بنده

زندگی با تغییر یک «حرف» بندگی میشود؛ اینجا هم، محل همان «حرف» ... بنده؛ بلاگ شخصی حسین بوذرجمهری
بنده را دنبال کنید

اقتصاد

سودجوی خوب، سودجوی بد

دوشنبه, ۱۵ آبان ۱۳۹۶، ۱۱:۴۹ ب.ظ

 امروز مسئولی گفته است: «نباید سپرده‌گذارانی که با شناخت، قصد تحصیل سود داشتند مظلوم جلوه دهیم و با مظلوم‌نمایی فضای جامعه را به‌گونه‌ای ترسیم کنیم که باید دولت وارد شود و مبالغی را به این‌ها بپردازد.»

سؤالی که پیش می‌آید این است که اینجا همه وظیفه‌ی خود را درست انجام دادند غیر از مردم؟ یعنی حکومت هیچ وظیفه‌ای برای نظارت و کنترل مؤسسات مجاز و غیر مجاز ندارد؟ انقدر ممکلت بی‌صاحاب است؟ مگر سودجویی در این مملکت بد است؟ مگر دیگران در بانک‌ها با دلیلی جز سودجویی سپرده‌گذاری می‌کنند؟ اصلاً مگر مردم جز برای دریافت سود در هر جایی سرمایه‌گذاری می‌کنند؟ مگر خودتان در بانکی سپرده ندارید یا زمینی ندارید به امید سرمایه‌گذاری یا سکه‌ای، طلایی، ماشینی، سهامی چیزی؟ مگر دیگران به نیت اهداف خیرخواهانه سرمایه‌گذاری می‌کنند؟ مگر کسب منفعت شخصی جزء تار و پود این نظام اقتصادی لیبرالی نیست؟ مگر اسمیت نمی‌گفت اگر همه به دنبال منفعت شخصی خویش باشند منفعت جمعی حاصل می‌شود؟ مگر صبح تا شب بانک‌های جمهوری اسلامی تبلیغ نمی‌کنند که بابت سود بیایید سپرده بگذارید؟ بیایید سهام بخرید سودش را بگیرید؟ مگر خروار خروار کتابی که در کتابفروشی‌هاست و نحوه‌ی چگونه پولدار شدن را آموزش می‌دهند چیزی جز سودجویی می‌آموزند؟ مگر هیــــــــــــچ نهاد اقتصادی در این مملکت هست که هدفش چیزی جز کسب منفعت شخصی یا گروهی باشد؟ مگر اقتصاد جهان و این مملکت چیزی جز سودجویی را تشویق می‌کند؟ مگر مثلا دوستان شما که در حکومت سود سپرده را بالا می‌برند نمی‌خواهند پول مردم را به طمع سود بیشتر به بانک‌ها بکشانند؟ اگر این مردم سودجو نبودند چطور شما می‌خواستید با بالا بردن سود سپرده تورم را کاهش دهید؟

اصلاً می‌دانید چیست؟ شما هم سودجو هستید. همین حرفتان سودجویی است. وقتی سود شخصی یا گروهی شما ایجاب می‌کند مردم را به سودجویی ترغیب می‌کنید و آنها را وسوسه می‌کنید و حالا هم که به نفعتان نیست و سود شما به خطر می‌افتد سودجویی مردم را مذمت می‌کنید. الان سود شما در این است که این مردم را رها کنید و دیروز سود شما در این بود که مردم را طمع‌کار و سودجو بار بیاورید. لیبرال‌ها هم حتی اگر یک وظیفه برای دولت بدانند، حفظ و نظارت و حراست از حقوق مالکیت افراد است تا جلوی دزدی و تعرض بر مالکیت افراد گرفته شود امّا شما؟ وقتی به نفعتان هست از همه‌ی رانت‌ها و فسادهای دولتی استفاده می‌کنید و وقتی دیگر که به نفعتان هست از هر لیبرالی لیبرال‌تر می‌شوید. تف بر شما که اینطور مردم را به بازی گرفته‌اید و دین آنها را تباه می‌کنید.

سیاست

بیان یک تعارض (1)

سه شنبه, ۲۵ مهر ۱۳۹۶، ۰۹:۴۹ ب.ظ

اول

یک سخنرانی معروف هست از آقای پناهیان در پاسخ به این سؤال که چرا رهبری کاری نمی‌کند؟ آنجا ایشان می‌گویند که رهبری قرار نیست جبران کم کاری‌های ما را بکنند. من چیزی که از آن سخنرانی می‌فهمم این است که یعنی تقصیر کم کاری ماست که مثلاً یک نفر رئیس‌جمهور می‌شود و رهبری جلوی کارهای منتخب مردم را نمی‌گیرد. من اصلاً موافق نیستم مردم کم کاری کردند یا می‌کنند؛ حتی اگر کم‌کاری می‌کنند باز هم تقصیر حکومت می‌دانم. این مردم همانهایی هستند که یک موقعی انقلاب کردند، اگر دلسرد شدند و تغییر عقیده دادند بنگرید که در حکومت چه گندی زده‌اید! مردم به دین حاکمان خویشند. نکته‌ی دوم آنکه به نظر بنده نگرانی‌ها از نحوه‌ی تعامل رهبری با دولت‌ها نیست. بله، دولت منتخب مردم است و رهبری باید به شیوه‌های دموکراتیک تعامل داشته باشد. سؤال اصلی از نهادهای انتصابی است، نه انتخابی. آیا رهبری در باب نهادهای انتصابی همچون قوه قضاییه هم نباید دخالت کند؟ نباید در مورد این ارگان‌های انتصابی شفافیت ایجاد کند و نگرانی‌های مردم و انقلابیون را برطرف نماید؟ در مورد نهادهای انتصابی هم تقصیر مردم است؟ (بنده که حتی در مورد نهادهای انتخابی هم تقصیری را متوجه مردم نمی‌دانم!)

... الباقی را در ادامه‌ی مطلب مطالعه کنید.

نمیدانم، شاید تا ته حرف را فهمیده باشید و از همین الان انتقادات خود را، یا همدردی‌هایتان را آماده کرده باشید. اما اجازه دهید حرف ناپخته و شاید تکراری‌ام را بار دیگر بگویم. حرف قطعا از اسلام نیست، بلکه از مسلمانی ماست. از رویکردهای مضحک اخباری ما به مسائل و آکبند گذاشتن عقل‌هایمان. دو گروه مسلمان را تصویر می‌کنم:

... الباقی را در ادامه‌ی مطلب مطالعه کنید.

سیاست

نامه‌ای به حیدر عباسی

دوشنبه, ۱۰ مهر ۱۳۹۶، ۰۱:۴۴ ق.ظ

سلام برادر

آخرین ترکش‌ها را دیده‌ای؟ شده‌ایم خوارج! به جرم عدالت‌خواهی! آقایان هر سال فتنه‌ی جدیدی کشف می‌کنند. فتنه‌ی اکبر! فتنه‌ی اصغر! فتنه‌ی جعفر! حالا هم فتنه‌ خوارجِ عدالت‌خواه! اینها همان‌هایی هستند که حسن روحانی را مذمت می‌کنند که چرا رقیب‌هراسی می‌کند. چرا مردم را از رئیسی ترسانده است! حالا خودشان مردم را از رقیب فکری می‌هراسانند. مردم را از عدالت‌خواهی می‌ترسانند: «مبادا دنبال عدالت بروید! اگر بروید ضد ولایت می‌شوید!» حقیقت این است که تریبون‌های یک‌طرفه به دهان آقایان خیلی مزه می‌کند. کدام دیوار هم از دیوار عدالت‌خواهی کوتاه‌تر؟ هر که رد می‌شود یک لگدی بر عدالت می‌زند.

... الباقی را در ادامه‌ی مطلب مطالعه کنید.

درباره‌ی علم

اساتید

يكشنبه, ۹ مهر ۱۳۹۶، ۱۲:۵۴ ق.ظ

هشدار! آنچه در ادامه می‌گویم را به همه‌ی معلم‌ها یا اساتید نسبت نمی‌دهم. بلکه به تعدادی از آنها که کم هم نیستند نسبت می‌دهم. تعدادشان آنقدر زیاد و قابل تأمل هست که بشود چنین چیزهایی را گفت! از تمام اساتید و معلمان خوبم عذرخواهی می‌کنم بابت کلام تندم! آن اساتید و معلمان بزرگوار قطعاً علت کلامم را متوجه می‌شوند و درک می‌کنند و آنها نیز با آنچه می‌گویم همراه خواهند بود. نخستین معلم خود را دکتر علی شریعتی می‌دانم و در این شب عزیز به روح ایشان فاتحه‌ای نثار می‌کنم. معلم یعنی او و امثال او! همان‌هایی که تفکر نقادانه را به ما آموختند.

... الباقی را در ادامه‌ی مطلب مطالعه کنید.

متفرقه

درباره‌ی اسلام

ترس

يكشنبه, ۹ مهر ۱۳۹۶، ۱۲:۰۰ ق.ظ

چندی است می‌ترسم از اینکه بمیرم و تازه بعد از مرگ متوجه شوم سر کار بوده‌ام! خدا نگاه عاقل اندر سفیهی به من اندازد و بگوید: مگر به تو عقل ندادم که تعقل کنی؟ چرا باز به سنت پیشینیان خود عمل کردی؟ چرا باز اسیر جو روش‌های غلط جامعه شدی؟

... الباقی را در ادامه‌ی مطلب مطالعه کنید.

نظام سلامت

اقتصاد

جامعه‌ستیز

پنجشنبه, ۳۰ شهریور ۱۳۹۶، ۰۸:۴۰ ب.ظ

دیروز فرصتی دست یافت تا با یکی از دانشجویان جوان و اهل اندیشه‌ی پزشکی هم صحبت باشم. در واقع در یک پادکست بنده مباحث شفافیت ارائه می‌دادم و وی منتقد آن بود. منتقد خوبی بود. چالش‌های جدیدی برایم ایجاد کرد. پس از ضبط پادکست در مسیری که به سمت خروجی دانشگاه داشتیم مقداری هم‌کلام شدیم. حرف‌های خوبی می‌زد که یکی از آنها قلّابی به فکرم انداخت! او در حال انتقاد به وضعیت پول‌دوستی افراطی در بین دانشجویان پزشکی و پزشکان بود که اشاره کرد:

... الباقی را در ادامه‌ی مطلب مطالعه کنید.

برای مطالعه‌ی قست نخست مطلب از این پیوند استفاده کنید.

امّا چرا سرمایه‌دارها علاقه دارند ارزش‌های خود را به جامعه تسری بدهند؟ چرا اگر ارزش‌های آنها همه‌گیر شود، بقاء آنها تضمین شده است؟ جواب این سؤالات چندین جنبه می‌تواند داشته باشد. نخست آنکه وقتی ارزش‌های آنها همه‌گیر شد، مردم دیگر به چشم یک انسان غاصب به سرمایه‌دارها نگاه نمی‌کنند بلکه آنها تبدیل به قهرمان‌های بزرگ می‌شوند که با هوش و ذکاوت خود و از موقعیت‌های بیرونی پیش‌آمده بهترین استفاده را کرده‌اند و توانسته‌اند چنین پیشرفتی داشته باشند؛ به این ترتیب آنها از یک چهره‌ی استثمارگر، ضد انسانی، دشمنِ رعیت، هواپرست، پول‌دوست و غارتگر تبدیل می‌شوند به سوپرمن‌ها و ناجیان جامعه. قصد ندارم بگویم سرمایه‌دارها حتما غارتگر هم هستند. خیر. بلکه صرفاً در حال توصیف گذار از نوعی نگرش افراطی انسانِ به خصوص غربی نسبت به سرمایه‌دارها به نوعی تفریط در آن هستم. وقتی تصویر سرمایه‌دارها روی کتاب‌هایشان بزرگ چاپ می‌شود که در حال تشویق مردم به زندگی کردنِ بهتر هستند، آنها به مثابه فرشتگان نجاتی تمثیل می‌شوند که در حال دست‌گیری ما مستضعفین‌اند. آنها می‌خواهند به ما کمک کنند. این فرشتگان دست یاری دراز کرده‌اند. سؤالی که آنها از ما می‌پرسند این است که آیا ما مستضعفین هم حاضریم به توصیه‌ی آنها گوش کنیم و دست یاریِ آنها را بگیریم و خود و جامعه را ارتقاء دهیم؟ من این را نوعی وسوسه یا دست شیطان تلقی می‌کنم.

... الباقی را در ادامه‌ی مطلب مطالعه کنید.

درباره‌ی علم

وبلاگ به مثابه تریبون دانشجویی

جمعه, ۱۷ شهریور ۱۳۹۶، ۱۰:۵۴ ب.ظ

دیروز، شانزده شهریور روز وبلاگستان فارسی بود. اولین باری که با این عبارت آشنا شدم مربوط به چندین سال پیش و مطلبی در وبلاگی با این موضوع بود: برای قبری که در آن مرده‌ای نیست! مخلص کلامش این بود که وبلاگستان فارسی جوان‌مرگ شده است. با ظهور شبکه‌های اجتماعی و امثالهم دیگر کسی وبلاگ نمی‌نویسد. بی‌راه نمی‌گفت امّا از نظر من همان بهتر که این محیط خالص‌تر شده است. البته با کانال‌های تلگرام نوع جدیدی از کانال‌نویسی بوجود آمده است. وبلاگنویسان به کانال‌های تلگرام هم آمده‌اند. امّا اگر افرادی صرفاً کانال‌نویس باشند عملاً در حال تدفین نظرات خود در تلگرام هستند. کانال جایی است که افراد فقط چند مطلب آخرش را می‌خوانند. در اینترنت هم قابل جستجو نیست. هرچند تلگرام برای به اشتراک‌گذاری مطالب مناسب است امّا برای انبار کردنِ دانش مناسب نیست. وبلاگ امّا ماندگار است. همین الآن بسیاری از مراجعات به وبلاگِ بنده مربوط به مطالب بسیار قدیمی است که از طریق موتورهای جستجو یافت می‌شوند. وبلاگ یک موجود مستقل، زنده و پویاست.

... الباقی را در ادامه‌ی مطلب مطالعه کنید.

یکی از سؤالات ذهنی‌ام آن بود که چگونه کشوری که شبکه‌ی بهداشت را بعنوان یک نوآوری جهانی تاسیس کرده و بابت آن جوایز بین‌المللی دریافت کرده است در حوزه‌ی نظام سلامت کارش به اینجا کشیده است؟ شاید بتوان گفت بزرگترین کار مدیریتی در نظام سلامت کشور پس از انقلاب، همین شبکه‌ی بهداشت باشد امّا امروزه دیگر به نظر نمی‌رسد شبکه‌ی بهداشت آن فایده و رونق اولی را داشته باشد.

... الباقی را در ادامه‌ی مطلب مطالعه کنید.

@hamkhahi_bot
hamkhahi.ir