد است که حتما تصدیق می‌کنید غربی‌ها مدام آینده را در ذهن و داستان و فیلم‌های خود می‌سازند و آنرا ترسیم می‌کنند. آنها خود را فرمان‌روایان و سازندگان و حتی «خدایان» جهان می‌دانند پس عجب نیست که آینده را تخیل و ترسیم کنند و بعد برای وقوع آنها برنامه‌ریزی. امّا ما چه؟ تقریباً هیچ!

بگذارید کمی به حال زار خود بیاندیشیم. ما چطور خود را آینده ساز و «وارث» جهان می‌دانیم در صورتی که هیچ تصوری از آینده نداریم؟ کلّی‌گویی‌هایی مثل جامعه‌ای ایمن که عدالت در آن جاری است را رها کنید. این حرفهای قشنگ را که همه می‌زنند و ایده‌آل همه است. مهم روش دست‌یابی به آن است. غربی‌ها برای روش دستیابی به آن خیال‌پردازی و تصویرسازی می‌کنند. ولی ما چه کار کرده‌ایم؟ نظام مهدوی چه شکلی خواهد بود؟ آیا آن موقع بانک خواهد بود؟ اگر هست چه شکلی است؟ اگر نیست چه چیزی جایش هست؟ آیا اصلا پول خواهد بود؟ اصلا حکومت خواهد بود؟ یا مردم آنقدر عاقل‌اند که اصلا نیازی به حکومت نیست! یا اگر هم نیاز است حکومت خیلی جزئی است. دانشگاه خواهد بود؟ حوزه علمیه چطور؟ نسبت اینها در آن زمان چگونه خواهد بود؟ همه این نظام‌های آموزشی مثلا حذف می‌شوند و مثلا همه چیز از طریق ارتباطات از راه دور شکل میگیرد و همه دانشگاهها و حوزه‌ها یک کاسه و از راه دور تدریس می‌شوند؟‌ تفکیک قوا وجود خواهد داشت؟ به همین شکل؟ یا تغییر می‌کند؟ هر کسی در حوزه‌ی خودش می‌تواند فکر کند به نظام مربوطه در زمان ظهور. مثلا بنده حوزه‌ی تخصصی‌ام نظام سلامت است و به ساختار جدید نظام سلامت در زمان ظهور می‌اندیشم یا به نظام اقتصادی در آن دوران.

می‌خواهم دعوت کنم همه‌ی دوستان و خوانندگان و وبلاگنویسان را به یک چالش. به اینکه زمان ظهور را تصور کنند و از آن یا داستان بنویسند، یا نقاشی و طرح گرافیکی تهیه کنند یا ساختارها و نظام‌های حاکمیتی جدید را ترسیم کنند. شاید ترسیم ساختارها و حکومت جدید سخت باشد امّا داستان‌سرایی از آن شاید آسان‌تر باشد. یکی از علاقه‌های شخصی خودم این بود که خودم را در زمان ظهور بعنوان یک سرباز تصور کنم و روزنوشت‌هایی که در جنگ‌های زمان ظهور خواهم داشت را بصورت داستان بنویسم! روزنوشت‌های سرباز امام زمان! متأسفانه انقدر کار و دغدغه هست که نمی‌توانم این را پیاده کنم. گفتم شاید یکی دوست داشته باشد سرباز امام زمان باشد و بنویسد. می‌دانم که کار ساده‌ای نیست و احتمالا استقبال میلیونی از این دعوت بنده به عمل نمی‌آیند ولی شاید اگر به آن بیاندیشید کم کم چیزهایی بهتان الهام شود. برای مهارت یافتن می‌توانید فیلم‌های آینده‌ساز غربی را ببینید. مخصوصاً قسمت‌های زیر از سریال جدید آینه سیاه را :

  • "The Entire History of You": داستانی که نشان می‌دهد اگر یک تکنولوژی در آینده بوجود آید که همه‌ی جزئیات زندگی را بتوان در حافظه ذخیره کرد و انسان هیچ چیزی را فراموش نکند، چه اتفاقاتی خواهد افتاد.
  • "The Waldo Moment": نشان می‌دهد که در آینده رئیس‌جمهورها چه شکلی خواهند بود!
  • "San Junipero": نشان می‌دهد که با تکنولوژی می‌توان یک معاد ساختگی ایجاد کرد که در آن انسان‌ها پس از مرگ در یک جهان ویرچوآل همگانی زندگی می‌کنند!

این سه قسمت از سریال آینه سیاه قطعا می‌تواند محرک خوبی باشند از اینکه ما شیعیان، بعنوان وارثین زمین، آینده‌ی مخصوص به خود را تصور کنیم و حتی از آنها فیلم بسازیم و مردم را ترغیب کنیم که به سمت آن آینده‌ی ایده‌آل حرکت کنند. انشالله بنده خود نیز در مطالب بعدی آینده‌ای که در رؤیای خویش می‌سازم را ترسیم خواهم کرد تا خوانندگان باز هم بیشتر ترغیب شوند و بیشتر دغدغه یابند که آینده‌ی مطلوب اسلامی‌مان را ترسیم کنند. انشالله. در این باره مطلب آخر به اوّل را نیز مطالعه کنید لطفاً. همچنین می‌توان یک جشنواره‌ی وبلاگی با این موضوع و هدف داشت. بنده چنین قصدی داشتم و چند سال پیش «جشنواره‌ی وبلاگ دانشجویی جابر» را ترتیب دادم با مخاطبین هدف وبلاگهای شخصی دانشجویی و قصد داشتم دانشجویان را ترغیب کنم تا در وبلاگ‌ها به تولید علم بپردازند ولی کار کوچکی بود و دست تنها بودم. شاید بتوان چنین جشنواره‌ای را بصورت کاملا تخصصی و حرفه‌ای در سراسر کشور ترتیب داد. اگر از مخاطبین کسی حاضر است و می‌تواند کمک‌های درست و حسابی کند در این جهت به نظرم می‌توانیم یک دبیرخانه‌ی دائمی برای چنین کاری ایجاد کنیم. منتظر نظرات دوستان هستم.


از همه‌ی دوستانی که در این باره مطلبی نوشته‌اند درخواست میکنم در نظرات به بنده خبر بدهند و لینک مطلب را بگذارند تا اگر تعداد اونها زیاد شد تجمیعشون کنم. ممنون ازتون  :)

  • يكشنبه, ۷ آذر ۱۳۹۵، ۱۱:۴۴ ب.ظ

بازخوردها  (۸)

لبیک...
پاسخ:
D:
  • محمد حسین مرادی
  • پیشنهاد خیلی خوبی است. پیگیری کنید از من که بنویسم :))
    ممنون
    پاسخ:
    :))
    سلام. یادآوری کنید که ازتون پیگیری کنم :))
  • ...:: بخاری ::...
  • جالبه! شرکت می کنم!
    پاسخ:
    دیگران رو هم تشویق کنید p:
  • سید محمود
  • سلام

    برام جالبه که من به هر چی فکر میکنم می بینم شما هم به اون فکر می کنید!
    پاسخ:
    سلام. برای منم جالب شد!
  • محمدحسین خانی
  • حالیمان شد جریان!
    پاسخ:
    چند نفری؟ کیا؟!
    سلام
    ایده ی خیلی خوبیه
    من علاقه ی زیادی به فیلم های آینده ساز هالیوودی ها دارم
     چندباری هم به نوشتن داستان های این مدلی فکر کردم ولی مشکلی که هست اینه که چون از قبل ایده های اونها رو مصرف کردم، پیش زمینه ذهنی دارم و وقتی دست به نوشتن می برم ناخودآگاه جهانی شبیه جهانِ فیلم و داستانهای اونها تو ذهنم ترسیم می شه.
     انگار آدم مجبوره تو زمین اونها بازی کنه و نمی شه از اون ایده ها عبور کرد و دنیای تازه ای ایجاد کرد.
    مسئله ی دیگه ای که وجود داره، اینه که ما امکانات فیلمسازی مون در حدی نیست که بتونیم چنین فیلم هایی بسازیم و نهایتا ایده ها در سطح داستان باقی می مونن. داستان هایی که مخاطبِ ایرانیِ تا خرخره فرو رفته تو تکنولوژی حوصله ی خوندنش رو نداره.


    پاسخ:
    سلام
    ممنون از لطفتون
    در مورد امکانات فیلم‌سازی که فرمودید شما یک پیشفرضی دارید که حتما باید عجیب غریب باشه آینده با ماشین‌های پرنده و ربات‌های عجیب غریب و اینها. ولی این همان تصویر برخی از غربی‌هاست که در ذهن ما کردند. شما به آینده‌ای که خود می‌سازید فکر کنید. شاید حتی خیلی ساده‌تر از الان بود. فیلم‌هایی که معرفی کردم را هم اگر ببینید متوجه می‌شوید که فیلم ساختن درباره آینده حتما نباید مثل ماتریکس باشد و با چند فاکتور خیلی ساده آینده میشود بخشی از آینده مطلوب را ترسیم کرد و ما هم قطعاً امکانات ساختن فیلمش را داریم.
  • محمد حسین مرادی
  • سلام گرچه حملات بی امان روزمرگی وقت کافی را از من گرفته است تا بنویسم اما از روز نوشتن این مطلب دائم ذهنم مشغول بوده است. شاید هیچ وقت خودم هم ننویسم اما فکر می کنم این کتاب شباهت زیادی به آن چه که مدنظر شما بوده دارد. گمان کنید در پاسخ به چالش شما نوشته شده است. 

    https://goo.gl/J61mZe

    پاسخ:
    سلام برادر
    خود من هم همین هستم! از اون موقع میخوام بنویسم ولی هنوز نتونستم! :|
    lممنون از معرفی کتاب. انشالله دربارش صحبت میکنیم
  • همسر سید علی
  • سلام 
    لطفا اینجا رو بخوانید
    لبیکی به چالش وبلاگی شما
    http://yaretalabeh.mihanblog.com/post/153

    پاسخ:
    سلام
    ممنون از لطفتون و عذرخواهی میکنم بابت تأخیرم در پاسخگویی
    lمطلبتون رو خوندم و تشکر میکنم. امّا میخوام به همینجا بسنده نکنید و ادامه بدید. خوب امام زمان میاد چیکار میکنه؟ چجوری اون کارها رو انجام میده؟ مثلا میگن در زمان امام زمان  امنیت به قدری است که زنی اگر تنهایی مسافرت کنه هم در امنیت خواهد بود. چطور میشه این امنیت رو ایجاد کرد؟
     باید همینطور آینده‌سازی رو تمرین کنیم. اولین قدم آینده‌سازی، رؤیاپردازی درباره‌ی آینده است. :)
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی

    @hamkhahi_bot
    hamkhahi.ir