بنده

زندگی با تغییر یک «حرف» بندگی میشود؛ اینجا هم، محل همان «حرف» ... بنده؛ بلاگ شخصی حسین بوذرجمهری
بنده را دنبال کنید

نظام سلامت

53ام - انسان، حیوان مست (2)

چهارشنبه, ۲۷ آذر ۱۳۹۲، ۰۸:۱۶ ب.ظ

از مقدمّه‌ای که برای کتاب بلوغ در زندگی دوم نوشته‌ام:


«أخسر النّاس صفقة رجل أخلق یدیه فی آماله و لم یساعده الأیّام على أمنیّته فخرج من الدّنیا بغیر زاد و قدم على اللَّه تعالى بغیر حجّة.» : «زیان­کارترین مردم آن کس است که عمرى به آرزو گذارند و روزگار وى را بمنظور نرساند و از دنیا بى‌­توشه برون رود و در پیشگاه خداوند دلیلى نداشته باشد.»

(نهج الفصاحه - حدیث 108)

ما بعنوان مسلمان، چقدر مجاز به رؤیاپردازی هستیم؟ در واقع مسئله­‌ی اصلی «زمان» است. عمر بعنوانِ بازه­‌ی زمانی محدود به انسان اجازه­‌ی عملی محدود می­دهد. آنچه که در حدیث مذکور نیز برجسته است «اتلافِ عمر» است. امّا انسان چرا به رؤیا می­پردازد؟ ویژگی اصلی رؤیا «آزادی» است. آزادی [مساحمتاً] بی حد و حصری که انسان را به خود می­کشاند. این ویژگی ذاتی بشر است که به آن­چه دارد اکتفا نمی­کند و به آن­چه ندارد حرص می­ورزد امّا آن­چه دنیا بر او اعمال می­کند «محدودیت» است پس انسان به دنبال «فرار» از محدودیت به رؤیا پناه می­آورد. و طبیعی است انسان لیبرال پیشگام در فرار از واقع به مَجاز باشد. ما به جهان­های مجازی بعنوانِ وسیله­ ای برای رؤیاپردازی می­نگریم. همانطور مسکر وسیله­‌ی خیال­پردازی و «فرار» از واقعیّت است. آنچه که عقل را زایل می­کند.

از وقتی با رنسانس ادّعای «ساختنِ بهشت در دنیا» مطرح شد انسان بصورت بچّه‌­گانه‌­ای خواست با انگار نکردنِ «حضرتِ حق» و «حقیقت» خود را بی­‌نیاز از آن ببیند. همچون کودک خردسالی که سر به لجبازی گذاشته باشد و با انگار نکردنِ مادر و پدرش بخواهد بگوید من بدون شما هم می­توانم زندگی کنم. در این مسیر، حضرتِ حق محدودیت را در کنارِ ذات بی­نهایت طلب انسان آرام داده است تا انسان بتواند از دنیا جدا شده و به آن دل نبندد و با بندگی حضرتش در راه کمال و جاودانگی قدم بردارد[1]. امّا انسان غربی، این کودک گستاخ و لجباز، درست همچون پسرِ نوح می­ماند. در این طوفانِ عظیم می­گوید: «اگر بروم بالای آن کوه نجات می­یابم.» و چون کوه زیر آب رفت و پدر به وی گفت دستم را بگیر، باز لجبازانه روی می­گرداند و می­گوید: «آن یکی کوه بلندتر است. بالای آن که بروم نجات می­یابم.» این انسانِ غربی مستکبر و لجباز مدام به خود وعده­‌های سر خرمن می­دهد: اگر کُمُون حاصل شود خوشبخت می­شویم؛ اگر اقتصاد آزاد محقق شود، خوش­بخت می­شویم؛ اگر منابع زمین تمام شدند به کُراتِ دیگر می­رویم و خوشبخت می­شویم (فرضی تخیّلی که در فیلم­هایش نشان می­دهد). و حالا این بشرِ مستکبر، لجباز، خیال­پرداز و فراری، وعده­‌ی سر خرمن دیگری دارد: اگر به جهانِ مجازی برویم خوشبخت می­شویم. غربِ آویزان از تخنه، به ریسمانِ نامطمئنی چنگ زده است. همچون پسرِ نوح، از محدودیّت و واقعیّت فراری است و چه مضحک است فرار «از دنیا به دنیا».

چارلی بروکر (کارگردان سری black mirror - در قسمتِ دوم مجموعه به نام Fifteen Million Merits کارگردان سعی دارد تصویری نمادین از آینده­‌ی مجازی انسان نمایش دهد. جایی که همه‌­چیز مجازی و مصنوعی است.) در مورد عنوان سریال خود به روزنامه­‌ی گاردین این­چنین پاسخ گفت: «اگر تکنولوژی مخدر است و انسان را نئشه می‌کند پس، دقیقاً، اثرات جانبی این ماده‌­ی مخدر چیست؟ این فضای بین لذت و ناآرامی جایی است که آینه سیاه، سریال درامای جدید من، رویش کار میکند. «آینه سیاه» عنوان همان هست که شما روی هر دیوار، هر میز، کف هر دست، صفحه نمایش سرد و براق تلویزیون، مانیتور، و گوشی­های هوشمند می­بینید.» علاوه بر این­که مسکر به خودی خود برای مسلمان حرام است و این­که موجب اتلافِ عمر می­شود، عوارضِ دیگر این مسکر چیست؟ شاید مهم­ترین عارضه­‌ی این فرار به جهان مجازی آن چیزی باشد که در کلام رسول خدا عنوان شد. عارضه‌­ای که در تمام مسکرها وجود دارد. پیامبر فرمود: «و از دنیا بى‌­توشه برون رود». این کلامِ مختصر می­تواند مقدّمه­‌ای بر یک عارضه­‌ی روانی بسیار فاجعه­‌بار است.

در سینماییِ inception (که مخاطبینِ این کتاب قطعاً نیازمندِ تماشا و مطالعه­‌ی دقیق آن بعنوانِ یک منبع اطّلاعاتی هستند[2]) شخصیّتی وجود دارد به نام «مال» که همسرِ «کاب» است و هر دو در جهانِ مجازیِ خود به رؤیاپردازی اقدام کرده‌­اند به نحوی که بازگشت به جهان واقعی و محدودیّت­هایش برای­شان بسیار سخت و تلخ شده است. «مال» شخصیتی است که عارضه­‌ی بی­‌توشگی را با علائمِ بالینیِ افسردگی از خود نشان می­دهد. انسان با صرف کردنِ وقت در جهان مجازی و فعّالیت در آن کم کم چیزهایی می­سازد و وابسته می­شود. [3] ولی آیا این چیزها واقعاً هستند؟ و با بازگشت به جهان واقع آن چیزها را از دست می­دهند. امّا آیا انسان­ها همیشه در جهان مجازی هستند؟ با خارج شدن از رؤیا، همه‌­ی رؤیا نابود می­شود و انسان هیچ ندارد. حال اگر انسان عمر خود را در رؤیا بگذراند و چون رؤیا همچون حباب نابود و تمام شود، آیا انسان به یکباره احساس پوچی نمی­کند؟ احساسی مشابه با آنکه انسان به یکباره تمام اموال خود را از دست بدهد و حتّی بدتر از آن دوستان و نزدیکانش را نیز یکباره از دست بدهد (اتفاقی که در جهان واقع بعید است ولی در جهانِ مجاز بسیار محتمل است). به هر میزان که انسان بیشتر به رؤیایش پرداخته باشد با از دست دادنِ آن بیش­تر احساس پوچی می­کند. کار حتّی از این بدتر هم می­تواند باشد. انسان هر بار که از جهانِ مجازی خارج می­شود انگار آنرا از دست داده است پس هرچه بیشتر به رؤیا یا جهان مجازی­‌اش پرداخته باشد، زودتر می­خواهد به جهانِ مجازی خود بازگردد. و در انتها به جایی می­رسد که احساس می­کند «خودِ» مجازی وی اصل است و «خود» واقعی­اش فرع.[4] و آن موقع است که «خودکشی» بعنوانِ یک راه فرار کامل از واقعیت مطرح می­شود. اتّفاقی که در فیلم Inception برای «مال» رخ داد و نیز فیلمِ black heaven به زیبایی آن را تصویر کرد. این بی­‌توشگی که در کلام رسول عظیم­‌الشأن بیان شد حتّی بیش از این است. چه بد است انسان در این جهانِ واقعی با پرداختن به رؤیا در نهایت بی­‌توشه باقی بماند و در محضر عدل الهی «و در پیشگاه خداوند دلیلى نداشته باشد

 

اینسپشن

عارضه­‌ای که نویسنده‌­ی علاقمند به «تخنه» و تکنولوژی نیز نتوانسته از کنار آن بگذرد و در فصل نهم به آن اشاره داشته: «ساکنی پیش­گویی کرد که افراد بسیاری که در دوره‌های پر نوزاد به جهان آمده‌­اند به زودی بازنشسته خواهند شد و من فکر می­کنم بسیاری از آنان آن اندوخته­‌ی بازنشستگی سحرآمیزی را که فکر می­کردند هنگام بازنشسته شدن خواهند داشت ندارند.»



[1] «انما اخاف علیکم اثنتین، اتباع الهوی و طول الامل اما اتباع ‏الهوی فانه یصد عن الحق و اما طول الامل فینسی الاخرة.» : «من بر شما از دو چیز می‌ترسم؛ پیروی هوس، و آرزوی دراز، ‏زیرا پیروی از هوس شما را از حق باز می‌دارد و آرزوی دراز باعث فراموشی آخرت ‏می‌شود.‏» (الکافی، ج 2، ص 335)

[2] به نظر مترجم دغدغه­مندان فضاهای مجازی نیازمند مشاهده و مطالعه­ی حداقل چند فیلم هستند: 1- Matrix 2- Inception 3- Black Mirror 4- Black Heaven و مستند مخصوص زندگی دوم که توسط شبکه­ی BBC تهیّه شده است با عنوان: Wonderland - Virtual Adultery And Cyberspace Love

[3] «من الحمق، الاتکال علی الامل.» : «تکیه کردن بر آرزوهای (طول و دراز و غیرعاقلانه) از ابلهی و حماقت است.‏» (غرر الحکم، ص 312)

«العاقل یعتمد علی عمله و الجاهل یعتمد علی امله.» : «‏اشخاص عاقل به سعی و کوشش خود تکیه می‌کنند، ولی انساهای نادان به آمال و ‏آرزوهای خویش متکی هستند.‏» (غررالحکم، ص 43)

[4] «کثرة الامانی من فساد العقل.» : «آرزوهای زیاد، ناشی از فساد عقل است.‏» (غرر الحکم، ص 65.‏)


مطالب مرتبط: انسان، حیوانِ مست (1) - واقع رؤیایی - خلقت انسان مجازی

  • چهارشنبه, ۲۷ آذر ۱۳۹۲، ۰۸:۱۶ ب.ظ

بازخوردها  (۹)

سلام...

 اگر هوای شورش  داری...بسم الله

http://zareh.blog.ir/post/259

یا علی

سلام..
خداقوت..
بروزیم با چند جمله با خاتمی..
یا علی..
 سلام... اربعین تسلیت
************************
  شرح حدیث....آیت الله آقا مجتبی تهرانی رحمه الله علیه....
 
ترجمه حدیث: حضرت امیر المؤمنین علی علیه السلام فرمودند:
همان طور که خورشید و شب با یکدیگر جمع نمی­شوند، محبّت و دل بستگی به خداوند نیز با محبّت و دل بستگی به دنیا جمع نمی­شوند.
 
شرح حدیث: خیلی زیبایی در این روایت دیده می­شود. انسان اگر بخواهد بفهمد حبّ به خدا دارد یا نه، راهش چیست؟‌ این امری نیست که هفته­ای و ماهی یا سالی یک بار پیش بیاید، بلکه انسان در هر روز چندین بار بر سر دو راهی دنیا و آخرت قرار می­گیرد؛ آن هم نه فقط بُعد وجودی او، بلکه تمام ابعاد وجودیش مثل قلب، عقل، اعضاء و جوارح، دست، پا، زبان، گوش، چشم و حتّی خطورات ذهنیّه او مثل دروغ، غیبت، تهمت، مال حرام خواری، نگاه به نامحرم و... انسان ببیند کدام را انتخاب می­کند امر الهی را انتخاب می­کند که نور است، یعنی محبّت و دوستی به خداوند را، یا این که معصیت را انتخاب می­کند که ظلمت و تاریکی و محبّت و دل بستگی به دنیاست؟
‌ نور و ظلمت در یک جا جمع نمی­شوند و دل ظرف محبّت خداوند است و دو شیء و دو چیز در او جای نمی­گیرد، محبّت و دل بستگی به خداوند یعنی نورانیّت، نشاط، آرامش، برکت، نیکوکاری. و محبّت و دل بستگی به دنیا، یعنی ظلمت، تاریکی، اضطراب، افسردگی، فساد، گناه و معصیت. حالا انسان ببیند در شبانه روز زندگی خود چه چیز را انتخاب می­کند؟‌ این از عمل انسان معلوم می­شود. آیا دل را در اختیار صاحب خانۀ با محبت خود و انجام فرامین او قرار داده­ایم؟ یا اینکه با نافرمانی، معصیت و گناه صاحب خانه را از دل بیرون کرده به مستأجر و یا بالاتر به غاصبی که محبّت دنیا و شیطان است داده و دل را بیمار کرده­ایم؟
انسانی که کارهای شیطانی انجام می­دهد و می­گوید خدا را دوست دارم، حرفش یک دروغ و فریب شیطان است. او دل را به شیطان تحویل داده است. البته چون خداوند کریم، مهربان و توّاب است، انسان می­تواند با توبه و انجام اعمال نیک دل خود را از شیطان پس گرفته و ظرف محبّت خدا کند.
[1]غرر الحِکَم و دُرر الکَلِم، صفحه 141، روایت 2513
****************
  آقا مجتبی...
http://zareh.blog.ir/post/268
 

پاسخ:
سلام
ممنون از لطف شما
  • خانم دودی
  • سلام

    چقدر خوندنش رو دوست داشتم

    سراسر نکاتی بود که بهش فکر میکردم اما نمیتونستم سازمان دهیش کنم

    میدونین...

    به جز با نور دلی اگاه و با بصیرت،

    هیچ کس با هیچ وسیله ای ، چه مجازی و چه واقعی، به پرده های نهانی و رازهای بزرگ هستی راه پیدا نمیکنه

    اون مقداری هم که دلِ آگاه میتونه ببینه کلیات اموره

    خوشا به حال انسان هایی که به این مرحله از بینش رسیده باشند که واقعا عزت نفسشون دیدنیه

    کسایی که دنبال صمد و بی نیازی هستند و به صنم های زندگی دل نمیبازن

    ...فَلا تَغُرَّنَّکُمُ الْحَیاةُ الدُّنْیا وَ لا یَغُرَّنَّکُمْ بِاللَّهِ الْغَرُورُ

    آیه 33 سوره لقمان

    پس مبادا زندگی دنیا شما را مغرور کند ، و شیطان فریبکار شما را نسبت به خداوند بفریبد!


    زنده باشید انشاالله مومن

    به روز هستم

    باعث افتخاره تشریف بیارید

    تمنای دعای فرج دارم و یا علی

    که زندگی را نمکی نیست... به جز حب علی ع

    پاسخ:
    سلام.
    ممنون از نظر پربار شما. لطف کردید
    امیدوارم ارزش لطف شما را داشته باشد
  • مسافر کربلا
  • سلام بر یاران حسین

    به خیمه بیایید....
    پاسخ:
    سلام
    ممنون از دعوتتان
  • سلمان محمدی
  • سلام ، با چندتا روضه بروزیم...
    http://rozeha.blog.ir
    پاسخ:
    سلام. ممنون
  • محمد حسین عباسی
  • با سلام
    شرکت در طرح ختم قرآن کریم در ماه صفر.
    هر نفر یک جز.
    به آدرس زیر:
    http://paygah1.blog.ir/page/quran
    پاسخ:
    سلام
    کاش فرصت داشتم
  • باران زده
  • سلام
    راستش گاهی که پست هاتون رو میخونم حس می کنم کسی از محتویات ذهن ِ من مطلع شده و درک کرده و به عنوان تلنگر و راهنمایی برایم مطلبی گذاشته.خلاصه خدا خیرتان دهاد!
    وقتی فیلم inception رو دیدم جدا شوکه شدم؛ تا چند روز توی فکر بودم. شباهت عجیبی به رویاهای من داشت. و بدم نمی اومد من هم همچو توانایی هایی پیدا کنم یا مثلا دنیا به جایی برسه که بشه همچو کارهایی کرد. اما واقعا این فکرها و آرزوها به دلیل فرار از محدودیته...
    اما چرا باید... بگذریم.به عنوان ِ کسی که تسخیر دنیای مجازی شده حرفی برای گقتن ندارم. من همیشه تحت تاثیر دنیای خیالی و ذهنی خودم بودم. شدت و ضعف داشته اما همیشه بوده!
    باید فکر کنم و سر عقل بیام. البته به شرط اینکه بتونم عقلم رو بازشناسی کنم.......
  • باران زده
  • سلام
    در مورد خیال پردازی این نکته هم وجود داره که خیلی از اختراعات نتیجه ی همین خیال پردازی ها بوذه... مثل هواپیما!
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی

    @hamkhahi_bot
    hamkhahi.ir