بنده

زندگی با تغییر یک «حرف» بندگی میشود؛ اینجا هم، محل همان «حرف» ... بنده؛ بلاگ شخصی حسین بوذرجمهری
بنده را دنبال کنید

نظام سلامت

46ام - مدیر

دوشنبه, ۸ مهر ۱۳۹۲، ۱۱:۵۰ ق.ظ

در مطلب پیشین این بی ربط را نوشتم که ترجیح دادم به مطلبی مستقل تبدیلش کنم:

ما از دکتر روحانی بابت مواضع اصولی خود در سخنرانی در مجمع عمومی سازمان ملل صمیمانه کمال تشکر را داریم و بر مواضع اصولی، خداپسندانه، منطقی، مقتدرانه و در حقیقت مواضعی که رضایت خدا و ولی او را در بر دارند پافشاری میکنیم و این مواضع از طرف هر کسی باشد برای او احترام قائل هستیم. باید اعتراف کرد که عزت روز افزون اسلام در ایران مرهون خدمات مثبت تمامی مسئولین 34 سال گذشته است که وارث چنین عزتی در حال حاضر دکتر روحانی است. همانطور که رؤسای جمهور پیشین در حد وسعشان بر این عزت افزودند و آنرا پاس داشتند، امیدواریم دکتر روحانی نیز ابتدا به امر آنرا پاس داشته و در نهایت بر آن بیافزاید. فلله عزة جمعیا. تنها اتفاق ناخوشایند این سفر به نظر حقیر تماس تلفنی‌ای بود که در انتهای سفر رخ داد. اما نه خود تماس بلکه اینکه چه کسی تماس گرفت. دکتر روحانی گفتند که از سوی امریکا بوده و امریکا میگوید از طرف ایران. ما از روحانی میپذیریم که امریکا تماس گرفته و حرفش را صدق میپنداریم چرا که حرف یک مسلمان (آنهم مجتهد شیعه) را با حرف کافر فرق میگذاریم. اما نکته دردآور این است که امریکا طوری رسانه های جهان را پر کرد که انگار ایران دست نیاز به امریکا آورده. این نکته عزت کسب شده در این سفر را متاسفانه شکست. اگر نگوییم همه آنرا به نفع امریکا مصادره کرد قطعا باید بگوییم که بخشی از آن را مصادره کرد. امریکا که اینهمه تریبون به ایران داد و گفت ایران بزرگ است در نهایت با یک تماس تلفنی و یک دروغ به همه جهان نشان داد که این ایران هرچقدر هم بزرگ باشد باز باید آخرش در 15 دقیقه جلوی امریکا دریوزگی کند. من معتقد نیستم که دکتر روحانی به عمد وسایل چنین دریوزگی را فراهم کرده است بلکه معتقدم این فقط یک غفلت بود و روحانی که به امریکا خوشبین بود فکر نمیکرد آنها به او زنگ بزنند و بعد در رسانه ها بروند بگویند ایران زنگ زده است. اولاً خدا کند این اتفاق که ما انشالله چشممان را برویش میبندیم، موجب آگاهی دکتر روحانی و تلنگری به او باشد که طرف مقابلش هیچگاه صادق نبوده و نیست و ثانیا موجب شود که دکتر روحانی بفهمد که رابطه با امریکا چقدر ظریف و پیچیده و چقدر سخت است. فکر میکنم در این چند روز که امریکا خوب ایران را به دیپلماسی اش مغرور کرد، آمد با یک تماس تلفنیِ بد موقع از این هیئت مغرور شده به زیرکی استفاده کردند و آنچه میخواستند (حداقل بخش کوچکی اش را) کسب کردند. این زیرکی دیپلماسی است که متاسفانه هیئت ایرانی کمی در این امتحان مردود شد و البته ما چشممان را میبندیم چون میدانیم کشور ولی امر دارد و او مراقب است و همیشه امیدواریم و انشالله این اتفاق ناخوشایند موجب هوشیار تر شدن هیئت دولت یازدهم شده باشد.

مدیر از لحاظ ریشه شناسی در لغتنامه دهخدا آمده: «مدیر. [ م ُ ] (ع ص ) (از «د و ر») گرداننده . آنکه می گرداند. دوردهنده . (یادداشت مؤلف ). نعت فاعلی است از اداره . رجوع به اداره شود.» و اداره: «اداره . [ اِ رَ ] (ع مص ) اِدارت . گردانیدن . (تاج المصادر بیهقی ).» با این دو تعریف میتوان مدیر را کسی دانست که کار را میگرداند. مدیر و یا گرداننده‌ی اصلی خداست. ما هیچ موجودی را نمیتوانیم تصور کنیم که خارج از مدیریت خدا باشد. حتی شیطان را. البته این به معنای جبریون نیست که پس هر فعل شیطان نیز همان فعل خدا است. مدیریت خدا بگونه ای است که در نهایت باطل بر حق پیروز نمیشود. مدیریت خدا بگونه ای است که حتّی شیطان هم دارد او را پرستش میکند. خدا در آیه ای که میگوید «سَبَّحَ لِلَّهِ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ»، شیطان را مجزا نمیکند. همین الآن هم شیطان دارد خدا را پرستش میکند. چگونگی اش فعلا در مخیله من یکی که نمیگنجد ولی به هر حال اگر شیطان را موجودی مانند خودمان تصور کنیم که شامل ذرات سازنده ای است و ما که برای هر ذره ای شعور قائلیم، پس میتوانیم بگوییم که حداقل ذرات شیطان در حال پرستش خدا هستند همانطور که از اتم و الکترون گرفته تا معده‌ی یک کافر، در حال پرستش خدا هستند ولو اینکه این یارو کافر باشد. بالاخره یک چیزی در یک انسان یا شیطان هست که دارد کفر میورزد، حتّی آن ذره ای که دارد کفر میورزد هم در همان حین کفر ورزیدنش دارد خدا پرستش میکند. مفهوم عجیبی است که از حوصله این بحث و اطلاعات من خارج است.

مدیریت و گردانندگی امورِ یک حق مدار یا ولایت مدار (از انجایی که ولایت با حق است و حق با ولایت) باید همچون ولی خود باشد. ما گردانندگی امور را اول از خود خدا باید بیاموزیم که چطور مدیریت میکند که همه ذرات عالم (حتی آنهایی که کفر میورزند) باز دارند پرستش خدا میکند و در حیطه مدیریت او هستند. از حضرت علی باید بیاموزیم که حتّی کسانی که ولایت او را نپذیرفته اند باز دارند از ولایتش پیروی میکنند. چطور؟ مثالش عمر است که خود میگوید اگر علی نبود قطعاً عمر هلاک میشد. من اعتقاد ندارم که زمان خلافت خلفا (مخصوصاً ابوبکر و عمر)، این خلفا بودند که مسلمین را مدیریت میکردند. مدیریتِ علی به وضوح مشخص است. به نظر من مدیریت اصلی با علی بود. علی در همان خانه طوری خلفا را مدیریت کرد که بسیاری از دست آوردهای این سه خلیفه دست آورد اسلام باشند. حتّی یزید را حسین مدیریت کرد. البته حدود این مدیریت کم و زیاد است. مثلاً مدیریت علی در زمان ابوبکر و عمر بیشتر از زمان عثمان است ولی به هر حال نقش مدیریت علی کاملاً واضح است. این نوع مدیریت که همان مدیریت خداگونه است دلیل بر این نیست که خطاهای خلفا گردن علی باشد (مثل اعتقاد جبریون در نسبت اعمال ما و خدا). این بحث نیز ریزه کاریهایی دارد و مباحثی را پیش میکشد که بسیار دقیق و ریز هستند و باید بحث شوند و متأسفانه یا خیلی کم بحث شده و یا اصلاً بحث نشده اند.

با این دو مقدمه فکر میکنم مشخّص است که میخواهم درباره زمان حال چه بگویم. مدیریت کشور (و البته منطقه و بعضاً جهان) در دست سیّد عزیزی است که به شدّت نوع مدیریتش خداگونه است. اصلاً عجیب است. مخصوصاً با وجود اطّلاعاتِ کمی که در اینباره بحث و تبادل شده و این نوع مدیریت مغفول مانده، آدم تعجب میکند که چطور این بنده عزیز خدا میتواند با این صبر و حوصله امور را بگرداند. صبری که به جرئت میتوان گفت مثالش را فقط در مورد ائمه و اولیاء الله میتوان دید که اینها نیز همگی وارث مدیریتِ خدا هستند. مدیریت حقّ باید بگونه ای باشد که حتّی عمر را مدیریت کند. دکتر روحانی که دیگر جای خود دارد. «تبدیل تهدید به فرصت» تنها یک برچسب برای توصیف یک ذره‌ از علم بیکران این نوع مدیریت است. حال امریکا در جایگاه باطل برای تبدیل تهدید به فرصت، چنین دروغ دیپلوماتیکی را در قبال هیئت صادق ایران اسلامی عنوان کرد که ما را هم کمی رنجاند. امیدواریم دولت یازدهم با معرفت به این نوع مدیریت خداگونه، بتواند امریکا را (همانطور که علی، عمر را) مدیریت کند و نه مثل دروغی که امریکا بدان پرداخت (و امریکا از این دست دروغها در جریان انرژی هسته‌ای بسیار پرداخته) امریکا بتواند ایران را مدیریت کند و در نهایت هیچگاه باطل بر حق پیروز نیست که شکست، ذاتیِ باطل است.


پی نوشت: البته ممکن است دکتر روحانی دروغ گفته باشد ولی ما تا زمانی که یقین پیدا نکرده باشیم مجاز به داشتن چنین فکری نیستیم. هر چند که به شخصه حدّاقل یک دروغ از ایشان شنیده ام ولی دلیل نیست که این حرفش نیز دروغ باشد (همانطور که از احمدی نژاد هم حدّاقل یک دروغ شنیده ام).

تفسیر المیزان: «سَبَّحَ لِلَّهِ ما فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ» تسبیح که مصدر فعل«سبح» است، به معناى منزه داشتن است، و منزه داشتن خدا به این است که هر چیزى را که مستلزم نقص و حاجت و ناسازگارى با ساحت کمال او باشد از ساحت او نفى کنى، و معتقد باشى که خداى تعالى داراى چنین صفات و اعمالى نیست، و کلمه«ما» در جمله مورد بحث موصوله است، و مراد از آن تمامى موجوداتى است که در آسمانها و زمین هستند، چه آنها که مانند ملائکه و جن و انس داراى عقل و شعورند، و چه آنهایى که چون جمادات فاقد عقلند، و اگر بگویى کلمه«ما» راجع به موجودات فاقد عقلند، (و در فارسى به«چیزى» ترجمه میشود)، و على القاعده باید شامل عقلا نشود، در پاسخ میگوییم: بلى همین طور است، لیکن در جایى که قرینه‏اى باشد که بفهماند منظور از کلمه«ما» عقلا و غیر عقلا هر دو است، اشکالى ندارد، و در آیه مورد بحث قرینه‏اى که دلالت کند بر اینکه منظور عموم موجودات است چه عقلا و چه غیر عقلا وجود دارد، و آن قرینه این است که اسمایى از خداى سبحان بر میشمارد که مخصوص عقلا است، مانند«احیاء» و«علم بذات الصدور»، یعنى علم و آگاهى به نیت‏هایى که در درون دلها است و معلوم است که این دو صفت مربوط به موجودات داراى شعور، و صفت دوم مربوط به عقلا است. پس معناى آیه این شد که: تمامى موجوداتى که در آسمانها و زمین است، و خلاصه تمامى عالم، خداى سبحان را منزه مى‏دارد. و مراد از تسبیح خداى تعالى حقیقت معناى تسبیح است، نه اینکه خواسته باشد به طور مجاز نسبت تسبیح به آنها داده باشد، یعنى خواسته باشد بفرماید: هر موجود که در آسمانها و زمین است با هستى خود دلالت میکند بر اینکه پدید آورنده‏اى منزه از هر نقص و متصف به کل کمال دارد، و نه اینکه خواسته باشد به طور عموم مجاز نسبت تسبیح به آنها داده باشد، یعنى بفهماند که تمامى موجودات دلالت دارند بر نزاهت خداى تعالى از هر نقص و عیب. چیزى که هست عقلاى از موجودات این دلالت را با زبان سر ایفا میکنند و میگویند:«سبحان اللَّه سبحان اللَّه» و یا به فارسى میگویند:«خدا منزه از هر نقص و حاجت است» و غیر عقلا این دلالت را به لسان حال ایفا میکنند، بلکه همانطور که گفتیم معناى حقیقى کلمه منظور است، و موجودات چه عقلا و چه غیر عقلا همه خدا را به تمام معنى الکلمه و به حقیقت معنى الکلمه تسبیح میگویند، بدلیل اینکه در جای دیگر به طور صریح و به بیانى که نه میتوان حمل بر مجازش کرد، و نه حمل بر عموم مجاز، فرموده:«وَ إِنْ مِنْ شَیْ‏ءٍ إِلَّا یُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لکِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِیحَهُمْ» «1» چون اگر منظور از تسبیح، تسبیح مجازى بود، دیگر جا نداشت بفرماید: شما تسبیح آنها را نمیفهمید، زیرا تسبیح مجازى این است که: موجودى با هستى خود دلالت کند بر وجود خالق و صانعش و این دلالتش حجتى باشد علیه منکرین صانع، و یا این است که هر موجودى با زبان حال تسبیح و حمد خدا بگوید، و این دو نوع دلالت را همه کس میفهمد، و نمیبایست بفرماید:«و لیکن شما تسبیح آنها را نمیفهمید»

  • دوشنبه, ۸ مهر ۱۳۹۲، ۱۱:۵۰ ق.ظ

بازخوردها  (۳)

ما قواعد دیپلماسی را می‌فهمیم، البته از آن بیشتر چشم انتظاری مادر شهید گمنام را. کاش محل مذاکرات هسته‌ای کلاس درس آرمیتا باشد. اگر ناموس ما قیمت دلار است، گمان نکنم گفت‌وگوی تلفنی مقامات مملکتی با مادر شهدای فتنه ۸۸ نوسان بدهد به بازار. عید غدیر یا ۲۲ بهمن یا حتی ۹ دی هیچ کدام شهید حسین غلام کبیری را به دامن مادرش برنمی گرداند
پاسخ:
واقعاً
سلام داداش

قلم‌ت مثل قالب‌ت خیلی خوبه!!


ماشاءالله! احسنت!

لینک شدی

موفق باشی
یا علی
پاسخ:
سلام
شما لطف دارید
انشالله خدمت میرسیم
  • ...:: زرافه ::...
  • استفاده کردم حسین جان.
    این بحث مدیریت دشمن که به بحث اون پرستش خدا در عین کفر مربوطش کرده بودی جالبناک بود:)
    پاسخ:
    سلام عزیز
    مرسی. آره. نمیدونم این مسائل چقدر درسته ولی حداقل خیلی قابلیت فکر داره
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی

    @hamkhahi_bot
    hamkhahi.ir