بنده

زندگی با تغییر یک «حرف» بندگی میشود؛ اینجا هم، محل همان «حرف» ... بنده؛ بلاگ شخصی حسین بوذرجمهری
بنده را دنبال کنید

۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «اورشلیم» ثبت شده است

کتاب پادشاه جنوب

1-9- درسهایی از تاریخ که نیاموخته ایم

چهارشنبه, ۲۵ مرداد ۱۳۹۱، ۰۳:۰۵ ق.ظ

پیمانِ آشتیِ خاورمیانه، اخبار را پر کرده است؛ همانند تمامی آشتی­نامه­هایی که تا قبل از شروعِ جنگِ جهانیِ دوم بر اخبار چیره بودند! این نیز نشانه­ای مهمّ از وقوعِ جنگ در خاورمیانه است! و این جنگ به جنگِ جهانی سوم ختم می­شود.

آشتی­نامه­ها غرب را افسون کرده و از دیدن و تشخیص دادنِ نقشه­ی بزرگِ ایران برایِ کنترلِ خاورمیانه عاجز کرده­اند. این نقشه هیچ­گاه با یک آشتی­نامه متوقف نخواهد شد. تنها یک نیروی برتر می­تواند جلویِ این حرکت عظیمِ اسلامی را بگیرد. منتهایِ آمالِ ایران، تسخیرِ اورشلیم است. دستیابی به اورشلیم، جهانِ اسلام را توسط ایران گالوانیزه خواهد کرد. ایران در آرزویِ خود پیشرفت خواهد کرد امّا نمی­تواند اورشلیم را تسخیر کند. من از کجا این را می­دانم؟ ما باید بیش از حد احمق باشیم تا ایران بتواند اورشلیم را تسخیر کند! کتابِ مقدّسِ شما می­گوید که این اتّفاق نمی­افتد. با این حال کتاب مقدس بیان می­دارد که قدرت دیگری اورشلیم را تسخیر خواهد کرد. این سخنان زمانی برای شما اثبات می­شوند که دقیقاً همان­طور که ما پیش­گویی کردیم اتّفاق بیافتند. امّا چون تا آن­وقت هنوز زمان باقی است نیاز است تا این گفته با دلیل برای شما اثبات شود.

آقایان بِلِر و بوش این بینش را داشتند که کشورمان نمی­تواند در جنگ با تروریسم پیروز شود مگر با استفاده از قدرتمان! آنها سعی کردند تا بوسیله­ی واژگون کردنِ دولت­هایِ عراق و افغانستان تاثیر ایران را در منطقه کاهش دهند امّا حتّی آن­ها نیز نخواستند تا با ایران درگیر شوند.

اکثرِ سیاست­مداران و مطبوعات و دانشگاه­هایِ ما، تروریسم را نمی­فهمند؛ و همچنین تاریخ را! وینستون چرچیل  گفت: «تاریخ بشریّت، جنگ است» مردمِ بی­اطّلاع سعی در این دارند که بگویند این حرف اشتباه است. ابرقدرت­ها نمی­توانند در این دنیایِ شیطانی و جنگ­زده به حیات خود ادامه دهند مگر با به راه انداختنِ جنگ­هایِ طولانی و سخت. این واقعیتِ دنیایی است که ما در آن زندگی می­کنیم. تخیّل­هایِ زیبا نمی­تواند این واقعیت را عوض کند.

در سال 1930، چرچیل به انگلیس و امریکا درباره­ی هیتلر هشدار داد. سیاست­مداران و رسانه­ها و انستیتو­های آموزشی بیش از حد خوش­بین و علیهِ او بودند. در واقع او به تنهایی در مقابل رهبرانِ دنیا ایستاد! و این­کارِ وی موجب پیروزیِ ما در جنگِ جهانی دوم شد. ما تقریباً هیچ چیزی از هشدارِ او نیاموختیم. در واقع، امروزه خوش­بین­ها بیشتر از قبل رشد کرده­اند.

هر کشوری که ابرقدرتِ جهان را از پای درآورد، تبدیل به ابرقدرت می­شود! این درسی است از طبیعتِ انسان و کُتبِ تاریخ. یک ابر قدرت هیچ­گاه نمی­تواند مخفیانه به حرکتِ خود ادامه دهد.

رهبرانِ ما نتوانستند تاریخ را درک کنند چرا که نخواستند بفهمند که طبیعتِ شیطانیِ انسان، درون هر فردی روی زمین وجود دارد؛ هم درونِ شما و هم درونِ من! (ارمیای نبی 17:9) امتناعِ ما در استفاده از توانایی­هایِ نظامیِ خود، چنان­که باور داریم، همیشه کارِ درستی نیست؛ بلکه این سستیِ زبونِ ما حاصلِ گناهانِ ماست. حقیقتاً ما ایمان و صفاتِ ممتاز و نیز شجاعتِ نبرد با ایران را بعنوانِ تروریستِ درجه­ی یک جهان نداریم. و بالاخره ما اثبات خواهیم کرد که ضعیف­تر از آنی هستیم که باقی بمانیم!

پادشاهِ جنوب محصولِ تروریسمِ دولتی است. به همین دلیل است که ایران به پادشاه تبدیل شده است! آیاتِ 11:40 الی 43 کتابِ دانیال، حاویِ پیش­گویی­هایی از آخرالزّمان است. این آیات درباره­ی کشوری هستند که در سیاست خارجه­اش همیشه تهاجمی است. این کشور تا زمانی­که جنگی برپا کند حمله می­کند. معنایِ چنین حرفی این است که آن­ قدرت باید کشوری بزرگ در زمینه­ی تولید نفت باشند. همچنین این پیش­گویی به ما نشان می­دهد که این کشور در فاصله­ی نزدیکی نسبت به مصر و اتیوپی و لیبی قرار دارد. چه کشور دیگری جز ایران چنین خصوصیاتی دارد؟

ایران به شدّت رادیکال است؛ پادشاهِ اسلامِ رادیکال. مشیِ تهاجمیِ این کشور به چه چیز منتهی می­شود؟ به جنگ! درست مانند گذشته. ایران باعثِ جنگی با سلاح­هایِ کشتارِ جمعی و وحشتناک می­شود. این تهاجم به چیز دیگری منجر نمی­شود. ادراکی ساده از تاریخ و طبیعتِ انسان باید ما را به این نتایج برساند. در این دنیا، خوش بین بودن و فکر کردن به آنچه می­خواهیم و دوست داریم؛ جلویِ فاجعه و آن­چه هست را نمی­گیرد. دقیقاً همان­طور که خیال­پردازانِ خوش­بین در سال 1930 جلویِ هیتلر را نگرفتند!

تاریخ چون رعد می­غرّد تا ما را از خوابِ غفلت بیدار کند.

نویسنده­ی بزرگِ روسی، فئودور داستایوسکی[1] از افراط­گراییِ روس­ها و بلایی که می­توانست بر سر کشورش بیاورد می­ترسید. تنها چند روز پس از مرگِ وی، تزار کشته شد و توسط رادیکال­ها سرنگون شد. این حرکت افراطی به چه منجر شد؟ به جوزف استالین[2]  و گسترشِ کمونیسمِ خشن در تمامِ دنیا.

بنابراین، تفکّر افراطیِ ایرانی به کجا ختم خواهد شد؟ به تروریسمِ دولتی؛ که قرار است ماشه­ی جنگ هسته­ای ِجهانی سوم را بکشد. در این مرحله ما قدرتِ کافی را برای جلوگیری از ایران داریم امّا نه میلِ کافی را. ما از مواجهه با ریشه­ی اصلی تروریسمِ دولتی در خاورمیانه می­ترسیم. ما اگر با این واقعیّت کنار نَیاییم هیچ­گاه نخواهیم توانست بر تروریسم غلبه پیدا کنیم. ما با چانه زدن نمیتوانیم پیروز شویم[3]. تنها با یک قدرتِ برتر و مِیل برایِ استفاده از آن می­توان پیروز شد. این تنها راه برای توقّفِ تروریسمِ دولتی است.

«اگر باز هم مرا اطاعت نکنید، هفت بار شدیدتر از پیش، شما را بخاطر گناهان­تان مجازات خواهم کرد. قدرت شما را که به آن فخر می کنید، درهم خواهم کوبید. آسمان شما بی باران و زمین شما خشک خواهد شد» (کتاب لاویان[4]، 19-26:18) دانیالِ نبی خبر داده است که این یک پیش­گوییِ آخرالزّمانی است. (کتابِ دانیال آیات 12:9 و14-9:12) اسرائیلِ کوچک بیشتر از ایران توانایی نظامی دارد امّا می­ترسد از آن استفاده کند. موردِ مشابه انلگلیس است. و قطعاً این قضیه برای امریکا نیز صادق است. کشورهایِ ما می­ترسند از توانایی­هایِ خود استفاده کنند و این به دلیلِ گناهانِ ما است. «غروری که از قدرت»مان داریم شکسته است.[5] مسئله بسیار ساده است، ما تمایل نداریم که از جنگِ علیه تروریسم حمایت کنیم.

ما همانگونه که کشور تروریست می­خواهد درحال جنگ با تروریسم هستیم؛ و این بدین معنی است که هرگز پیروز نخواهیم شد. آن­ها فهمیده­اند که این جنگ را به روش خودشان می­توانند پیروز شوند. به همین دلیل است که این جنگ را برپا می­کنند. آنها شکست خواهند خورد؛ اگر ما مایل به استفاده از قدرتمان باشیم.

کشورها باید در قبالِ حمایت از تروریسم مسئول باشند. چگونه یک کشور به خود اجازه­ می­دهد از تروریسم حمایت کند؟ اکثرِ گزارش­هایِ جاسوسی از عربستان نشان دهنده­ی این واقعیت هستند که عربستان، سرمایه­­ی هنگفتی در حمایت از تروریسم در اسرائیل(و البته علیه امریکا) خرج می­کند. چرا؟ زیرا عربستان از تروریست­ها بیش­تر از امریکایِ «ابرقدرت» می­ترسد. یک ابرقدرتِ واقعی اجازه­ی چنین خیانتی را نمی­دهد. حمایت و سرمایه­گذاری رویِ تروریسم، نوعی جنگ است. حامیانِ تروریسم بیش­تر از خودِ تروریست­ها مقصّرند. آن­ها هستند که ترور را عملی می­کنند.

اگر امریکا و انگلیس، کشورهایِ حامی تروریسم را مجبور به پاسخگویی می­کردند، این باتلاق زودتر از این­ها خشکیده می­شد. اگر رهبریِ ایران در منطقه حذف شود، اوضاعِ خاورمیانه در این برهه­ی تاریخی به سرعت به­تر می­شود. چرا که ایران پادشاه است. امّا متاسفانه پیش­گویی­هایِ کتاب مقدّس نویدِ چنین رویدادی را نمی­دهند.

برگِ برنده­ی ما، ارتباط ما با خداوند خواهد بود. اگر خداوند برایِ ما باشد، شکست نخواهیم خورد. امّا اگر خداوند علیه ما باشد، پیروز نخواهیم شد. پیش­گویی­هایِ کتابِ مقدس سخن از این دارند که خداوند علیه ما است و ما را نفرین می­کند.

بعد از سرنگونی صدّام حسین، موقعیت بسیار خوبی برای امریکا پش آمد تا ایران را تحتِ فشار قرار دهد. اگر ایران شکست بخورد و متوقّف شود، بلافاصله سوریه تسلیم خواهد شد و دیگر کشورهایِ اسلامی نیز به همین نسبت. امّا به جایِ این اتّفاق­ها، ایران و سوریه در حالِ تماشایِ تفرقه­ای هستند که بینِ ما افتاده است. دولت­هایِ بوش و بلر محبوبیت خود را به شدّت از دست دادند؛ دقیقاً به دلیل آن­که میل داشتند از قدرتمان استفاده کنند. نخست وزیر بلر از شغلش برکنار شد و  رئیس جمهور بوش سِمَت خود را در حالی ترک گفت که انبوهی از انتقاداتِ شرم­آور و ننگین وی را نشانه رفته بودند. کشورهایِ تروریست، ضعف و تفرقه­ی خجالت­آور ما را دیدند و در حمایت از تروریسم گستاخ­تر شدند.

غروری که از قدرتمان بود شکسته شده است. پس خود را برای آینده­ای وحشتناک آماده کنید.

تنها کاری که باید انجام دهیم، تماشایِ اسرائیل است. آیا اسرائیل می­تواند بر تروریست­ها فائق آید؟ ایران و دیگر کشورها همچنان درحالِ تجهیزکردنِ تعدادِ بی­شماری از تروریست­ها هستند. تنها راه برایِ برعکس کردنِ این معادله، متوقّف کردنِ ایران است.

رئیس­جمهور بوش گفت: «حمله­ی تروریستی­ای که به ما شد به دلیل قدرتِ ما نبود بلکه به خاطر این بود که ما تصوّر کرده­ایم که ضعیف هستیم.» امّا دلیل واقعی چیزی بیش از تصوّر است. ما واقعاً ضعیف هستیم. ایران و دیگر تروریست­ها، میوه­ی ضعف و سستیِ ما را می­چینند. تنها دلیلِ وجودِ تروریسمِ دولتی، ضعفِ ما است.



[1] Fyodor Dostoyevsky

[2] Joseph Stalin

[3] We can't negotiate a victory. منظور این است که با مذاکره نمی­توانیم پیروز شویم و این نشان­دهنده­ی خویِ امریکایی­ها در مذاکره است که در اساس مذاکره را نمی­پذیرند.

[4] Leviticus 26:18-19

[5] The "pride of our power" has been broken


شما میتوانید PDF انگلیسی این کتاب را با عضویت رایگان در سایت ترومپت یا از طریق این لینک دانلود کنید. و همچنین میتوانید فایل PDF ترجمه دو فصل اول این کتاب را از این لینک دانلود کنید.

<

کتاب پادشاه جنوب

1-8- یورش

چهارشنبه, ۲۵ مرداد ۱۳۹۱، ۰۳:۰۲ ق.ظ

هنگامی­که ایران توانایی تروریستی خود را در آب­های خلیج فارس در سال 1993 به نمایش گذاشت «گزارشِ واشنگتن درباره خاورمیانه»[1] بیان کرد: «به نظر می­رسد که ایران دارد توانِ تهاجمیِ خود را به کشور­های همسایه است می­سنجد...»(ژولیه 1993) این مشیِ تحمیل­کننده و قلدرمآبانه[2] زمانی اثبات شد که ایران در مارسِ 2007، 15 دریانورد انگلیسی را در آب­هایِ عراق دست­گیر کرد و برایِ 13 روز آن­ها را اسیر کرد.

صحنه برایِ گروهی مسلمان از کشورهای مختلف که توسط ایران رهبری می­شوند آماده شده، درست همان­طور که در پیش­گویی­ها درباره «پادشاهِ جنوب» آمده است؛ که قرار است به پادشاهِ شمال، یعنی اتّحادیّه اروپا، یورش برد. «و در آخرالزمان، پادشاه جنوب بر او یورش[3] خواهد برد. و پادشاه شمال با ارّابه ها و سواران و کشتی­های بسیار همچون گردباد به مقابله با او خواهد آمد و سیل آسا به سرزمین­های زیادی یورش خواهد برد.»(دانیال 11:40) فراموش نکنید که این پیش­گویی درباره­ی آخرالزّمان است.

ایران یک سیاست خارجه­ی تهاجمی[4] دارد. (از ثیاقِ جملات برمی­آید که نویسنده تفسیر جمله­ی «پادشاهِ جنوب بر پادشاهِ شمال یورش می­برد» را «یورش بردنِ سیاست خارجه­ی ایران به غرب» تأویل کرده است! مترجم) پس از پایانِ جنگِ ایران و عراق در سال 1988، ایران حجم عظیمی از مهمّات جنگی را برای پشتی­بانی از سیاست خارجه­ی تهاجمی­اش انباشته است؛ و انبارِ مهمّاتِ ایران حاوی سلاح­هایِ شیمیایی و بیولوژیکی است.

پادشاه جنوب، یا ایران، «بر او یورش خواهد برد» که «او» پادشاهِ شمال است؛ اتّحادیه­ی اروپا. فرهنگ­نامه­ی عبری-کلدانیِ[5] جِسِنیوس[6] کلمه­ی "Push" یا «یورش»  را این­گونه معنی می­کند: «ضربه زدن به­وسیله یک حیوانِ شاخ­دار» یا «ضربه زدن با شاخ». این اصطلاح «مجاز از یک پیروز است که همه­ی دشمنانِ مقابلش را شکست می­دهد». همچنین این اصطلاح معنیِ جنگِ تحمیلی نیز می­دهد.  «یورش» یک کلمه­ی تند و خشن است. بدون شک این یورش حولِ محور یهودیه­ی وابسته به کتاب مقدّس(امروزه اسرائیل خوانده می­شود) و اورشلیم می­گردد. درست همانند برخوردهایی که در زمانِ جنگ­هایِ صلیبی صورت گرفت. اورشلیم سوّمین شهر مهمّ مذهبیِ جهانِ اسلام است. پاپ جان پاول دوّم در منظر عموم گفت که احتمالاً فرماندهیِ کلیسایِ کاتولیکِ روم به اورشلیم منتقل خواهد شد.

این دو دینِ بزرگ و قدرتمندِ دنیا، هر دو به شدّت خواستارِ اورشلیم هستند. بسیاری از مردم فکر می­کنند که روندِ آشتیِ اسرائیلی و دیگر مذاکراتِ مشابه، به آشتی منجر می­شوند. امّا برعکس، به واقع آنها به جنگ منتهی می­شوند.

سیاست خارجه­ی پرخاش­جو و پر سر و صدایِ ایران حتماً به جنگ ختم می­شود. ایران هم می­تواند تسخیر کند و هم تسخیر شود. پیش­گویی­هایِ کتابِ مقدس به خوبی روشن می­کند که ایران قرار است تسخیر شود؛ امّا نه به دستِ امریکا و انگلیس. این دو کشور قبل از به واقعیت پیوستنِ این پیش­گویی­ها دچارِ تخریبِ اقتصادی و اجتماعی خواهند شد. اگر این­گونه نیست پس چرا در این جنگ­هایِ پیش­بینی شده امریکا رهبر نیست؟ یا حداقل درگیرِ این جنگ نیست؟ ابرقدرتی جدید در اتّحادیّه­ی اروپا در حالِ شکل­گیری است. کتابِ مقدّس این نیرویِ جدید را پادشاهِ شمال نام می­نهد. فقط یک پادشاه می­تواند پادشاه دیگری را از بین برد. زمانی که انگلیس و امریکا ابرقدرت، یا پادشاه، بودند به تاریخ پیوسته است. و باید دلیلِ آن­را بدانیم.

آیا ما می­توانیم این ابرقدرتِ جدید در صحنه­ی جهانی را ببینیم؟ بله، می­توانیم. شما با تماشا و تعقیب کردنِ آلمان و فرانسه می­توانید به بینش خوبی در این زمینه برسید. امریکا و انگلیس، آلمان را در دو جنگِ جهانی مغلوب کردند. سپس آلمان­ها را به ساختنِ کشورشان هدایت کردند؛ مخصوصاً بعد از جنگ جهانی دوم. انگلیس و امریکا فرانسه را در هر دو جنگِ جهانی حفظ کردند. فرانسه و آلمان هر دو دلایل کافی برای دوستی با امریکا و انگلیس را دارند؛ امّا واقعیت عکسِ این قضیه است. هرروز عناوینِ رسانه­ها این واقعیت را به ما نشان می­دهند. باور کنیم یا نکنیم، خدا در حال پرورشِ این دو قدرتِ اروپایی برایِ تنبیه انگلیس و امریکاست.



[1] Washington Report on Middle East Affairs

[2] Pushy

[3] Push

[4] A foreign policy with a lot of "push"

[5]  : Chaldee کلده یا کلدان (به اکدی māt Kaldu  ) :نام یکی از بخش‌های تمدن بابل است که در هزاره اول قبل از میلاد مهمترین حکومت میان‌رودان را تشکیل می‌دادند.

[6] Gesenius' Hebrew-Chaldee Lexicon


شما میتوانید PDF انگلیسی این کتاب را با عضویت رایگان در سایت ترومپت یا از طریق این لینک دانلود کنید. و همچنین میتوانید فایل PDF ترجمه دو فصل اول این کتاب را از این لینک دانلود کنید.

<

دو ملت لیبی و اتیوپی در آیه­ی 11:43 از سفرِ دانیال در کنار مصر نام برده شده اند. این دو ملت قطعاتی هستند که پازل استراتژی اسلام رادیکال را کامل می­کنند. آن استراتژی بنیان های آمریکا و اروپا را خواهد لرزاند!

«اما ] شاه شمال [ بر گنج های طلا و نقره و بر همه­ی اشیاء نفیس مصر غلبه دارد و مردم لیبی و اتیوپی خراج­گزارانِ او خواهند شد­.[1]» (دانیال 11:43) . چرا خداوند در وحی از لیبی و اتیوپی یاد می­کند؟ هیچ کلمه­ای در کتاب مقدس خداوند، بی­دلیل نیامده است. حتماً خداوند به دلیل مشخصی نام این دو ملت را در کنارِ مصر در یک آیه آورده است. این آیه می­گوید که قرار است لیبی و اتیوپی نیز با ایران هم پیمان شوند!

تفسیر سونکینو[2] در این باره، اینگونه توضیح می­دهد: «یا به لشکر او می­پیوندند یا خود را تسلیم و گوش به فرمان او می­کنند.» فرهنگ­نامه­ی عبری-کلدانی جِسِنیوس[3] اصطلاحِ «at his steps» را «در مصاحبت با او» معنی می­کند. ترجمه مُفات[4] اینگونه است : « تعقیب کردنِ سلسله­ی وی یا حیله­ی وی»

پس شما نیاز دارید لیبی و اتیوپی را رصد کنید. آن­ها قرار است تحتِ کنترل سنگین ایران، شاه جنوب، بروند. دلیل مقهور ماندنِ آنها در پیروزی شاه شمال نیز همین است. چرا ایران علاقه­ی زیادی دارد تا مقداری از کنترل لیبی و اتیوپی را به دست گیرد؟ جوابِ این سوال برای من، توطئه است.

تنها چیزی که نیاز دارید، یک نقشه­ی خاورمیانه با تأکید بیشتری بر دریایِ مدیترانه و سرخ است. آنگاه شما خواهید فهمید که چرا پادشاهِ جنوب ، یا اسلامِ افراطی، علاقه زیادی به ایجاد اتحاد با این دو سرزمین؛ یا به کنترلِ آنها دارد.(همانطور که این علاقه را در زمینه­ی مصر و تونس دارد.) آنها در سواحلی واقع هستند که مهم­ترین مسیرِ تجاری جهان را داراست!

هرکسی که اتیوپی را کنترل کند یا شدیداً بر آن اثربگذارد، بدون شک منطقه کوچکی از اریتره و جیبوتی را در خط ساحلی دریای سرخ کنترل خواهد کرد. این مناطق به تازگی از اتیوپی جدا شده و اعلام استقلال کرده­اند. همچنین، من اعتقاد دارم که در کتاب مقدس این دو قسمتِ کوچک بعنوانِ بخشی از اتیوپی به حساب آمده­اند.

اعاده­ی کنترل بر کانالِ سوئز کافی نیست. مصر در سال 1956 سعی داشت این کنترل را در دست گیرد؛ با این­حال انگلیس و فرانسه و اسرائیل، مصر را با یک حمله از آنجا بیرون راندند. امّا اگر ملّتی اسلام­گرا و افراطی با نیرویِ هواییِ قدرتمندی که مسلّح به گلوله­ و موشک­ است بر این مسیر تجاریِ دریایی احاطه داشته باشد، آنوقت نتیجه چه می­شود؟ این مسئله به ایران یک قدرت بالقوه برای کنترل تجارت در این مسیر دریایی را می­دهد. اسلامِ افراطی انتقال نفت مورد نیاز امریکا و اروپا را می­تواند متوقف کند.

ایران بالقوه می­تواند کنترل اورشلیم، سومین مکان مقدس مسلمانان، را در دست گیرد. من مطمئنم که اورشلیم برای ایران بیشتر از نفت اهمیت دارد. مسلمانان برایِ حدودِ1500 سال با صلیبیّونِ کاتولیک بر سرِ تصاحبِ اورشلیم جنگیده­اند. پیشگوییِ کتاب مقدس به ما می­گوید که آخرین جنگِ صلیبی در پیشِ رو است. تصرف اورشلیم توسط ایران، به یکباره باعث واکسینه شدن جهان اسلام خواهد شد. با این تصرف بسیاری از مسلمانان افراطی برای تاثیر بر دیگر کشورها در خارج از خاورمیانه پخش خواهند شد و این اتفاق منجر به آشوب­ها و ترورهایِ خطرناک در اروپا، آسیا و امریکا خواهد شد.

امپراتوری قریب الوقوعِ رومِ مقدّس، که ابرقدرتی است با 10پادشاه و کاتولیسم بر آن حکم­فرما است و توسط فریبنده­ترین و خشن­ترین آلمانی که تا به­حال وجود داشته هدایت می­شود، درک می­کند که این التهاب عربی می­تواند همچون آتشی­ عظیم، همه­گیر شود. بسیاری از کاتولیک­ها اورشلیم را بعنوان مهم­ترین مکانِ مذهبی خود به حساب می­آورند.

اگر ایران کنترل این مسیر را در دست گیرد، می­تواند یک شَبِه، خسارت و هرج و مرج عظیمی را در امریکا و اروپا ایجاد کند. آلمان و واتیکان، قلب امپراتوری مقدّس روم، به پادشاه جنوب اجازه نخواهند داد تا بر اورشلیم و مهم­ترین مسیر تجاری جهان مسلّط شود.

من برنامه­ای تلویزیونی با عنوان «کلیدِ داوود» را در تاریخ 27 ژانویه 2011 اجرا کردم. در این برنامه از بینندگان درخواست شد تا اتیوپی و لیبی را به دلیل مطلبی که به تازگی متوجه شده بودم، تحت نظر داشته باشند. در آن زمان تقریباً هیچ خبری از لیبی در رسانه­ها وجود نداشت. لیبی به نظر آرام می­آمد ولی کمتر از یک ماه بعد، جنگ داخلی شروع شد.

شما باید منتظر باشید تا لیبی و اتیوپی با شدت و سرعت وارد اردوگاهِ اسلامِ افراطی شوند. پادشاه جنوب احتمالاً قصد دارد تا از طریق قدرتِ مسیرِ تجاری­اش، بر پادشاه شمال یورش برد. این حرکت، نمایشی بیش نخواهد بود! امپراتوری مقدس روم با پاسخی سریع و سخت و حمله­ای سیل­آسا، ایران و اسلامِ افراطی را درخواهد نوردید.

کنترلِ ایرانی-عربی بر دریای سرخ و مدیترانه، دلیلِ اصلی شرکت نکردنِ امریکا در باب 11 از کتاب دانیال و در جنگِ خاورمیانه است. اقتصادِ ما متزلزل است؛ دلار به شدّت ضعیف شده­است و ایران می­تواند امریکا را تهدید کند و یا حتّی نفتِ ما را قطع کند و اقتصادِ امریکا را خرد و متلاشی کند تا امریکا را از این جنگ خارج کند.

پیشگویی­هایِ مرتبط با لیبی و اتیوپی، دستِ استراتژی نظامی ایران را رو می­کند. ما بیش از 15سال پیش درباره جاه­طلبی جهانیِ ایران سخن گفتیم و از آن موقع تا به حال، این حسّ تمامیت­طلبیِ ایران روز به روز بیشتر شده است.



[1] Shall be at his steps

[2] Soncino

[3] Gesenius' Hebrew-Chaldee Lexicon

[4] Moffatt


شما میتوانید PDF انگلیسی این کتاب را با عضویت رایگان در سایت ترومپت یا از طریق این لینک دانلود کنید. و همچنین میتوانید فایل PDF ترجمه دو فصل اول این کتاب را از این لینک دانلود کنید.

کتاب پادشاه جنوب

1-2- تاریخ دو پادشاه

سه شنبه, ۱۷ مرداد ۱۳۹۱، ۰۳:۵۲ ب.ظ

به آیاتِ 3-11:2 از سِفرِ دانیال توجه کنید: «حال می­خواهم به تو حقایق آینده را نشان دهم. آگاه باش که در مملکتِ پارس سه پادشاه دیگر به سلطنت خواهند رسید. پس از آنها پادشاه چهارم رویِ کار خواهد آمد و از همه ثروتمندتر خواهد بود و با قدرتی که از ثروتش بدست آمده، همه را علیه قلمرو یونان تحریک خواهد کرد. سپس پادشاه نیرومندی رویِ کار خواهد آمد که سلطنت وی وسیع خواهد بود و هرچه بخواهد انجام خواهد داد.»

آنچه آقای آرمسترانگ درباره­ی این آیات در رساله­ی خود با عنوانِ «خاورمیانه در پیشگویی­ها» نوشته است را در این­جا می­آوریم: «در واقع، در امپراتوریِ ایران بیش از 12 پادشاه وجود داشته است، اما تنها 4 نفری که بعد از کوروش بودند در این پیشگویی اهمیت دارند. آنها به ترتیب کمبوجیه[1]، شبه بردیا[2]، داریوش[3] و خشایار[4] هستند. پادشاه آخرِ آنان یعنی خشایار بوده است که ثروتمندترینِ آنها بوده و علیه یونان جنگ به راه انداخته است.»

سپس فیلیپ، شاهِ مقدونی، نقشه­ی جنگ بزرگی را برای تسخیر امپراتوریِ ایران با لشکری از یونانیان کشید. وی قبل از به پایان بردن نقشه­اش مُرد. امّا پسرش، اسکندر مقدونی، نقشه­های پدرش را عملی و به ایران تجاوز کرد. در سال 333 قبل از میلاد او با سپاه ایران در جنگ ایسوس[5] روبرو شد (دانیال 5-6، 8:2). سپس او به سمت پایین و مصر حرکت کرد  و بعد از آن برای آخرین شکستِ امپراتوریِ ایران به جنگ آربِلا در سال 331 قبل از میلاد رفت و پس از آن برای تسخیرِ کاملِ هند لشکرکشی کرد و  هرچه سرِ راهش بود، نابود کرد.

در آیه­ی  11:4 از سِفر دانیال داستان ادامه می­یابد: «امّا در اوج قدرت؛ سلطنتش از هم خواهد پاشید و به 4 سلطنت ضعیف­تر تقسیم خواهد شد. فرزندی از وی به پادشاهی نخواهد رسید؛ زیرا سلطنتش از ریشه کنده شده و به دیگران خواهد رسید.» آقای آرمسترانگ در این باره از کتابِ تاریخ  باستانِ جُرج رالینسون[6]-که تاریخِ معتبری است- نقل کرده و نوشته است: « چه دقیق این اتفاق رخ داد... به دلیلِ مرگ غیر منتظره­ی او در اوج جوانی و قدرت(در سن 33 سالگی در جوئن سال 323 قبل از میلاد)، او(اسکندر) هیچ وارثی به جای نگذاشت، نه برای قدرتش و نه برای برنامه­هایش... امپراتوری بدون رهبر و سردرگم ماند. در پی این اتفاق،  تا سال 301 قبل از میلاد کشور توسط فرماند­هان اسکندر دقیقاً مطابق با پیشگویی­ها به 4 قسمت تقسیم شد. این 4 فرمانده عبارت­اند از:

1-    بطلمیوس[7]: فرمانروایِ مصر و سوریه و یهودیه(فلسطین)

2-    سولوکوس[8]: فرمانروایِ سرزمینهایِ سوریه، بابل و از شرق تا هند

3-    لیزیماکوس[9]: فرمانروایِ آسیای صغیر

4-    کاساندر[10]: فرمانروایِ یونان و مقدونیه

آقای آرمسترانگ می­نویسد: « بنابراین، پیشگوییِ آیه­ی 4 به وقوع پیوست... نظر شما را به آنچه که در ادامه آمده جلب می­کنم. از اینجا به بعد ، وحی فقط فعالیت دو قسمت از این 4 قسمت را پیشگویی می­کند. در قدیم به مصر، پادشاه جنوب و به کشورِ سوریه پادشاه شمال می­گفتند زیرا مصر در جنوب اورشلیم واقع است و سوریه دقیقاً در شمالِ یهودیه.»

امروز من بر این باورم که قسمت زیادی از سرزمینِ پادشاهیِ جنوب در جنوبِ اورشلیم واقع خواهد بود؛ امّا نه همه­ی آن. برای مثال سودان در حالِ حاضر در اردوگاهِ اسلام­گرایانِ افراطی است. شاید در آینده­ی نزدیک، الجزایر نیز در این اردوگاه قرار گیرد. لکن مطمئناً همه­ی سرزمینِ پادشاهِ جنوب، در جنوبِ سرزمینِ پادشاهِ شمال خواهد بود.

آقای آرمسترانگ اینگونه ادامه می­دهد: «دلیل ارتباطِ آیاتِ کتاب دانیال به این دو سرزمین آن است که سرزمین مقدس بین این دو پادشاهی مکرّراً جابه­جا می­شده و به طور کلّی جنگ­های مختلف آن­ها بر سر تصرّف یهودیه بوده است.» به آیه­ی 11:5 از سِفر دانیال توجه کنید: «و پادشاهِ جنوب ( شاهِ مصر، در مدلِ قدیمی رخدادهایِ آخرالزمان) قدرت­مند خواهد بود و یکی از شاهزادگانش قدرت­مند­تر از وی، و حکومتش عظیم.»

آقای آرمسترانگ درباره­ی این دو پادشاه گفت: «به طور کلّی جنگ­های مختلف آن­ها بر سر تصرّف یهودیه بوده است» که امروزه اسرائیل خوانده می­شود و این نشان می­دهد که آن دو پادشاه قرار است بر سر سرزمین یهودیه (و بطور مشخّص اورشلیم) جنگ کنند.

در طول جنگ­های صلیبی، همیشه اورشلیم بعنوان غنیمت اصلی به حساب می­آمده است. این شهر از لحاظ مذهبی برای یهودیان، مسیحیان و مسلمانان از اهمیّت بسزایی برخوردار است. در واقع جنگ­های صلیبیِ به اصطلاح مسیحی، جنگ­های صلیبیِ کاتولیکی بوده­اند. به طور عمومی رومِ کاتولیک با لشکر مسلمانان برخورد کرد.

ضروری است که ما تاریخ را بدانیم. تاریخ در حال تکرار است. بعد از پیشگویی­ها و آیات، دومین نشانه و دست آویزِ ما درباره­ی آینده، تاریخ است.

اورشلیم پایتخت اسرائیل بوده و در پیشگویی­های آخرالزمان، اورشلیم، امریکا و انگلیس حضور دارند. در آیه­ی 5:5 از سِفرِ هوشع نبی پیش­بینی شده­است که مردمِ انگلیس[11]، امریکا[12] و یهودیه، همگی در یک زمان سقوط خواهند کرد. کمی بعد از این­که پادشاه شمال بر پادشاه جنوب غلبه پیدا کند، جاه­طلبی وی فراتر از تسخیر اورشلیم خواهد رفت. آقای آرمسترانگ در این­باره نوشته است: «در تواریخ معتبر و صحیح، ما پی می­بریم که بطلمیوسِ اولِ اصلی، که سوتر[13] نامیده می­شد، بسیار قدرت­مند می­شود و مصر را فراتر از بزرگترین رویاهای اسکندر توسعه می­بخشد. یکی از شاهزادگان یا فرماندهانش، سولوکوس، نیز بسیار قدرت­مند می­شود و در سال 312 قبل از میلاد، از درگیرِ جنگ بودنِ بطلمیوس سوء استفاده کرده، خودش را در سوریه به مقامی می­رساند. وی همچنین تاجِ پادشاهی را تصاحب می­کند.»

لطفاً به آیات 34 و 35  فصلِ 11از سِفر دانیال توجه کنید: «امّا در زمانی که آنها(مردم) باید سقوط کنند، به ایشان کمک­هایی خواهد رسید ولی بسیاری با نیرنگ به آنها خواهند پیوست. عده­ای از حکیمان کشته خواهند شد امّا این باعثِ پاک و طاهر شدنِ قوم می­شود. این وضع همچنان ادامه خواهد یافت تا آخرالزمان فرا رسد؛ چرا که آن زمانی است که خداوند مقدر فرموده است.»

آقای آرمسترانگ گفته است: «در این­جا سیرِ کلّی مردمِ خداوند از زمانِ مسیح تا به امروز توصیف شده است. این را با مطالب مشابه در آیاتِ 12:6،11،13،17 از سفرِ مکاشفه(رویدادهای آخرالزمان) مقایسه کنید و توجه کنید که این سیر تا به این آخرالزمان به زوال و نزولِ خود ادامه می­دهد.»

آیه­ی 11:36 از کتاب دانیال: «پادشاهِ شمال هرچه بخواهد انجام خواهد داد. او خود را ستایش خواهد کرد و بالاتر از هر خدایی خواهد دانست و به خدایِ خدایان کفر خواهد گفت. او به این کار ادامه خواهد داد تا زمانِ مجازاتش فرا رسد. همانا آن­چه خداوند مقدّر فرموده واقع خواهد شد.» آقای آرمسترانگ نوشته است: «شاهِ شمال چه کسی است که در پیش­گوییِ ما در اوایل و اواسط عهدِ جدید آمده است؟ در سال 65 قبل از میلاد، سوریه توسط امپراتوری روم بلعیده و به ایالتی از روم تبدیل شد. در این زمان امپراتوری روم یهودیه را کنترل می­کرد. بنابراین در این زمان پادشاهیِ شمال به امپراتوری روم اطلاق می­شود.»

این یک قطعه­­ی اساسی از این پازل است. کتاب مقدس 10 قیامِ امپراتوری روم را پیش­گویی می­کند که هفت­تایِ آخرِ آنها توسط کلیسای کاتولیک روم رهبری می­شوند. تاریخ نشان داده است که همه به جز یکی از این قیام­ها به وقوع پیوسته است. آخرین قیام تقریباً پیش روی ما است. این قیام کاملاً مطابق با این پیش­گویی است که پادشاه شمال باعث عذاب بزرگی می­شود. «آخرالزمان»، که درباره­ی آن در آیه­ی 11:40 از کتاب دانیال بحث شد، در فصل 12 پادشاهِ شمال را هم درگیر می­کند که این همان هفتمین قیامِ امپراتوری روم است. پادشاه شمال این عذاب را بر ملّت­هایِ اسرائیلیِ وابسته به کتاب مقدس(biblical) تحمیل می­کند.(در اصل منظور از ملّت­هایِ اسرائیلیِ وابسته به کتاب مقدس، امریکا، انگلیس و یهودیانِ خاورمیانه است)

همانطور که مشاهده کردید، همه­ی پیش­گویی­هایِ فصل 11 کتاب دانیال مطابق با تاریخ به وقوع پیوسته­اند؛ امّا بعد از این آیات، پیش­گویی­ها به یک­باره به زمان حال یا «آخرالزمان» می­جهند. آیه­ی 40: «و در آخرالزمان، پادشاه جنوب باید به وی یورش برد...» این بر می­گردد  به یک پادشاهِ جنوب که هنوز در آینده است.

پادشاه شمال از چند کشور تشکیل شده است که توسط یک کشور رهبری می­شوند؛ آلمان. منطقی است که پادشاه جنوب نیز چنین ترکیبی داشته باشد. همه­ی ادلّه به این ختم می­شوند که ایران کشوری است که پادشاهیِ جنوب را می­سازد. از اوایل سال 1990 ما بر این باور بودیم که ایران، جهانِ اسلام­گرایانِ افراطی را هدایت خواهد کرد و پادشاه جنوب خواهد بود. امروزه ایران، شاهِ خاورمیانه است[14].


[1] Cambyses

[2] Pseudo-smerdis

[3] Darius

[4] Xerxes

[5] Issus

[6] George Rawlinson

[7] Ptolemy(Soter)

[8] Seleucus (Nicator)

[9] Lysimachus

[10] Cassander

[11] biblical Ephraim

[12] Biblical Manasseh

[13] Soter

[14] Today Iran is "king" in the Middle East


شما میتوانید PDF انگلیسی این کتاب را با عضویت رایگان در سایت ترومپت یا از طریق این لینک دانلود کنید. و همچنین میتوانید فایل PDF ترجمه دو فصل اول این کتاب را از این لینک دانلود کنید.

<

@hamkhahi_bot
hamkhahi.ir