بنده

زندگی با تغییر یک «حرف» بندگی میشود؛ اینجا هم، محل همان «حرف» ... بنده؛ بلاگ شخصی حسین بوذرجمهری
بنده را دنبال کنید

هنر

سیاست

نقد فیلم - Unthinkable

شنبه, ۲۸ دی ۱۳۹۲، ۰۱:۲۳ ب.ظ

سینمایی «غیر قابل تصور=Unthinkable» که ترجمه های مختلفی مانند «باورنکردنی» نیز از نام آن موجود است محصول سال 2010 امریکاست که مستقیماً برای شبکه خانگی امریکا (و نه سینما) تولید شده است. برای مواجهه با هر فیلمی مانند هر کتاب یا حتی هر سخنی، پیش از دانستن خود موضوع، باید دانست مخاطب موضوع کیست؟ همانطور که از نحوه انتشار فیلم مشخص است، مخاطب اصلی آن مردم مغرب زمین و به خصوص امریکاییها هستند نه مردم دیگر کشورها. بنابراین در این فیلم باید دید که حکومت امریکا چگونه با مردمِ خودش درباره‌ی اسلام صحبت می‌کند و جنایت‌های خود را توجیه می‌کند؟

درباره فیلم به ذکر چند نکته مختصر بسنده میکنم و به شرح کامل داستان نمیپردازم به همین دلیل دیدن فیلم را برای مخاطب عزیز ضروری میدانم. حرف و لُبّ کلام کارگردان و نویسنده فیلم آن است که برای توقف و حفظ و نجات جهان باید به هر کاری علیه دشمن دست زد. فیلم که تماماً روایتگر شکنجه یک مسلمان است سه چهره اصلی دارد. «یانگر» امریکاییِ مسلمان و عضو اسبق نیروهای دلتاست که در سه شهر امریکا بمب گذاری هسته‌ای کرده است. «اچ» سیاهپوست مأمور CIA و «برودی» مأمور زن FBI انقد فیلم unthinkableست. فیلم در واقع از دقیقه‌ی 13 شروع میشود و تا قبل از آن در حال شخصیت پردازی است. اچ مأموری خشن، باهوش، عاقل و در واقع شخصیت مثبت داستان است. برودی نیز زنی دلسوز، مقرراتی، سخت کوش و احساساتی است. یانگر نیز شخصیت باهوش، عاقل، مصمم، معتقد و مکتبی است و در واقع نقطه روبروی اچ است. البته در حقیقت از نظر ما او مؤمن و معتقد نیست چون دست به بمب گذاری زده است. امّا چرا مسلمانِ فیلم را طبق بسیاری از دیگر فیلمها و تصویرهایی که ارائه میکنند یک عرب انتخاب نکرده‌اند؟ دلایل متعددی میتواند داشته باشد امّا به نظر من مهمترین دلیل این است که میخواهند او را یک فرد باهوش و عاقل نشان دهند. در واقع در جاهایی که عربها (که ایرانیها را نیز زیرمجموعه عربها تصویر میکنند) را نشان میدهند آنها را علاوه بر مصمم بودن، معتقد و مکتبی بودن، احمق و کودن نیز نشان میدهند. در این فیلم، یانگر یا یوسف از همه افراد فیلم و از تمامی افرادی که در واقع نقش دولت و حکومت امریکا را نمایندگی میکنند باهوش‌تر است بگونه‌ای که در نهایت او پیروز میدان میشود. از همین جهت است که نقش این مسلمان را به یک عرب نسپرده اند بلکه او را یک امریکاییِ مسلمان معرفی میکنند تا مبادا مخاطبین احساس کنند مردمان مشرق زمین عرضه‌ی چنین کارهایی دارند. با این حال، یک بیننده‌ی مسلمان، می‌تواند پس از اتمام فیلم از آن جهت که بالاخره یانگر بعنوان یک مسلمان توانست بر حکومت امریکا فائق آید احساس غرور کند (ورای عمل بمب‌گذاری که خلاف اعتقاد اوست). و این همان احساسی است که فیلمساز میخواست با سپردن نقش به یک امریکایی از بوجود آمدنش جلوگیری کند.
امّا برودی مهمترین شخصیت است. برودی در واقع نماینده‌ی مخاطب فیلم است. تماشاگر بیشتر از هر کس با برودی همزاد پنداری میکند. برودی در واقع کسی است که همچون تماشاگر فیلم برای اولین بار با صحنه‌های شکنجه روبرو میشود و مدام میخواهد جلوی آنها را بگیرد ولی در هر مرحله قانع میشود که نباید جلوگیری کند و باید اجازه دهد اچ، یانگر را شکنجه کند. در واقع هدف اصلی فیلم سرزنشِ برودی و در واقع سرزنشِ تماشاگر فیلم است. اچ در اوایل فیلم برودیِ تازه کار را بعنوان همکار بر میگزیند و در تمام مدت میخواهد به او بقبولاند که کاری که میکند درست است. در واقع اچ نماینده حکومت امریکاست که میخواهد به تماشاگر فیلم در تمام مدت بقبولاند که کاری که میکند درست است. در دیالوگی از فیلم اچ به برودی میگوید: «مشکل اصلی یانگر نیست، تو هستی.» این جمله پر معنا و دیگر دیالوگهای اینچنینی تماشاگر را نشانه رفته‌اند و به مردم امریکا میگوید مشکل اصلی اسلام و خاورمیانه نیست، در واقع شماهایی هستید که با رفتار احساساتی (و نه عقلانی) خود جلوی فعالیت ما را میگیرید. در دیالوگ کلیدی فیلم که در دقیقه 36 و در توالت منعقد میشود برودی باز سعی بر باز داشتن اچ از شکنجه دارد و بحث را اینطور آغاز میکند: «شکنجه بدنی جواب نمیدهد» و به طعنه اچ را «سلاح مخفی و برتر ایالات متحده علیه دشمن» خطاب میکند که اچ پاسخ میدهد: «در مورد دشمن نیست، در مورد خودمونه... ضعف ما... ما سمتِ بازنده هستیم... ما ترسیدیم اما اونا نه... ما شک داریم، اونها یقین دارند...» برودی پاسخ میدهد: «ما ارزشهایی داریم» و اچ میگوید: «ارزشهای ما به قیمت جان چند انسان برامون تموم میشه؟... اون یارویی که اون بیرونه مشکل ما نیست، مشکل ما تویی» در واقع در این دیالوگ حکومت امریکا خطاب به مردم امریکا دلیل بازنده بودن امریکا را مسلمانان نمیداند بلکه، ضعف درونی و ضعف در اعتقاد مردمش به حکومت و ارزشهایش میداند. یک نکته ثابت در اکثر فیلمهای هالیوودی این است که توالت عمدتاً جایی است برای رد و بدل شدن دیالوگهای کلیدی و سخنان بزرگ در فیلم. در واقع شاید با این کار جلوی ایجاد این احساس که این حرفها شعار هستند گرفته میشود.
نقد فیلم unthinkableصحنه‌ای از فیلم که در آن اچ، برودی را برای ماساژ گردنِ یانگر که بر اثر شکنجه اسپاسم کرده است به کار گرفته و در حال عادی کردنِ شکنجه برای او (و در واقع برای مردم امریکا) است.
در انتهای فیلم یانگر پیروز میشود و یک بمب هسته‌ای منفجر می‌شود و چون در آخر برودی جلوی کار اچ را گرفت، در نهایت فیلم با احساسی جلوه دادن حرکتِ برودی وی را (و در واقع مردم امریکا را) متهم می‌کند. شکنجه که در این فیلم نماد پراگماتیسم و انجام هرآنچیزی است که برای دستیابی به مقصود لازم است از اتهام تبرئه شده است و قبح آن ریخته است. برای این کار کارگردان دقیقاً از شکنجه ها و تصاویری استفاده کرده است که در تصاویر منتشر شده از زندانهای مخوف امریکایی مانند ابوغریب شاهد بوده‌ایم (مانند تصویر زیر که صحنه‌ای از فیلم است). در واقع وی خواسته حساسیت عمومی نسبت به این زندانها و این دست تصاویر را کاهش دهد و عمل حکومت جنایتکار امریکا را موجه جلوه دهد بگونه‌ای که اگر انسان غربی این‌بار با تصاویر شکنجه در زندانهای امریکایی روبرو شد، قبل از محکوم کردن حکومت امریکا با خود فکر کند که: «شاید این شکنجه ها برای مبارزه با تروریسم ضروری باشند
نقد فیلم unthinkable
در نهایت در نظام دو قطبی امریکا و با شرایط سیاسی آنجا، میتوان این فیلم را فیلمی از طرف حزب «جمهوری خواه» دانست که در آن «اچ» نقش حزب جمهوری خواه را بازی میکند و برودی نقش حزب دموکرات. در واقع نوعی کُری خوانی حزبی بین دو حزب نیز تلقی میشود. نکته آخری که باید خواننده از آن آگاه باشد این است که فیلمی همچون white house down فیلمی است که برای مخاطب خارج از امریکا تولید شده و نوعی کُری خوانی حزب دموکرات برای حزب جمهوری خواه است و فیلمهایی مانند unthinkable برای مصرف داخلی تولید شده‌اند. این دو نوع نگاه را باید همزمان مورد مطالعه قرار داد و توجه کرد که امریکا با مردمِ جهان چگونه فریبنده سخن می‌گوید و در داخل چگونه صادقانه. درجه‌ی اهمیّت فیلمی همچون unthinkable قطعاً بالاتر است چرا که صادقانه‌تر است.
  • شنبه, ۲۸ دی ۱۳۹۲، ۰۱:۲۳ ب.ظ

بازخوردها  (۲۰)

این اولین بارشون نبوده توی فیلم ها یک چنین مواردی رو مطرح می کنن آخرین بارشون هم نخواهد بود...
اللهم اشقی الظالمین بالظالمین
پاسخ:
سلام
فیلم قشنگی است. پیشنهاد میکنم ببینید
سلام
شاید منظور جناب رهرو این بوده:
اللهم اشغل الظالمین بالظالمین.

بالاخره جمله باید یه معنایی داشته باشه دیگه!
پاسخ:
سلام
شاید. همون و لعنت الله علی القوم الظالمین خودمون راحت تره! :دی
  • باران زده
  • سلام
    فیلم جالبی به نظر می آد
    محصول ِ چه سالیه؟
  • باران زده
  • لینک های دانلود جمیعا فیلتر هستن گویا!
    پاسخ:
    سلام
    عاقبت جوینده یابنده است. انشالله!
    برای سال 2010 است و انشالله توضیحاتی خواهم داد
    In the Name of Allah, The beneficent The Merciful...

    This is the soft war that we, Muslims, are indifferent about; are careless about...
    This is war... a real war... We'll eventually win... This is a true promise of Allah... as He said in Holy Qur'an:

    "We wished to favour those who were weak in the land and make them leaders and heirs"
    ((Chapter 28- Verse 5))

    But the matter is that if we're doing our true role in this war or not... Islam will SURELY win... but what effective role we, as students, as soft war officers, have in it? and how much we really perform it? and how much difficulty we're ready to bear for it?
    This is an important question we have to ask and we have to answer...

    پاسخ:
    سلام
    خواستم انگلیسی جواب بدم راستش حوصلم نشد.
    ولی جنبش نرم افزاری و تولید علوم اسلامی و نظام سازی وظیفه اصلی ما در این جنگ نرم است. در واقع فعال باشیم نه منقعل. ضربه اوّلی باشیم مثل سیاست خارجه محمود احمدی نژاد!
    سلام؛

    اولا اوه اوه! فیلم خشنیه پس... ممنون که توضیح دادین... چون عمرا خودم نمیرم ببینمش!! از دیدن صحنه های خشن خوشم نمیاد... :(

    ثانیا این چیزایی که گفتین، بله، درسته ولی جوابتون همچین یکم کلان بود... (البته من از شما جواب نمی خواستما، کلا گفتم همه مون باید این سوالو از خودمون بپرسیم) فرد فرد ما تعیین کننده طرح ها و سیاست های کلان کشور که نیستیم... حداقل فعلا نیستیم... نمی گم بی تاثیریم ها، نه، ولی سوال اصلی که باید از خودمون بپرسیم اینه که در حال حاضر، با شرایط موجود، با قدرت نفوذ فعلی مون و با امکانات کنونی مون (که مثلا دانشجو هستیم، یا استادیم، یا کارمندیم یا مادر هستیم یا ...) نقشمون چیه...  باید ی جواب محسوس و قابل دسترس برای این سوال حیاتی (از این جهت حیاتی که شاید درست جواب ندادن به این سوال، و یا بی توجهی به اون، بزرگترین دردسر رو تو قیامت برامون رقم بزنه) پیدا کنیم تا بتونیم خیلی زود (چون وقت نداریم؛ وقتمون به شدت کمه) ی برنامه دقیق و حساب شده برای عملی کردن جوابش تو زندگی مون، بریزیم و شروع کنیم به انجام دادنش...

    ثالثا تحلیل تون رو خیلی دوست داشتم... همچین خیلی حرفه ایانه(!) و متبحرانه و موشکافانه بود... تبارک الله...

    رابعا خداوند به ما درد و دغدغه ی اسلام ناب عنایت کنه ان شاءالله... که آدم دردمند نمی تونه ی جا بشینه و فقط نگاه کنه و دعا کنه... بلکه جهاد می کنه...

    یا علی
    پاسخ:
    سلام
    پیشنهاد میکنم دغدغه های رهبری درباره جوانان رو به دقت دنبال کنین. مطمئن هستم در نهایت میبینم مهمترین کار ما بعنوان جوان تحصیل کرده همونیه که گفتم!
    ما باید چشم انداز رو درست انتخاب کنیم. من به وبلاگم بعنوان ابزاری برای نیل به اون هدفی که گفتم نگاه میکنم و دارم تمرین تولید علم میکنم. پس اونقدر هم دست نیافتنی که گفتین نیست. همه کارهای بزرگ از جاهای کوچک شروع میشوند. غرب یک شبه تمدن غالب نشده ما هم قرار نیست بشیم. باید با تربیت جوانانمون و بازآفرینی ابن سیناها و جابر بن حیانها بتونیم حق را به حق‌دار برگردونیم و بستر ظهور آقا امام زمان و حکومت عدل جهانی وی را فراهم کنیم. انشالله
    این چشم انداز است ولی یکی از تارگتها مثلا میشود همین وبلاگی که مینویسم. یکی دیگر میشود قبولی در کنکور ارشد. ولی همه اینها در راستای اون چشم اندازه.
    ممنون از شما بابت لطفتان
    توصیه میکنم دغدغه های رهبری را دنبال کنید. همه توصیه هایشان به آنچه گفتم ختم میشود.
    یاعلی
    چشم... ممنون از راهنمایی تون :)
    سلام
    واقعا ممنونم
    فکر میکنم الان  بزرگترین وظیفه ما انتظار فرجه
    اگه مساله ی انتظار برای یک نفر حل بشه همه چیز پشت سرش حل میشه
    هم هدف مشخص میشه هم مسیر
    چون خیلی از مسیر هم از طرف امام نعصوم به قلب جوینده القا میشه...
    ان شالله
    راستی یک تشکر ویژه بخاطر لینکهای مفیدتون
    واقعا در انتخاب خیلی خوش سلیقه هستید
    من بیکار میشم لینک های شما رو بدون جستجو باز میکنم و لذت میبرم
    اجرتون با خدا

    پاسخ:
    سلام
    شما لطف دارید. ممنون از شما
    نکته خوبی فرمودید. حضرت خودشان واسطه هدایت ما باشند انشالله
    سلام
    عالی بود
    ممنون
    جانورانی هستند ها...
    چقدر شما وقتی یک فیلم میبینید چیزی میفهمید!
    پاسخ:
    سلام. ممنون
    این چیزها را شما هم میفهمید ولی بصورت ناخودآگاه. مهم این است که بفهمید که بصورت ناخودآگاه فهمیده‌اید که اغلب مردم نمیفهمند که فهمیده‌اند. تمام زیرکی سینما در همین است که بصورت غیر مستقیم چیزی را بفهماند.
    در واقع مردم را نه تنها خر میکنند بلکه خر میکنند تا نفهمند که خر شده‌اند! آنوقت اگر کسی بفهمد که خر شده است دیگر تمام زور فیلم‌ساز همچون بادی از بین میرود.
    فیلمو ندیدم حرصم درومد.
    خخخخ
    پاسخ:
    :دی
    ولی من که دیدم لذت بردم! :دی
    سلام
    خواندم
    عالی بود
    ممنون
    تکمیلش کردی بگو
    فیلم رو هم ایشالا میام یه جوری ازت میگیرم
    پاسخ:
    سلام عزیز
    مرسی
    تو کاملشو خوندی. قبلش ناقص بود! انشالله فیلمو بهت میرسونم
    سلام اقای بوذرجمهری از نوشتن شما و خیلی شنیدم میشه نظری رو هم برا توشتهام بگید؟؟؟
    فیلماتونم نتونستم ببینم سرعت اینترنت پایینه خیلی مشتاقم ببینم
    پاسخ:
    سلام
    شما لطف دارید. ولی از چه کسی؟ انشالله زحمت میدهیم.
    سلام علیکم،دوست عزیز اگه میشه بی زحمت لینک دانلودش رو اگه دارید برام ایمیل کنید.
    سپاسگذارم.
    سلام دوستان عزیز تمام نقد بالا یک فریاد زیر آب است و نه چندان هوشمندانه نه به گوش کسی می رسد نه در قالب 70یا 80 میلیون نفر قبل توجیه میباشد شما اولین اصول رو در نقد فیلم شکستید آن هم این است قاطی کردن احساسات شخصی و دین کاملی همچون اسلام با نفرت خود از hollywood شما در نقد خود گفتید که:یانگر بعنوان یک مسلمان توانست بر حکومت امریکا فائق آید احساس غرور کردم. ای خواننده ای شنونده ای بیننده از خود بپرس این حس غرور چگونه کسب کردی این همان چیزی است که حکومت هایی همچون امریکا دوست دارند ما فکر کنیم اگر فکر پیروزی در کاری را داریم باید از مطمئن شدن در پیروز شدن دوری کنیم باید فکر کنیم آن را نداریم زیرا انسان ها به دنبال نداشته هایشان میروند ...... کدی که کارگردان زرنگ این فیلم در داخل این فیلم قرار داده بود این استدیپلماسی پیروز شد به خاطر شکنجه نکردن کودکان و اسلام شکست خورد. چرا به همان دلیل که چندین سال است به کار آمدی دیپلماسی پافشاری میکنند و از طرفی با ساخت چنین فیلمی اسلام حراسی... مغرور نشویم و نگوییم که یانگر یک امریکایی و ساخت چنین نقشه ای فقط از یک مسلمان امریکایی بر می آید اینها می خوان بگن اسلام بد است حتی از نوعه امریکاییش که خود به باطل بودنش مطلع هستید و در آخر چطور چنین نقدی می زنید و عده ای را اویزه دست بیگانگان میکنید و در جواب آن دوست عزیز که از سیاست خارجه احمدی نژاد تمجید می کرد ایسان بروند ببینند که چه فسادی گریبان گیر معاون اولش شده است برود نگاهی به سیر تورم در دولت احمدی نژاد و دکتر روحانی بیندازد
    پاسخ:
    سلام
    شما اولین اصول نظر دادن را رعایت نکردید! هراسی نیز درست است نه حراسی
    من گوشیم روی حالت auto keyboard اگه بدونید چی هست
    پاسخ:
    البته شما با ip=37.27.94.9 با سیستم عامل ویندوز 7 وارد وبلاگم شده اید و از کروم 39 برای باز کردن وبلاگم استفاده کرده اید و از طریق سایت گوگل وارد این مطلب شده اید. رزولوشن مانیتور شما نیز 1360*768 هست. با این اوصاف هیچکدوم از اطلاعات مذکور صدق کلام شما را اثبات نمیکنند.
    سلام و خسته نباشید
    ممنون استفاده کردیم.
    سال اکران فیلم هم خیلی جالبه.
    ooo
    پاسخ:
    خوبی از خودتونه!
  • یک بیننده منصف
  • همه حکومت ها از شکنجه چه به صورت فیزیکی و یا روحی استفاده میکنن. در قسمتی از فیلم که برای اعتراف از خانواده (نقطه ضعف) بهره میگیرن منو یاد به زندان انداختن زن یک فرد سیاسی معترض به سیاستهای "یک کشور غیر غربی" انداخت که چند وقت پیش هشتگش در تویتر ترند شد!یه پاپوش برای زنش دوختن به گشادی تبلیغ علیه نظام!
    اینکه شما به عنوان یک مسلمان از پیروزی یانگر احساس غرور کردید کاملا مایه تاسفه و نشون میده شما که داری این فیلم رو تحلیل میکنی جز اون دسته افرادی هستی که میگی هدف وسیله رو توجیه میکنه 
    اگر به اچ حق نمیدید که برای رسیدن به هدفش به هر کاری دست بزنه طبعا به یانگر هم نمیبایست حق بدید برای رسیدن به هدفش جون 5 میلیون انسان بی گناه رو به خطر بندازه
    این احساس غرور شما نشانه ناخودآگاه خطر ناک شماست 

    پاسخ:
    سلام
    من برگشتم و جمله را در متن خواندم. اگر به متن بازگردید میبینید بنده به هیچ عنوان منظوری مشابه آن چیزی که مد نظر شماست نداشتم و این یک استفاده‌ی ناجوان‌مردانه نسبت به متن است. برای مثال در متن اشاره کردم: «در حقیقت از نظر ما او مؤمن و معتقد نیست چون دست به بمب گذاری زده است». شما می‌گویید به اچ «حق» نمیدم ولی جوری حرف می‌زنید انگار به یانگر «حق» می‌دهم! خیر بنده با جملاتی همچون موردی که اشاره کردم گفتم که به یانگر هم «حق» نمیدهم.
    این احساس مذکور به دلیل اعتراف به یک شکست از خود امریکا بود. من اصلاً مسئله‌ی مورد توجهم در دیدن این فیلم، بمب‌گذاری نبود و نیست. داستان این است:
    جنگ میان اسلام و امریکا. در این نبرد امریکا خود اعتراف میکند که اگر متوسل به چنین جنایاتی نشود اسلام پیروز است.
    بمب یک مسئله‌ی فرعی است در نسبت با مفهوم اصلی فیلم.
    خود امریکا به خوبی میداند که اسلام هیچوقت چنین کاری نکرده است و به خودی خود نمی‌کند. پس چرا باز از شکست می‌ترسد؟ می‌داند که شکست او با بمب هسته‌ای نیست (هرچند این را برای مردمش تلقین می‌کند). وقتی میبینیم که آنها خود می‌دانند اسلام چنین کاری نمی‌کند ولی باز هم می‌ترسند و مجبورند اعتراف کنند که بدون جنایت نمی‌توانند پیروز شوند، اینها همان نشان‌هایی است که عمق وحشت حکومت امریکا را از اسلام نشان می‌دهد و غرور آفرین است. و گرنه بمب‌گذاری که یک کار سخیف و بی‌ارزش و بی‌نتیجه است و همه هم این را می‌دانند و احمق است کسی که بابت بمب‌گذاری ذره‌ای خوشحال شود!
    بهرحال برای جلوگیری از چنین برداشت‌های ناصوابی از متن، آنرا اصلاح کردم.
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی

    @hamkhahi_bot
    hamkhahi.ir