بنده

زندگی با تغییر یک «حرف» بندگی میشود؛ اینجا هم، محل همان «حرف» ... بنده؛ بلاگ شخصی حسین بوذرجمهری
بنده را دنبال کنید

دفتر جغجغه

فصل اوّل: موزیک

جمعه, ۱۷ اسفند ۱۳۸۶، ۰۴:۳۸ ب.ظ

سه شنبه ساعت ۴:۱۶. من و خواهرم در ماشین به طرف جلسه امتحان

نشسته ام روی صندلی کمک راننده و خواهرم کنارم. برگه ای که کلمات زبان را خلاصه کرده ام رو مرور میکنم. خدا خدا میکنم که خواهرم آهنگ نذاره که من بتونم یک دور دیگه بخونم و از طرفی دلم میخواد یک آهنگ بذاره که دیگه درس نخونم چون دیگه حوصله ندارم بخونم.با خودم میگم که اگه گذاشت گذاشت اگه نذاشت هم نذاشت.من بهش یاد آوری نمیکنم!

داره تو سی دی ها دنبال یک سی دی میگرده. نمیفهمم داره رانندگی میکنه یا ...  پیدا نمیکنه به من میگه: سی دی enrique کو؟ منم سی دی رو بهش میدم.

Ring My Bells Ring MY Bells.

 Enriqueشروع میکنه به خوندن. دیگه چشمهایم متن رو نوازش نمیکند گوشهایم آهنگ را می نوازد! دیگه نمیتونم درس بخونم. اصلا هواسم رفت جای دیگه. هر وقت enrique گوش میدم یاد تابستون میفتم. یاد اصغر میفتم. وقتی که با اصغر بودم چون اون موقع خیلی enrique دوست داشت گفت اینو بذار. خیلی از آهنگه Do you know خوشش میومد. یادمه برای همین برای چند وقتی  Ring Tone گوشیمو همین آهنگ گذاشته بودم. دارم به خیابون نگاه میکنم ولی انگار دارم یک جایی دیگه میبینم. اصلا هواسم نیست. پرت شدم به گذشته.

ساعت 6:34 میدان مجاهدین من و مصطفی و حامد

تو راه هستیم که بریم باشگاه علمی پژوهشی جوان. من و مصطفی آهنگ میزنیم و میخونیم بلند بلند. تو کوچه های ساکت. بلند بلند آواز میخوندیم. حامد هم کمتر حرف میزنه و بیشتر میخنده. .نمیدونیم چه آهنگی بزنیم.  یکباره مصطفی شروع میکنه به خوندن آهنگ نون و دلقک اصفهانی.

کفشهای لنگه به لنگه میپوشه که هی بلنگه...

دوباره پرت شدم به گذشته. هواسم پرته. یادم میاد کلاس 4دبستان رو تموم کرده بودم. اون موقع بود که تازه اصفهانی این آهنگ رو داده بود. یعنی 6سال پیش. یادمه همش تلویزیون کلیپ نون و دلقک رو میذاشت همه جا اسم این آهنگ بود. وقتی این آهنگ رو گوش میدم یادم میاد اون موقع که با امیر حسین تو ماشین بودم. داشتیم تو بزرگراه چمران میرفتیم خونه مامان جون!من داشتم آهنگ رو میخوندم. آخه من کوچولو بودم. امیر یکهو حالمو گرفت گفت نخون.  یادم که میاد دلم میخواد چشامو ببندم و کامل برم اون زمون.

به مصطفی میگم یادته کی این آهنگ ساخته شده؟ 

میگه:نه... کی؟... نباید خیلی وقت پیش باشه...

میگم: ما کلاس 4 دبستان بودیم

میگه: نه! راست میگی؟ بذار ببینم. آره راست میگی. میشه چند سال پیش؟

میگم: 6سال پیش! 

آره راست میگم. 6سال گذشت.

اومدم خونه. دارم با اصغر چت میکنم. بهم میگه آهنگ فلانی رو داری؟ نداری بیا این لینک ببین خوشت میاد.

دانلود میکنم میگم. بد نبود ولی زیاد جالب نبود.

میگه: پس تو چی دوست داری. هیچی که دوست نداری. عجب کج سلیقه هستی.

میگم: من هنوز enrique گوش میدم.

میگه: قدیمی شد بابا.

میگم:قدیمی شده ولی پر از خاطراته. خاطره قدیمیش خوبه!

ساکت میمونه و چیزی نمیگه...

           آخه هنوز کوچولوئه*! هنوز خاطره قدیمی نداره.همه چیزو نو دوست داره

                                                         اونم وقتی بزرگ شد enrique دوست داره!!! 


تنها دلیل موزیک گوش دادن شاید یاد آوری خاطراتی باشه که دوستشون داریم. و بس.

حالم از هرچی رپر (از نوع ایونی و صد البته خارجی) بهم میخوره. از آهنگای پر شده از عشق. از آهنگای مزخرف. حالم از همشون بهم میخوره. 

دوستام بهم میگن تو چرا اینقدر خولی؟ تو چرا همش خارجی گوش میدی؟ تو چرا این آهنگا رو دوست نداری؟؟؟

منم نمیدونم.ممکنه که آهنگای خارجی هم مضمونهای مزخرفی داشته باشه ولی خیلیاش خاطره است.

از رپ که بگذریم که جز اراجیف چیری تحویل نمیده آخه این شعر یعنی چی : از اون بالا کفتر میایه یکدانه دختر میایه؟؟؟

* : اصغر بر وزن افعل به معنای کوچکتر است.

<

  • جمعه, ۱۷ اسفند ۱۳۸۶، ۰۴:۳۸ ب.ظ

بازخوردها  (۲۲)

  • محمدرضا باقری
  • زمان می تازد ... !!!
  • موج فغناطیسی
  • ولی خداییش آهنگرانی که رو ام پی فر منه از همه ی اینا قشنگتره


    کرلای جبهه ها یادش به خیر
    سرزمین نینوا یادش به خیر

    سنگر خوب و قشنگی داشتیم
    روی دوش خود تفنگی داشتیم

    جبهه ما را لایق خود کرده بود
    جنگ ما را عاشق خود کرده بود

    .......
    قبول دارم هیچکی enriqueنمیشه خداییش خوشکله
    واقعا که کارت درسته

    شدیدا قبولت دارم
    میدونی چرا؟
    چون کارت درسته
    میشه بپرسم چه ترمی هستید؟؟؟؟؟
    میرم High 1.
    این جعفر یه خرخونیه که دومی نداره!!!
    ببخشید ایمیل بالایی غلطه...!
    سلام
    اشکم در اومد!!
    اخه من هم یاد گذشته افتادم!!
    یاد این که هیچ کس یادش نمیاد که گذشته ای هم بوده و خاطرات خیلی قشنگن!!
    به این فکر افتادم که واقعا تا الان حساب نکرده بودم که 6ساله دارم این اهنگ رو تکرار میکنم
    از خودم بدم اومد!!
    ادم این قدر فراموشکار؟؟!!!
    ان گار همین دیروز بود که رفتم مدرسه!!
    انگار همین دیروز بود که از قبول شدن تو سمپاد پریدم رو هوا!( البته در حالت عادی زیاد خوشحال نمی شدم‘ قضایایی بود که باعث این اتفاق شد!!!)
    انگار همین دیروز بود که ....
    کلا مطلبت باحال بود
    خیلی حالیدم!!!
    به قول دوست. زمان میتازد.

    خوشحالم که دوستان حدیدا دارن با توجه به مطالبی که میزنم نظر میدن. قبلا تو نظرا همه ی پیدا میشد الا یک نظر در مورد متن!
    سلام
    با خوندن پستهای قبلی به این نتیجه رسیدم که خیلی دلت پره!!!
    ولی دنیا ارزش این چیزها رو نداره!!
    ها؟! انریکه!! اون سوسول؟!
    با احترامات فراوان به عقاید شما...
    سوسول؟؟؟
    من کاری به قیافش نداشتم.من آهنگشو دوست داشتم. تازه اونم به خاطر اینکه تجدید خاطره میکرد.
    شاید هم سوسول باشه.
    با سلام ودرود بر شما هم وطن گرامی ومحترم


    چه کسی جوابگوو چه کسی فریاد رس است ؟؟؟؟


    یکشنبه مورخ7/11/1386 ساعت 9 شب زنگ در خانه ی آقای بهرامی از بهائیان آباده توسط دو نفر زده می شود.
    بعد از2،3 دقیقه آن افراد در را با لگد می کوبند اما چون پشت در بسته شده بوده، ایشان موفق نمی شوند که به داخل خانه بیایند. ناگهان دو دختر چند نفر را که صورتشان را با چفیه پوشانده بودند روی پشت بام می بینند و اعتراض می کنند که در جواب اعتراض چفیه پوشان می گویند:" برید تو! خفه شین!"


    دخترها ناگهان می بینند که دیوار بسیار بلند خانه فرو می ریزد و لودری در حال تخریب آن است. همزمان10، 15 نفر با اسلحه وارد منزل می شوند. دخترها که وحشت زده شده بودند، فریاد زنان و گریان به سمت در خروجی خانه فرار می کنند..
    ماموران مسلح حدود ساعت 9:45، بعد از تخریب دیوار خانه و بازرسی خانه و گشتن تمامی کمدهای خانه، سریع محل را ترک می کنند

    فردای این اتفاق، نامه ای در منزل آقای بهرامی انداخته می شود که مضمون آن چنین است:
    بهرامی بهایی، عاشقان امام حسین، میخواهند وجود تو را از آباده پاک کنند، تا دو هفته برای تخلیه ی منزل فرصت داری در غیر این صورت خانه ات با خاک یکسان خواهد شد،
    واین در حای است که در اکثر شهرهای ایران بهائیان باز داشت شده و گلستانها(محل خاکسپاری بهائیان ) شهرهای یزد ونجف اباد ویران وحتی درختان سبز را از ریشه کشیده اند وباز در رسانه ها فریاد میزنند که این بهائیان اسرائیلی هستند
    ادامه مطلب در ادرس : http://jooyya.blogfa.com
    در جواب به جویا.
    1. سند این خبر از کجاست؟؟؟ من تا ندونم مستند هست باور نمیکنم

    2.در هر جامعه تعداد معدودی انسانهای مذهبی و خشک وجود دارند که رگ غیرت بی جای آنها به دین باعث انجام برخی اعمل از طرف آنها میشود که باعث شرمساری مردم دین و جامعه و دولت میشود و این دلیل بر صدق اسلام و بدگویی به اسلام نیست زیرا مومن مسلمان الگویش حضرت علی است و این رفتار از حضرت علی محال است.

    3.ممکن است اسرائیلی بهایی باشد زیرا بهائیت یک مذهب است ولی بهایی که اسرائیلی نیست.بهائیت ریشه فرنگی دارد و از انگلیس آمده.

    4.هر کس دین و مذهبی دارد و انتخاب دین بر عهده فرد است که باید اصلح بودن دین را تشخیص دهد و البته تبلیغ دین بر عهده پیامبر و فرستاده خداست نه شما دوست عزیز
    نوشته های شما من رو وادار میکنه که فکر کنم شخص زرنگی هستی. از مذهب خودت طرفداری میکنی و در آخر میگی برای آبادی ایران بکوشیم (یعنی خیلی اصلاح طلب و مردم دوستی)

    بزار مردم خودشون دینشون رو انتخاب کنن.
    هیچ سندی از حرفات ندیدم تا به حال.

    خدای من. اونی که هرچی ازش خواستم بهم داد و همیشه بهم لطف داشت پیامبری فرستاد که قرآن رو بهم داد. همون خدا. خدایی که نمیشه ازش حرف زد(به قول خودت در ذهن بشر نمیگنجد) چون فراتر از انسان است و همه چیز را میداند به پیامبرش گفت که به مردم بگو تو آخرین پیامبری و اتمام حجت کرد.
    آخرین پیامبر محمد بود و والسلام.

    حال این تویی که با ذهن کوچکت داری حرفی میرنی که خدا بودن خدا(عالم بودن او) را زیر سوال میبری یعنی میگویی خدا احمق(بلا نسبت ) است و دروغ گفته که حضرت محمد آخرین پیامبر است.
  • محمد صابر نی ساز
  • تحقیق و پژوهش همیشه درش بازه
    هیش کی جلوی شما رو نگرفته
    برید کتابای دینی و مذهبی رو بخونید
    خودتون میفهمید بهاییت دین ساختگی صهیونیستاست
    البته بدبختا خودشونم نمیدونن
  • ..به تو چه؟؟!
  • ببندین در این وبلاگ مزخرفو!
    چند نفر ببندن؟؟؟

    نویسندش یک نفره!!! چند نفر ببندن؟؟؟
    سلام
    من رو لینک میکنی؟
    البته اگه دوست داری هااااااااااااااااااااااااااااا
    سلام
    پرسیده بودی روز ولنتاین براش کادو میخرم
    اگه یادم باشه حتما...اونم همین طور...
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی

    @hamkhahi_bot
    hamkhahi.ir