بنده

زندگی با تغییر یک «حرف» می‌شود بندگی؛ اینجا هم، محل همان «حرف» ...

بنده

زندگی با تغییر یک «حرف» می‌شود بندگی؛ اینجا هم، محل همان «حرف» ...

دنبال کنندگان: ‎+۱۰۰ نفر
بنده را دنبال کنید

یاسمن

دست خدا درد نکنه!

چهارشنبه, ۲۱ فروردين ۱۳۹۲، ۰۸:۲۳ ب.ظ

اوایل زندگی مشترکمان بود، یادم نیست نهار بود یا شام. از خوردن که فارغ شدیم(!) طبق عادت مالوف که با مادر داشتم گفتم: «دست شما درد نکنه!» جای شما خالی بسی خنده برفت. گفت: «خودت پختی...»

امشب بعد از شام ناخودآگاه گفتم: «دست خدا درد نکنه!» انگار این احساس نیاز به شکر رزاق در انسان وجود دارد، اگر هم یادت برود شاکر باشی، زبانت یادت می‌آورد!
پ.ن. یک هم اتاقی داشتم که ندیدم نماز بخواند ولی همیشه بعد از غذا میگفت: «خدایا شکرت. سیر شدم!»

بازخوردها  (۷)

عجب..
.
ما به روزیم باز با عاشقانه های دل بی قرارمان
خخخخیلی باااانمک بود :-) بسیار شخصیت نزدیکی دارید به بنده!!!

عجب! اینم با نمک بود؛)
:))))
ایشالا همیشه شاد و شاکر!!!

ممنون
انشاالله همگی...
دم خودت و رفیقت گرم
الهی عطا کن به فکرم تو نوری
که محصول فکرم دعای تو باشد...

ببخشید پیام من یه کم خودمونی بود.خیال کردم نویسنده اش حسین آقاست.موفق باشید.


سلام
خواهش میکنم 
تقریبا همه اول فکر میکنند حسین نوشته
موید باشید

سلام.

منم فکر کردم آقانوشتن. وقتی نظراتو خوندم فهمیم چی شد!

قلم چسبناکی دارید!

موفق باشید.

التماس دعا.


سلام
بله بنده مهجورم!:دی
لطف شماست
محتاج دعای فراوان
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی