بنده

زندگی با تغییر یک «حرف» بندگی میشود؛ اینجا هم، محل همان «حرف» ... بنده؛ بلاگ شخصی حسین بوذرجمهری
بنده را دنبال کنید

دفتر جغجغه

فصل اوّل: نماز شب

جمعه, ۷ دی ۱۳۸۶، ۱۰:۴۶ ب.ظ

وقتی از همه بریدی.دردی بزرگ توی سینه ات هست که میخوای به یکی بگی ولی به کی؟ هر چقدر فکر میکنی میبینی که نه. به هیچ کی نمیتونی بگی. چیکار میکنی؟

وقتی یک خواهشی داری که هیچ کس نمیتونه انجامش بده. چیکار میکنی؟

میخوام لذت یک شب با خدا رو بهت نشون بدم. همون یک نفری که اگه بهش بگی میگه ok !!!

شب صبر میکنی تا ساعت بشه 12. صبرت تموم میشه. زودی میری دستشویی!!! نه بابا. میری که وضو بگیری نه اینکه ... (شوخی بسه)

توی آینه نگاه میکنی. شیر آب سرد و گرم رو با هم تلفیق میکنی.وضو میگیری در حالیکه نگاهت تو چشم خودته.به مشغله ذهنیت فکر میکنی. همونی که به هیچکی نمیتونی بگی.همونی که داره توی سینه ات غوغا میکنه. وضو رو که گرفتی از دستشویی میای بیرون.هیچی نمیبینی.آخه همه خوابند. خونه تاریکه.فقط نور مهتاب از لای پنجره میزنه توی پذیرایی.

میری توی اتاق خودت.آهسته آهسته تا کسی بیدار نشه. صدای خش خش شلوارت میاد.تک چراغ وسط سقف رو روشن میکنی. اول چشمت تنگ و بعد گشاد  میشه.برگه دست نویست رو از روی طاقچه با مهر رویش بر میداری. تسبیح رو از کشوی میزت بر میداری. مهر رو روی زمین میگذاری و تسبیح و برگه کنارش.

الله اکبر

               بسم الله الرحمن الرحیم ...

شروع شد. تموم شد! 4تا نماز نافله شب رو به سرعت برق میخونی!!!

نماز چهارم که تموم شد سر جات میشینی و به مهر نگاه میکنی. ذهنت مشغوله.همش به مشغله ای که داره داغونت میکنه فکر میکنی.گذر زمان رو نمیفهمی. یک دفعه یادت میاد که داشتی نماز میخوندی.هنوز 3رکعت مونده.

دو رکعت نماز شفع   الله اکبر

تک رکعت آخر مونده. برگه و تسبیح رو بر میداری. برگه تو دست چپ و تسبیح توی دست راست.

الله اکبر

روی برگه مراحل نماز وتر نوشته شده و چون حفظ نیستی مجبوری کمی برگه رو بیاری بالا و زیر چشمی از رویش بخونی!!! نوشته: 

         یکبار حمد. سه بار توحید   یکبار فلق   یکبار ناس

نوبت به قنوت میرسه.حالا دو دست رو بالا میاری. دیگه مجبور نیستی زیر چشمی به برگه نگاه کنی. نوشته:

          40 بار اللهم الغفر المومنین و المومنات و المسلمین والمسلمات

          70بار استغفر الله ربی و اتوب الیه

           7بار هذا مقام العائذ بک من النار

      300بار العفو!!!

با خودت میگی یا ابوالفضل!!! کارم در اومده!!! 300 تا! شروع میکنی به ذکر گفتن. با دست چپ تسبیح میشماری و با چشمات به برگه تو دست راستت نگاه میکنی.

خدا را شکر 40تای اول تموم شد.

آب دهان قورت میدی.میری سراغ 70تای بعدی. ساعت شده 12:30. وقتی 20 یا 30 تای اول رو تموم میکنی پاهات شروع میکنه به مور مور شدن. سست میشه پاهات. کمی خسته میشی و هی بیشتر میشه این خستگی.

70تای بعدی هم تموم شد. 7تای بعدی هم که کاری نداره. یا خدا !!! میرسی به 300تا العفو.

شروع میکنی به العفو گفتن.اول کمی آهسته میگی. چشمات داره کمکم بسته میشه.پاهات کاملا داره بی حس میشه. واقعا خسته شدی. ولی اینقدر این خستگی شیرینه که باورت نمیشه.

برگه از دستت رها شده. العفو گفتن رو تند میکنی. اینقدر تند میگی که میشه شبیه علف!!!

300 تا العفو هم تموم شد.

یک لحظه همونطوری وایمیستی. و بعد به رکوع میری. اینقدر به یک حالت ایستاده بودی که تمام حرکاتت کند شده! روان شدن خون به مغزت رو حس میکنی! بعد از گفتن ذکر رکوع به پاهات نگاه میکنی.پاهات به رنگ قرمز و مشکی در اومده. کاملا جمع شدن خون رو تو پاهات میبینی.از رکوع که بلند میشی تا به سجده بری آنقدر آهسته میری که شاید اگه خودت رو ول کنی سریعتر بیفتی!!  وقتی سجده اول رو گفتی و میخوای بری سجده دوم همینکه دو تا پات روی هم میاد کاملا بی حسی پاهات رو حس میکنی! انگار دو تا تیکه گوشت نرم رو هم افتادن!

سلام نماز رو میدی.

یک حس خاص داری که فقط اگه نماز شب خونده باشی میتونی بفهمی. حسی که واقعا نمیتونم وصفش کنم. همینجور که سر جات نشستی به مهر نگاه میکنی .اصلا احساس خستگی نمیکنی! واقعا تعجب میکنی. سر به سجده میگذاری و حرفتو با خدات میزنی. همونی که توی دلته. همونی که توی دل منه و الان باعث شده اشک تو چشمام جمع بشه. همونی که به هر کی بگم نمیفهمه. همونی که .... اشک میریزی شاید. با خدات حرف میزنی. واقعا خالی میشی. واقعا لذت میبری.  مهر و برگه و سجاده رو میگذاری سر جاش.

میری توی رخت خواب و در حالیکه به سقف نگاه میکنی و لبخند میزنی نمیفهمی چجوری خواب میری.

 


واقعا تجربه یکبار نماز شب رو به همه پیشنهاد میکنم. اینقدر خالی میشین که نگو.

یادش بخیر بار اولی که نماز شب خوندم. حدود دو سال پیش بود. همه نماز شب رو براتون نوشتم. همینه. تموم. باورتون نمیشه چه لذتی میبرین وقتی نماز تموم میشه.دفعه اول حدود۱ ساعت طول کشید ولی الان ۱۵ دقیقه! حداقل هفته ای یکبار بخونین واقعا لذتی میبرین وصف ناپذیر. برای منم دعا کنین.

 

<

  • جمعه, ۷ دی ۱۳۸۶، ۱۰:۴۶ ب.ظ

بازخوردها  (۲۸)

salam khobin heh!! kheili ghashang tosifesh kardi man in tajrobaro dashtam avalin bariam ke namaz khondam namaze shab bood ke ashk behem amon nemidad
vaghean hekmate in namaz chie
alanam to in sa@t ta alan nashod namazamo bekhonam alan mikham beram namaz bekhonam
manam behame tajrobeye yebaresho tosie mikonam ye hese ghashang
ye hese be yad mandani

bloge jalebi dari ghashang minevisi khosham omad
be manam ye zari bezani mamnoon misham
eydetonam mobarak!:D
movafagh o shad o ashegh bashin
felan
salam
baba mer30 kheili khob tosif karde boodi
eine hamon hali ke dashtam
bavaret nemishe tasmim gereftam emshab namaz shab bekhoonam ye bar dige ham fek konam 2 sal pish khonde boodam
خوشحالم که با یک توصیف ساده تونستم تحت تاثیر قرارتون بدم.
از نظراتتون ممنونم.
باران که می بارد تو می ایی
باران گل باران نیلوفر
بارن مهر وماه واینه
باران شعرو شبنم وشبدر
باران که می باردتو در راهی
از دشت شب تا باغ بیداری
از عطر عشق اشتی لبریز
با ابروماه واسمان جاری
غم می گریزد غصه می سوزد
شب می گدازد سایه می میرد
تا عطراهنگ تو می رقصد
تا شعر باران تو می بیند
از لحظه های تشنه ی دیدار
تا روزهای با تو بارانی
غم می کشد مارا تو می بینی
دل می کشد ما را تو می دانی
باران که می بارد تو می ای
باران گل باران نیلوفر
بارن مهر ماه اینه
باران شعر و شبنم وشبدر
سلام وقتت به خیر اگه ممکنه می خوام لینکت کنم .البت اگه مشکلی نیست.
وبت قشنگه ادم رو به خودش می یاره تو اینقدر جسارت داری درباره ی موضوعات دیگه هم بنویس
من تا به حال نماز شب رو تجربه نکردم ولی خیلی وقتا تا صبح بیدار بودم قران خوندم و دعا کردم.
گریه کردم نه به خاطر خودم به خاطر بد بختی ما ادما که اینجا گیر کردیم و خودمون رو زدیم به نفهمی.
انگار می ترسیم عشق خودمون رو ابراز کنیم البته عشق عرفانی و خدایی
خوب اگه موافقی خبرم کن ..
در مورد وبلاگ من هیچ اختیاری ندارم همین جوریشم همه به عارف مسلکیم می خندن..
فعلا خداحافظ
  • !Ce$c |F@brEg@s!
  • Movaffagh bashi CJ joon!
    سلام دمت گرم اخر وبلاگه
    من خیلی خوشم اومد میخوام یه بار تجربه کنم
  • محمد اعتمادی
  • ین کلثوم دیگه عجب گیریه ....
    از نظرا برمیاد که قشنگه ولی من نخوندمش ...
    بابا جسارت . تو اگه جسارت داشته باشی پس بقیه چی دارن؟؟؟

    ↔روزگار به کامت ↔

    ↔محمد اعتمادی↔
    ↔پیروز , موفق و سربلنـــــــــــــــــد باشید↔
    محمد حیف دوست جون جونمیم هستی وگرنه همینجا جلو همه یک متلک بهت مینداختم تا دو هفته توش بمونی.
    شوخی کردم.
    بقیه تا منو دارن غم ندارن که.
    آخرششششششششششششششششششششششششی
    همه زیاد حرف میزنن. کلثوم شما ساعت 3:46 نظر دادی. شما خواب ندارین؟ چیکار میکنین شما؟

    مهرناز خانوم شما چرا گریه میکنین؟
    مثه اینکه اینجا همه به هم کار دارن جعفر جون شما بیا پست بذار برو چی کارداری که چرا گریه می کنن شاید یارو دلش گرفته شاید....
    عجب دورزمونه ای شده ها
    جهت اطلاع.
    تنها دلیلی که جوابو دادم این بود که نگن چرا جواب نمیدی.

    خانم کلثوم یک بار شاکی شدند جهت اطلاع.

    تو هم بیا اینجت نظرتو بده و برو چیکتر داری من به کی چی میگم؟
  • محمد صابر نی ساز
  • بوذر در کل ایول
    من گریه می کنم به حال خودم ولی خیلیی قشنگ نوشتی تحت تاثیر قرار گرفتم بعدشم چرا می زنین فائزمو حالا یه دفعه خواست از ما دفاع کنه ببینم می ذارین
  • استاد(haraniq)
  • سلام.وب خوبی دارین.
    مااز فرزانگان کرمانیم.خوش حال میشیم به وب ما (نجف زاده در سمپاد)هم سری بزنید.
    در ضمن میتونیم با هم تبادل لینک کنیم.
    www.kharaniq.blogfa.com
    ماآپیم.حتما بیاین.
    bye
    ببخشید خانوم فائذه. من با هر کسی مثل خودش رفتار میکنم.
    من که شروع نکردم. آخه حرفشون جوری بود که داشت شخصیتم و زیر سوال میبرد. من هم دلیل اینکه اینجور چیزایی رو میپرسم یا جواب میدم رو گفتم که یک وقت فکر بد نکنن.

    در هر حال ببخشید اگه ناراحتتون کردم.
  • محمدرضا باقری
  • من هرچی باشم هیچ وقت رفیقمو نمی فروشم ...
    موفق باشی و سبز .
    مگه من به شما چی گفتم یا چی رو اول من شروع کردم که مث من رفتار کردین بعدشم من خواستم بگم واقعا متن شما قشنگ وتاثیر گذار بوده حالا شما ربطشو به شخصیت یا زیر سوال برد شخصیت خودتون بگین در ضمن شما که تا این حد مقیدی به نظراتی که تو وبلاگای دیگه می دی هم یه سری بزن شاید اوناهم جواب دادن منظورم بیسوادهاست تقصیر منه که اینقدر از وبلاگ واین متن تون تعریف کردم
    ای بابا. من که با شما نبودم.

    چقدر سوء تفاهم پیش اومده. شما که نه. خانوم فائذه جوری برخورد کرد که انگار دارم مخ دخترا رو میزنم. از این واضح تر بگم؟ به قرآن من برای این اینجور نظرایی رو نمیدم که. اون جوابی هم که دادم با خانوم فائذه بودم.
    آخه شما که کاری نکردین که من اینجوری به شما بگم. ای بابا. چرا حرف تو دهن من میذارین. شما که چیزی جز تعریف نکردین مهرناز خانوم. خانوم فائذه از این نظر ها بد برخورد کردند.

    سوء تفاهم برطرف شد؟

    راستی ممنون خانوم کلثوم. من طرف حق رو گرفتم.همین.و نظرتون رو برای این پاک کردم چون من نه از سمپاد خوشم میاد نه از کارایی که ما سمپادی ها میکنیم. یعنی نمیخوام این وبلاگ تبدیل بشه به یک وبلاگی که پر بشه از دعواهای سمپادی.فهمیدین منظورمو فکر کنم.نه؟ ممنون.
  • آرمان آرین
  • درسته سختی اش شیرینه، ولی سعی کن به سختیش فکر نکنی.
    کارت عالیه، عالی تر از عالی، همیشه ادامش بده...
    ولی یادت باشه که اگه به نزدیک شدن به خدا فکر کنی، نه تند تند العفو میگی و نه واسه اون مشکل تو دلت میری پیشش.
    اگه واسه خود خودش بخونی، لذتش چندین برابر میشه. خیلی سخته ولی ممکنه.
    واسه ما هم دعا کن.
    راستی میشه نماز شب رو در حین راه رفتن و این ها هم خوند. و البته میشه خیلی کوتاهترش کرد.
    خوش به سعادت جعفر جان
    thank

    after all there is one who can undrestand me.Im so happy
    جعفر جان تصور کن صبحتو با هندسه تحلیلی شروع کنی چی از مخت می مونه ؟
    تازه با توجه به اون معلم ونحوه ی درس دادنش ویه دانش آمنوز مث من که سر کلاس فقط سوتی میگیره می خنده
    .................متاسفم
    salammage manchi goftam ke iinghad harf gonde mikonin aghaye jafar avalan man age harfi zadam ke narahat shodi bebakhshid va age be shakhsiateton barkhorde bayad begam shakhsiate jafarjoon bebakhshid vaage sanian man az hamsaram defa kardam hamin albate defa ke nemishe goft salesan mage man chi gftam inghad asabani shodi
    باعرض معذرت ار صاحب وبلاگ
    من متاسفم را برای شب یلدا زدم نه برای نماز شب
    اشتباه شده
    midooni shabahate farzanegani ha ba palange soorati chie?????
    aghle har do tashoon mahdoode!!!!

    nokteye enherafi:range har dotashoon sooratie
    یاد باد آن روزگاران یاد باد!
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی

    @hamkhahi_bot
    hamkhahi.ir