بنده

زندگی با تغییر یک «حرف» بندگی میشود؛ اینجا هم، محل همان «حرف» ... بنده؛ بلاگ شخصی حسین بوذرجمهری
بنده را دنبال کنید

نظام سلامت

57ام - سازمان زنده

شنبه, ۲۸ تیر ۱۳۹۳، ۰۴:۴۴ ب.ظ

در ابتدا باید مفهوم زنده را روشن ساخت. زنده چیست و کیست؟ آیا منظور ما از زنده همان منظور علم زیست شناسی از زنده است؟ در علم داروینی به چیزی زنده اطلاق میشود که رشد و نمو کند، تولید مثل کند و... این نظر که نظری درست است نوعی زندگی را شامل میشود که گیاهان و حیوانات نیز جزئی از آن هستند. اما مراد ما از زنده این نوع زندگی نیست. یعنی سازمانی که رشد و نمو و تولید مثل کند مد نظر نیست چه اینکه این نظر قرابت بسیاری با نظریات غربی در باب سازمان زنده دارد. مراد از زنده آن چیزی است که قرآن میفرماید. زنده کسی است که روح انسانی در او باشد. همانطور که قرآن درباره افرادی میفرماید صم بکم منظور این نیست که گوش و دهان و چشم ندارند. و نه اینکه نمیشنوند بلکه گوششان میشنود ولی گوش جانشان کر است. گوش عقلشان کر است. عقل و روحشان است که مرده است. پس آنها در حقیقت مرده هستند. در این منطق است که سازمان را باید زنده کرد و روح الهی در او دمید. و این مهم اگر محقق شود جهشی شگرف در امر تئوریهای مدیریت رخ میدهد.

از نکات تحقیق آن است که از آنجایی که نظریه پردازی در این باب ناظر به آنچه باید است نه آنچه هست، روش تحقیق  به مباحث عقلی و نقلی قرابت بیشتری خواهد داشت. البته با بر شمردن ویژگیهای یک سازمان زنده شاید بتوان نمونه هایی از اینگونه سازمانها را که هم اکنون وجود دارند شناسایی کرد ولی غالب بحثها ناظر به آنچه که باید ایجاد بشوند هست. چه اینکه در بحث از ویژگیهای یک سازمان زنده قطعا سودگرایی و رشد مالی یکی از ارکان خواهد بود و همه هدف این نیست ولی در سازمانهای موجود به سازمانی موفق گفته میشود که ملاکهای مالی را تا حد مطلوب بر آورده باشد پس از همین یک نکته میشود دریافت که سخن از سازمان زنده سخن از چیزی است که یا هم اکنون وجود ندارد یا به ندرت یافت میشود. اگر بخواهیم سازمانها را با انسان و دیگر موجودات بسنجیم شاید برای تقریب ذهن بتوانیم بگوییم که سازمانهای موجود از حالت جمادی خارج اند و در مرحله نباتی و یا حیوانی اند و رشد و پویایی شان و زنده بودنشان در حد حیوانی است که شکار میکنند تا شکار نشوند. در نتیجه، بررسیهای عینی در این پژوهش قاعدتا کمرنگتر از برسیهای ذهنی است و بیشتر بر روی عقل و وحی تکیه میشود.

یکی از مهمترین مشکلات در باب سازمان، نگاه اقتصادی و پول مبناست. وقتی سازمانی بخواهد محصولی را برای خدا و رضایت او تولید و عرضه کند مهمترین چالشش این میشود که آیا محصول فروش هم دارد یا خیر؟ اگر فروش داشته باشد حاضر به انجام است و در غیر اینصورت خیر. آنوقت واقعا میشود گفت چنین سازمانی کاری برای رضای خدا انجام میدهد؟ اگر رضای خدا با ضرر مالی همراه باشد چه؟ بحث در باب پول به مسئله ای جدا نیازمند است که اقتصاد اسلامی باید پاسخ دهد که آیا نیاز به پول واقعا وجود دارد؟ یا بدون پول نیز جامعه میتوان سعادتمند باشد؟ آیا پول که خود وجودی مجازی است و واقعیت ندارد و شاید وجودی نامشروع باشد و شاید اصلا وجود نداشته باشد، باید چنین سیطره ای بر زندگی جوامع و بشریت داشته باشد؟ اما در باب سازمان گفته میشود که این 《حق》سازمان است که برای تولید محصول به اقتصادی بودن آن بیاندیشد و محصولی تولید کند که فروش داشته باشد. هر قلب سالمی میتواند درک کند که این جمله منجر به این میشود که یک سازمان همیشه تابع امیال و هوسهای جمع حرکت کند و بین دو راهی رضایت خدا و تامین منافع مالی یا فروش بیشتر یا ارضای امیال بشری، گزینه دوم یعنی رضایت امیال بشری را برگزیند و با این جمله که چون هزینه میپردازد پس 《حق》دارد که روی آنچه که خود تشخیص میدهد و آنچه که سود بیشتری دارد هزینه کند، عمل خود را نه تنها عرفی بلکه شرعی هم کند! اما سوال ساختار شکن اینجاست که این 《حق》 از طرف چه کسی به مدیر سازمان تفویض شده است؟ ذیحق در اصل کیست؟ آیا ذیحق غیر از خداست؟ پس آیا خداوند حق را به کسی میدهد که موجبات نارضایتی خودش را حاصل کند؟ این سوال به روشنی دروغ بین اصحاب طمع را آشکار میکند و اعلام میکند که سازمان 《حق》 ندارد به امیال مردم تن در دهد و تنها و تنها باید تابع رضایت خداوند باشد. البته مسئله اقتصاد با مسائل پولی و مالی در اصل نسبت کمی دارند ولی از آنجا که هژمونی پول تقریبا بر تمامی ابعاد زندگی بشر گسترده شده است، اقتصاد نیز زیر یوغ این قرارداد مجازی رفته است. اگر محصولی اقتصادی نباشد قطعا رضایت پروردگار را در پی ندارد. یعنی اگر در تولید محصولی نیازمند اسراف باشیم و به خلقت آسیب برسانیم ولی به اندازه آسیبی که رساندیم از محصول نتوانیم برداشت داشته باشیم، در واقع خداوند را راضی نساخته ایم. در این معنا محصول باید اقتصادی باشد یعنی موجب اسراف نباشد ولی به معنای قبلی که حتما باید سود پولی داشته باشد این یک دروغ محض است و خداوند چنین حقی را هیچگاه برقرار نساخته است.


پی نوشت: این مطلب را چند ماه پیش در حین مطالعه‌ی کتاب «مبانی سازمان و مدیریت» دکتر علی رضاییان برای شرکت در کنکور کارشناسی ارشد نوشتم و ایده‌ی سازمان زنده از آنجا آمد. در کتب مدیریت عنوان سازمان زنده استفاده شده است و زنده بودن آنها همان زنده بودنی است که انسان غربی از حیوان و انسان سراغ دارد نه آن زنده بودنی که من در این نوشته استفاده کردم. خدا را شکر نتایج کارشناسی ارشد دیروز اعلام شد و روح امید بر پیکر زمستانی‌ام دمید.

  • شنبه, ۲۸ تیر ۱۳۹۳، ۰۴:۴۴ ب.ظ

بازخوردها  (۵)

حسین جان باز هم تبریک من را پذیرا باش.ان شا الله در کنکور زندگی سربلند بیرون بیایید.
فقط جمله ات رو متوجه نشدم یعنی چی.روح امید؟!! حالا اگر قبول نمی شدی مگر چه اتفاقی می افتاد؟ "فصل بهار زندگی فکری؟!!
حسین جان کوتاه بیا.
مدیریت همچین چیزی شاذی هم نیست ها باور کن :)
پاسخ:
سلام عزیز دل
با انتقادی که کردی جمله آخر رو حذف کردم. ولی باور کن برای منی که حداقل 7سال از عمرم (دبیرستان و لیسانس) رو با خواندن علوم کاملاً تکنیکی در عطش غور در اندیشه ها و علوم استراتژیک سوزاندم، مدیریت آب حیات است. شما در موضع هستی مثل من مسئله رو نمیبینی.
باز هم ممنون از لطفت :) شما و سعید دست ما رو گرفتین :)
  • ...:: بخاری ::...
  • سلام.
    آقا من شیرینی میخوام.توجیه الکی هم نیارین.
    دیگه من نمی دونم.

    پاسخ:
    سلام
    ما به اونایی که تبریک گفتن شیرینی میدیم! :پی
    سلاملکم...
    تبریک میگم؛عالی بود:-) 
    پاسخ:
    سلام علیکم و رحمه الله
    ممنون. مرسی:) لطف کردین:)
  • علی احسانزاده
  • خدا را شکر. از موفقیتتان خرسند شدم!

    پاسخ:
    سلام.
    ممنون ازت:) لطف داری
  • محمد حسین متالهی اردکانی
  • سلام. تبریکات ویژه برادر. موفقیت هات مستدام
    پاسخ:
    سلام برادر عزیز. ممنون. سلامت باشی. ان‌شاءالله
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی

    @hamkhahi_bot
    hamkhahi.ir