بنده

زندگی با تغییر یک «حرف» بندگی میشود؛ اینجا هم، محل همان «حرف» ... بنده؛ بلاگ شخصی حسین بوذرجمهری
بنده را دنبال کنید
مشکل آنجایی است که وقتی از سر حد عقول فراتر حرف بزنی حرفت مفت میشود! همان است که پیامبران خدا به اندازه عقول قومشان حرف میزدند.

مشکل از جای دیگری هم هست. این کافی نیست. چرا که همان پیامبران اکثرا موفق نبودند. آنجایی تن ادم میلرزد که نوح بعد از به قولی حدود ۹۰۰سال زندگی و پیامبری ٬ تنها حدود ۲۰ یا به قولی دیگر حداکثر ۸۰ نفر پیرو داشت.

مشکل عجیبی است. جایی معلم شهیدم میگفت که داستان قضیه نوزاد است. اول که شیر میخواهد جیغ و داد و فریاد میزند بعد کم کم یاد میگیرد فقط گریه کند و وقتی دوباره بزرگ میشود میفهمد که باید فقط بگوید آب تا به او آب بدهند. جامعه همین هست. افراد همیشه همین خواهند بود. اولین گاردی که نسبت به چیزی که نشنیده اند میگیرند این است که با تمام قوا میخواهند آن را پس بزنند. آنجایی این حمله چهره وحشتناک و خشمگین خود را وحشیانه به نمایش میگذارد که نوک پیکان به سمت مقدسات باشد. تقدس همان تیغ دو لبه ای است که وقتی در اندیشه خاص و محصور و زیبای خود باقی بماند به قدری بی حد انسان ساز و زیبا جلوه خواهد کرد و جامعه ای را خواهد ساخت و وقتی در حصار سیم خاردارهای عظیم تفکر کوته فکران و در دست و پای همه بچرخد آن لبه تیزی است که گردن اندیشمندان را میزند. که او خواه پیامبر اندیشمند باشد چه لقمانی که پیامبر نیست. این حصارهای تیز است که متفکر را از تفکر میهراساند و همو اندیشمند شجاع را به قدری گستاخی میبخشد که از حد بگذرد و این وسط خداست که خواهد این متفکر بد بخت را در حد اعتدال محفوظ دارد که این چه مردمانی هستند که وی را به چه ناخوشنودی های خواهند کشاند.

این داستان نوح عجیب است. حیرت آور. و خدای اوی خدایی است که در ایه ۸۸ سوره نساء خطابش قرار میدهد که:

چرا در مورد منافقان دچار دو دستگی شده اید؟ حال آنکه الله آنها را به سبب آنچه که کرده اند نگونسار کرده است. آیا میخواهید کسی را که خدا گمراه کرده به راه آورید؟ و هرکه را خدا گمراه کند هرگز راهی برایش نخواهی یافت.

و خداست که هدایت میکند. هرکه این صدای شکسته از حلقومهای خسته را شنید اگر دلش صاف بود هدایت میشود که اوست هادی و نه من و او. همه چیز منوط به قلبی پاک و آزاد و حق طلب است. در گوشهای بسته چه خواهی داد زدن؟ خودش گوشهایشان را بسته است.

یک جایی است در قرآن که دیگر خدا به پیامبرش به تندی خطاب میکند که تو نمیتوانی آنرا که من نخواهم هدایت کنی و از بس خدا این آیه را تند گفته آدمی فکر میکند که زبانم لال پیامبرش گناه مرتکب شده.

و این شهوت است در همه حق طلبانی که شهوت هدایت کردن دارند. و عجب مرضی است. و خود خدا حافظ همه این حق طلبان در مقابل نفسشان باشد که هر انسانی از همان طریق که میکوشد به خدا رسد مورد آزمایش قرار میگیرد و انسان از همانجاست که پوزش به خاک مالیده میشود.

و خدا صبر دهد... صبر نوح و نه صبر یعقوب...

<

  • دوشنبه, ۲ خرداد ۱۳۹۰، ۱۲:۰۲ ق.ظ

بازخوردها  (۱)

................
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

@hamkhahi_bot
hamkhahi.ir