بنده

زندگی با تغییر یک «حرف» بندگی میشود؛ اینجا هم، محل همان «حرف» ... بنده؛ بلاگ شخصی حسین بوذرجمهری
بنده را دنبال کنید

دفتر جغجغه

فصل دوم: به یاد 21 مرداد

دوشنبه, ۲۱ مرداد ۱۳۸۷، ۰۴:۲۹ ب.ظ

یک روز به شیدایی در زلف تو آمیزم

خود را چو فرو ریزم  با خاک در آمیزم ...

وگرنه من همان خاکم که هستم ...

صبح زود ساعت 5:30 ... هوای خنک  ... ایوان ... تخت ... اشک ...

یک روز سر زلف ... بلندت چینه ام بهر ...

دل مسکینه ام اینم ... جگرم اینم اینم ...

دیوان حافظ ... تخت ... چشمک ... دیوونه حافظ ...

یک روز که باشم مست ... لا یعقل و ترد و سست

یک روز ارس گردم ... اطراف تورا گردم ....

کشتی شوم جاری ... از خاک بر آرم تو ...

بر آب نشانم تو ... دور از همه بیزاری ...

ماشین ... آهنگ ... شونه ... آینه ... عقب ... Enrique

دریای خزر گردم ... خواهی تو اگر جونم ...

محصول هنر گردم ... خواهی تو اگر جونم ...

یک روز بصر گردم ... یک روز نظر گردم ...

500 سر سردرگم ...

ای وای ... ای وای ... ای وای ... ای وای

پارک ... درخت ... مجسمه ... دوربین ... عکس ... آب خوری ... استراحتگاه ... وسیله بازی

حبل المتین گیست ... جمعا به تو آویزیم ...

لا تفرقوا ... واعتصموا ... لا تفرقوا ...

دستشویی ... نقشه پارک ... گشتن ... کتاب علوم ... نیمکت ... حرف بی ربط ... لبخند ...

یک روز به شیدایی در زلف تو آویزم ...

یک روز دو چشمم خیس ... یک روز دلم چون گیس ...

آشفته و ریساریس ...

بردار ... دگر بردار ... بردار به دارم زن ... از روی پل فردیس ...

ژاپنی ها ... شیرموز ... لیوان ... پول ... چه کسی زودتر میرسه؟ ... هدیه ...

دریای خزر گردم ... خواهی تو اگر جونم ...

100 سینه سپر گردم ... خواهی تو اگر جونم ...

یک روز بصر گردم ... یک روز نظر گردم ...

500 سر سردرگم ...

ای وای ... ای وای ... ای وای ... ای وای ...

خونه ... چشمک ... چادر نماز ... پول ... نمیگیرم ... نگاه ... و فقط نگاه ...

( آخ که چقدر من این تیکه پایینی را دوست دارم ... )

ای درد تو ام درمان* ... در بستر ناکامی ...

ای یاد توام مونس ... در گوشه تنهایی ...

وی خاطره ات پونز ... نوک تیز ته کفشم ...

این صندل رسوایی ... گرگی تو و میشم من ...

جمعا به تو آویزیم ...

آب از تو ... سریشم من ...

بگزاز و دیازپامی ... جز زلفت آرامی ...

چون زلف تو نا آرامم ...

رسوا و پریشم من ...

ناهار ... چمدان ... کابینت ... نقشه ... خنده ...

دریای خزر گردم ... خواهی تو اگر جونم ...

100 سینه سپر گردم ... خواهی تو اگر جونم ...

محصول هنر گردم ... خواهی تو اگر جونم ...

یک روز بصر گردم ... یک روز نظر گردم ...

500 سر سردرگم ...

... نماز ... بالشت ... عکس ... اس ام اس ... اشک ... اشک ... اشک

ای وای ... ای وای ... ای وای ... ای وای ...

۲۱ مرداد ۸۷


این مطلب تنها یک دل نوشته بود ...


*: در شعر باید اینگونه معنی کرد = ای درد تو مرا درمان است

<

  • دوشنبه, ۲۱ مرداد ۱۳۸۷، ۰۴:۲۹ ب.ظ

بازخوردها  (۱۹)

گرگی تو و میشم من! ؟ فکر کنم اگر گرگی تو و من میشم باشه بهتره!!!
نظر من بود!!راستی میشه توضیح بیشتری بدی!!من که نفهمیدم!!
ایول همینه! اگه میخوای هیچکس هیچی نفهمه باید همینجوری بنویسی

بابا دمت گرم یکمی کمتر از این همه نشانه استفاده کن که ما هم با سوات زیر دیپلممون یه چیزی دندوونمون رو بگیره!
سلام

منم با ش خ و پاتمه جان موافقم (البته بگم , راجع به گرگو میش اینا نظری

ندارم )

اگه امکان داره و شخصی نیست , توضیح بدین .
چقدر شوتی که نفهمیدی...
بچه ها آبروم رفت، یه سرم بیاید پیش ما، وب پاتق.

مشکل همونجاست دیگه ... اگه امکان داشت و شخصی نبود توضیح میدادم ... این حکم در شرط اول نقص میشه ...
پس در همین حد که یک دل نوشته بود فکر کنم بسه

ممنون

(آفتاب جان شما که فهمیدید بگین بقیه هم بفهمن!)
قشنگ بود
مثل همیشه خوشم اومد هرچند که دیر سر زدم
همیشه یه حرف نا گفته اینطور نیست؟
یه عالمه حرف دارین و میزنین هم, اما یه چیزیم نمیگین و گم میشه و شاید هم گمش می کنین, خواسته یا ناخواسته!
دنبال گم شده ها می گردم نمیدونم که باید یا نباید
گاهی گم شده ها رو پیدا میکنم گاهی خودم هم گم میشم توش و گاهی فقط میخوام که گم بشم و گاهی از عمد خودم رو پنهون می کنم تا گم شده باشم!


چند تا مطلب فقط! شما و ماشین و بعدش هم پارک!یعنی شما هم اره؟
یکی هم اینکه چادر نماز؟شما که نه!پس کی؟
این شعره از کیه؟ اهنگشم دارین مثل اندک اندک؟
الان شنیدم اهنگشو مرسی بابا خوش سلیقه
چادر نماز در ادبیات فارسی نماد مناجات و مخصوصا مناجات مادرانه هست ...
این مطلب بیش از اندازه در استفاده از نمادها اشاره داشته ... البته شاید خیلی از نمادها متداول بین خودمان باشد ( من و اصغر ) برای همین ترجیح میدهم توضیح ندهم بیشتر از این ...
بیشتر گیج میشوید ...

ما هم آره ... مگه چیه ؟ شاخ و دم دارم؟
من دیدیمت، نه شاخ داری نه دم...!
به نام او
سلامی
جامی است که عقل آفرین می زندش
صد بوسه ز مهر بر جبین می زندش
این کوزه گر دهر چنین جام لطیف
می سازد و باز بر زمین می زندش

خوب.......من.........سخت.......اشک.........مرگ

آسمونی باشی
  • محمدرضا باقری
  • چادر نماز در ادبیات فارسی نماد مناجات و مخصوصا مناجات مادرانه هست ...


    دقیقا نه ! اما معنی غایی ش همینه !
    سلام...
    بیا..
    دیدی اومدم...
    کلش رو هم خوندم....
    قشنگ بود.....
    موفق باشی...
    الان مخم نمیکاره...
    حالم خرابه...

    فعلا"..............ba bye
    نظر شما دوست عزیز پاک شد ...

    1- اگه دوست دارین میتونین خودتون رو معرفی کنین بعد میریم سر اصل مطلب!

    راستی به من میگن نیما پارادوکس (متناقض نما)!
    سلام
    من یه مطلب از دست نوشته های دکتر شریعتی زدم. دوست داشتی بیا و بخون.
    به شخصه فکر می کنم ارزش یه بار خوندن رو داشته باشه.
    صریح تر صحبت کنید ... خودتان را راحت تر معرفی کنید
    ممنون
  • تنها ترین تنها
  • سلام آقا نیما
    از اینکه شانس اینو داشتم که با وبلاگت (از طریق شعرت تو سمپادیا) آشنا بشم خوشحالم . وبلاگت در کل از نظر گرافیکی و مطالبش یکه . خیلی وقت بود دنبال یه همچین چیزی می گشتم . در مورد این مطلبتم ممنون که منو با این خواننده آشنا کردی . لطفا اسمشو بنویس که من پیگیر کارهاش باشم .

    ودر مورد شعرت از امام قائم . عمیق و تفکر بر انگیز بود هرچند گویا زیاد واسش وقت نذاشته بودی . ببخشید من زیادی رکم . برای نوشتن سبک جالبی داری. نقاشی هاتم زیباست . تقریبا به هم شبیهیم. کاریکاتوریست و شاعر و نویسنده و شاگرد زرنگ و یکمم تنها. اینو از آهنگی که واسه وبلاگت انتخاب کردی فهمیدم . به هر حال ممنون زحمت زیادی کشیدی. من خیلی به کمکت نیاز دارم . لطفا بیا و نظرتو راجع به کارای من بده . ممنون میشم.

    شاد باشی .
  • محمدرضا باقری
  • یه روز تو سقف یه اغاز
    یه روز تزلزل و تنها



    امیدوارم بخشیده باشی ! یا حق !
    وای
    نمی خوام معرفی کنم
    کسی نمی تونه یه نظر بده
    فقط بدون منم من. همون من که همه می دونن و نمی دونن. بی خیال بیوگرافی شو
    ok
    پاسخ:
    خیلی با سلیقه این که وبلاگ منو انتخاب کردین!!!
    آقای نیما من خیلی وقت بود میخواستم یه چیزیو بگم که شما تو کاریکاتور کشیدن وکلا تو نقاشی فوق العاده اید،اینو جدی گفتم
    نمی خواد به حرف خانوادتون گوش بدید اونا لابد نمی دونن آدم باید به یه چیزی علاقه داشته باشه تا توش موفق بشه،شما کارتون رو توی نقاشی ادامه بدید
    کاریکاتورایی که تو سایت خدای سمپاد از دوستاتون گذاشته بودید واقعا محشر بودن
    در ضمن فتوشاپ یادتون نره
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی

    @hamkhahi_bot
    hamkhahi.ir