بنده

زندگی با تغییر یک «حرف» بندگی میشود؛ اینجا هم، محل همان «حرف» ... بنده؛ بلاگ شخصی حسین بوذرجمهری
بنده را دنبال کنید

کتاب پادشاه جنوب

1-4- تغییرات ریشه ای در مصر

سه شنبه, ۱۷ مرداد ۱۳۹۱، ۰۴:۴۶ ب.ظ

چند سال قبل از سقوط شاه، انورالسادات، رهبر مبارز مصر و خاورمیانه بود. برای مثال او در جنگ «یوم کیپور[1]» علیه اسرائیل، رهبرِ اصلیِ جهانِ عرب بود. مدتی بعد دنیا شکّه شد! علی الخصوص جهانِ عرب. تقریباً در زمانِ سقوط شاهِ ایران بود که در کمالِ حیرت، آقای سادات به منادی آشتی­ِ کشورهایِ خاورمیانه[2] تبدیل شد. او با سخن­رانی در کنیسه­ی یهودی(پارلمانِ اسرائیل) اعرابِ افراطی را سخت خشمگین کرد. در واقع در آن زمان تنها یک نفر در حالِ آشتی دادنِ خاورمیانه با غرب بود ولی او با این کار داشت برخلافِ جریانِ اسلام­گراییِ افراطی قدم بر می­داشت. آقای آرمسترانگ در اواخر عمرش با دو رئیس­جمهور وقتِ مصر، یعنی سادات و حسنی مبارک، ملاقات کرد. این نکته بسیار قابل توجه است که او این جمله را به هردویِ آنها گفت: « ما[3] به آشتی دست پیدا نکردیم مگر اینکه خدا یا الله آن­را به ما هدیه کرد.»

در سال 1981، مایک والاس[4] از برنامه­ی تلویزیونی «60 دقیقه» با آیت الله خمینی، کسی که تنها 2سال پیش به قدرت رسیده بود، مصاحبه­ای کرد و در آن مصاحبه به خمینی گفت که سادات وی را «دیوانه» خوانده است. تقریباً چند روز بعد، رئیس­جمهور سادات به قتل رسید! این همان مدل قدرتی است که رهبرِ اسلام­گرایانِ افراطی در اختیار دارد. امریکا و جهان اجازه دادند که این قدرتِ شیطانی مسیرِ تاریخ را تغییر دهد. الآن تروریسم در سرتاسر جهان حاکم است. امریکا میل و رغبتی ندارد تا این کشورِ حامیِ دیوانگی را توقیف کند و این در حالی است که متوقف کردنِ ایران می­توانست آسان باشد. زمانی­که ترورِ سادات اتفاق افتاد، آقای آرمسترانگ گفت: «این نقطه­ی عطف در مسیرِ تاریخ خاورمیانه است.» امّا ظاهراً کسی در رسانه­ها ندید، یا این­که نخواست ببیند، که این اتفاق چقدر برای جهان تکان دهنده است و تقریباً همه آن­را دستِ کم گرفته بودند. شبکه­ی تروریستی ایران به­طرز وحشتناکی خوب کار می­کند.

آقای سادات بخشی از فرایند تغییر خاورمیانه به نفع جهان بود. او در برابر بسیاری از مردمِ خود و جهانِ عرب مقاومت کرد تا بتواند با اسرائیل آشتی کند. او با ترجیح دادن منافع جهان و مصر بر امنیت شخصی­اش ثابت کرد که مردِ واقعاً بزرگی است. اگر رهبران امریکا و انگلیس شهامتی همچون شهامتِ او را از خود نشان می­دادند، آنها الآن می­بایست با ایران روبرو می­شدند. به دلیل ضعف امریکا و انگلیس و اسرائیل بود که خاورمیانه، به پیروی از پادشاهِ ترور، بعنوان رهبر، پرداخت.

اسلام­گرایانِ افراطی، در زمینه­ی ترورِ رهبران بسیار توان­مند هستند. احتمالاً  سخنگویِ پارلمانِ مصر، نفرِ دوم کشور در آن زمان، رفعت المحجوب، را نیز آنها ترور کردند. افرادِ مسلّح سوار بر موتور سیکلت به سمت صندلی راننده­ اسپری پاشیدند و وی را با اسلحه­ی رگبار، ترور کردند. در پشت ترور احمد بودیوف، رئیس جمهور الجزایر، در سال 1992 نیز احتمالاً این افراطیون حضور داشتند. نیروهای افراطی در صدد زمین زدن دولت معتدل و غرب­گرای لبنان برآمدند و در همین راستا، ترورِ رفیق حریری، نخست وزیر لبنان، در سال 2005 بوسیله­ی یک ماشین بمب­گذاری شده، سرآغازی بود بر ترورهای زنجیره­ای چهره­هایِ شاخصِ ضد سوریه­ای در لبنان. در سال 2008 ائتلافِ دولت تسلیم شد و دولت جدیدِ طرفدارِ حزب­الله شکل گرفت. در ژوئن 2011، حزب­الله در یک کودتایِ نرم، سعد حریری، نخست وزیر مورد حمایت امریکا در لبنان، را برکنار کرد، و کاندیدای مورد نظر خود را جانشین وی کرد. این­ها نمونه­ی­ کوچکی بودند از تاثیراتی که اسلام­گراییِ افراطی می­تواند در خاورمیانه داشته باشد.

در سال 2011، تغییرات اساسی و عظیمی در مصر رخ داد؛ همانند آنچه که در انقلاب اسلامی ایران در سال 1979 گذشت. به مدت 30 سال، رئیس­جمهور مبارک، در برابر افراطیون مقاومت کرد و با امریکا و اسرائیل دوست ماند. او در مقابل مسلمانانِ افراطی و در برابر خشونتشان علیه اسرائیل و دیگر ملّت­ها ایستادگی کرد. او در جنگِ امریکا، انگلیس و اسرائیل علیه تروریسم، متّحدی قدرت­مند برایشان بود. او بر سرِ نرسیدنِ ایران به بمب هسته­ای جنگید و رئیس جمهور مبارک، قدرت لازم را برای کنترلِ مخالفِ اصلی خود، یعنی اخوان­المسلمینِ تندرو، اعمال کرد. گویا رهبرانِ ما هنوز متوجه نشده­اند که مبارک هر روز می­بایست چه سر و کلّه­ای با اخوان­المسلمین می­زد! زمانی­که تظاهرات در ژوئنِ 2011 در قاهره به اوج خود رسید و خشم مردم منفجر شد؛ رئیس­جمهور اوباما موضع خود را روشن کرد و در کنارِ معترضانِ ضدّ مبارک قرار گرفت. با وجود نتایجِ مثبتِ مبارک، حکومتِ امریکا، از ابتدای تظاهراتِ انبوهِ مردمِ مصر شروع به تحقیرِ وی در ملاء عام کرد. امریکا به دوستِ سی ساله­ی خود به کلّی خیانت کرد. اما حاصلش چه شد؟ نتیجه این شد که نفوذ امریکا در خاورمیانه به حد صفر رسید! ظرف مدّتِ تنها چند هفته، مبارک اخراج شد، دولت بی­ثبات شد و ایران شروع به نفوذ در مصر کرد.

آیه 11:42 از کتاب دانیال اشاره می­کند که مصر با شاه جنوب، یا همان ایران متحد خواهد شد. این پیشگویی اشاره کرده است که تغییرات گسترده­ای در سیاست­های مصری رخ خواهد داد! ما وقوعِ این اتفاق را از سال 1994 هشدار می­دادیم، و حالا مصر را ببینید. سیاست خارجی و گرایش سیاسی مصر به روشنی در حال تغییر است به­طوری­که تهدیدی در راستایِ تغییر منطقه است. حتّی در سال 2007، ایران و مصر شروع به رونق بخشیدنِ روابط خود در جهت ایجاد روابط کامل دیپلماتیک کردند. در ژانویه 2007 مبارک با سخنگوی مجلس ایران دیدار کرد که در حدود 30 سال گذشته این اولین ملاقات در این سطح  بود. این واقعیت که مبارک خودش این ملاقات را تدارک دیده بود نشان می­دهد که وی در کشورش تا چه حد تحت فشار نیروهای طرفدارِ ایران بوده است. بعد از برکناری او، نیروهای طرفدارِ ایران کاملاً بر اوضاع مسلّط شده­اند.

قبل از این­که مبارک مقامش را ترک بگوید، هشدار داد که: «آنها ممکن است راجع به دموکراسی نطق کنند امّا نتیجه افراط­گرایی و اسلامِ افراطی خواهد بود.» بله، در واقع، این همان چیزی است که می­بینیم! اخوان­المسلمینِ افراط­گرا، بزرگترین و شناخته­شده­ترین گروهِ سیاسیِ مصر، کنترل کشور را در دست گرفته است. چندی بعد نیویورک تایمز نوشت: «اخوان­المسلمین ،گروهی اسلام­گرا که یک­بار توسط حکومت توقیف شده بود، در خطّ مقدّم کسانی است که هم­دستِ پنهانِ دولتِ نظامی گشته­اند و بسیاری می­ترسند که آنها تغییرات بنیادین را بی­نتیجه بگذارند.» همچنین واضح است که فعّالان جوان و تحصیل کرده­ی سکولار،که در ابتدا، انقلابِ بدون ایدئولوژی را حرکت دادند، دیگر نیروی سیاسی­ِ هدایت کننده­ی جریان نیستند... آنچه که بسیاری را شگفت­زده می­کند، ارتباط خوان­المسلمین با ارتش است که وی را بدنام می­کند...»

عالیجاه زاروین[5]، تحلیل­گرِ ارشد گروهِ بین­المللی بحران[6] گفت: «مدرکی است که نشان می­دهد اخوان چندی بعد با ارتش نوعی معامله داشته است. این برای ارتش منطقی است. ارتش خواهانِ ثبات و خروجِ مردم از خیابان­ها است. اخوان همان گزینه­ای است که ارتش با آن می­تواند صدهزار نفر جمعیت را از خیابان­ها بیرون کند...»

«در آن زمان سوال این بود که آیا اخوان با ساختاری ابرتشکیلاتی قدرت را تصرّف می­کند یا خیر؟ به نظر می­رسد که این کار را کرده است.» (24 مارس 2011) به دلیل این­که اخوان­المسلمین بسیار تشکیلاتی و موردِ حمایت ایران است، توانست قدرت را به دست گیرد. آیا ما چشممان را به روی قدرت ایران بعنوانِ عروسک گردانِ این گروه­ها در پسِ پرده بسته­ایم؟ این دقیقاً همان اتفاقی است که به تدریج در ایرانِ سال 1979رخ داد.

بسیاری از مردمِ غربی امیدوارند که بازتابِ دموکراسی و آشتی را در مصر ببینند. ولی مردمِ مصر چه می­خواهند؟ یک بررسی عمده توسط «مرکز تحقیقات پو»[7] در سال 2010 نشان داد که مردمِ مصر هیچ علاقه­ای به مدلِ غربیِ دموکراسی ندارند! در واقع آن­ها قانون اسلامیِ محض می­خواهند. به نتایج به دست آمده از آمارگیری پو توجه کنید:

·         دقیقاً 85% مسلمانانِ مصر، خواستارِ تاثیرِ قوی اسلام در سیاست­های حکومت هستند.

·         تقریباً همین تعداد، اعتقاد دارند که کسانی که از اسلام خارج می­شوند باید کشته شوند.

·         82% ، از سنگسارِ زناکاران حمایت می­کنند و 77% معتقدند دستِ دزدان باید قطع شود.

·         بیش از نیمی از مردم از تفکیک جنسیتی در محل کار حمایت می­کنند.

·         54% ، عملیات استشهادی را ،که باعث مرگِ غیر نظامیان می­شود، قابل توجیه می­دانند.

·         تقریباً نیمی از مردم نظر مساعدی نسبت به گروه تروریستی حماس دارند و از هر ده نفر، سه نفر نظر مثبت نسبت به حزب­الله دارند. حتّی یک پنجم از مصری­ها نظر مساعدی نسبت به القاعده و اوسامه بنلادن دارند.

·         در بین 18 ملّت مسلمانی که سازمانِ پو آمارگیری کرده است، مصر بالاترین میزانِ نارضایتی نسبت به امریکا را داشت: 82% از مصری­ها، امریکا را دوست ندارند.

مبارکِ قدرت­مند قادر بود نظرات افراطیِ مردمش را کنترل یا محدود کند. امّا این سدّ با کناره­گیری­اش شکسته شد. بسیاری در اسرائیل و غرب، تاثیر اخوان­المسلمین و حمایت­هایش از سیاست­های مردمیِ ضدّ اسرائیلی­ را دستِ کم گرفته بودند. جنبش مسلمانان که توسط اخوان­المسلمین شکل گرفت، در حال حاضر در حال دریافت سیلی از حمایت­ها از داخل و خارج مصر است. دیگر هیچ رهبری قادر نخواهد بود تا در مقابل این سیلِ اعتقاداتِ راسخِ مردمِ مصر مقاومت کند. این­ها همه به دست ایران و رابطه محکمش با اخوان­المسلمین محقق شده است.

در نتیجه­ی این احساساتِ مردمیِ طرفدارِ ایران که در خیابان­ها سرازیر شد، دولت موقتِ مصر تلاش کرد تا سریعاً روابط دیپلماتیکش را با ایران از سرگیرد. در مارس 2011 مصر اعلام کرد که می­خواهد فصل جدیدی از روابط با ایران را آغاز کند. پاسخ تهران در قبال این اظهارات، فرستادن سفیری به مصر برای اولین بار بعد از قطع روابط دو دولت در سال 1978 بود. همچنین دولت مصر تلاش کرد با حماس ارتباط برقرار کرد. حماس تشکیلاتی اسلامی در فلسطین است که توسط ایران حمایت می­شود و در گذشته قاهره از آن دوری کرده بود.

در این آخرالزمان، پیش­گوییِ کتابِ دانیال در مقابل چشمانمان در حالِ پیوستن به واقعیّت است؛ و دلیلِ آن، اصرار ایران در حمایت از اسلامِ افراطی است. امّا این سیاست خارجه­ی تهاجمی به گونه­ای ایران را نابود خواهد کرد که هیچ­کس نمی­تواند تصوّر کند.



[1] Yom Kippur war

[2] مترجم: منظور آشتیِ کشورهای عربی با اسرائیل است

[3] مترجم: امریکا و مصر

[4] Mike Wallace

[5] Elijah Zarwin

[6] International Crisis Group

[7] Pew Research Center


شما میتوانید PDF انگلیسی این کتاب را با عضویت رایگان در سایت ترومپت یا از طریق این لینک دانلود کنید. و همچنین میتوانید فایل PDF ترجمه دو فصل اول این کتاب را از این لینک دانلود کنید.

<
  • سه شنبه, ۱۷ مرداد ۱۳۹۱، ۰۴:۴۶ ب.ظ

بازخوردها  (۷)

سلام
خواستم پیشنهاد بدم برای اینکه بازدیدکننده های وبلاگتو زیاد تر کنی می تونی از سیستم های رایگان افزایش بازدید و افزایش رتبه گوگل استفاده کنی

من 2 تا سایت معرفی می کنم امیدوارم به دردت بخوره
اولیش سایت تبلیغاتی ydc هست که بیشتر از 20 هزار تا کاربر داره و می تونی از طریقش با سایتهای دیگه تبادل لینک داشته باشی
آدرسش هم اینه : http://ads.ydc.ir

دومیش هم سایت وب مستر پلاس هست که یه سایته که به صورت رایگان می تونه پلاس گوگل و لایک فیسبوک سایتتو به چند هزار تا برسونی که این توی رتبه سایتت توی گوگل خیلی تاثیر داره
آدرس این سایت هم اینه :
http://webmasterplus.ir
سلام.
داشتم پست بلاگ خودمو می نوشتم به فکر این جمله آخرت بودم تو ذهن خودم.
ممنون.زیادی چسبید راستش.
به بانو سلام برسونین!
یا علی.
  • حسین بوذرجمهری
  • سلام
    خواهش میکنم. لطف دارین. البته دقیقا نفهمیدم کدام جمله منظورتان بود!
    بانو هم سلام میرسونن!
    ما را از نظرات سازندتون بی نصیب نگذارید
    یاعلی
    خب این پست مغزمو قلقلک داد !
    انقدر شنیده بودم این حرفا رو که برام آویزه ی گوش
    شده بودن ... هیچ وقت به کنه مطلب فکر نکرده بودم !
    پس نقش پیامبران در واقع چی بوده ؟
  • حسین بوذرجمهری
  • سلام
    پیامبران و ائمه واسطه فیض الهی هستند.
    البته پیامبران وظیفه هدایت انسانها را داشته اند ولی برای اینکه انسان را هدایت کنند مبعوث نشدند.
    نگاه کنید، دو تا مسئله هست.
    1- انسان باید هدایت شود پس نتیجه میدهد که پیامبری باید مبعوث شود
    2- پیامبری هست و انسانها به واسطه او خلق شده اند. چون مقامی بالاتر از پیامبران نیست، پس آنها انسان را هدایت میکنند.
    که دومی درست است.
    این حرفی که زدم کامل و جامع نیست، لکن کلیاتش همینگونه است.
    ولی در واقع باز اینطور میشه که ما به واسطه ی یه انسان خلق شدیم...
  • حسین بوذرجمهری
  • دو تا تفاوت هست...
    یکی که اینکه به قول خودتان به واسطه ایشان خلق شده ایم. با اینکه برای ایشان خلق شده ایم فرق دارد. یعنی ما برای پیامبر خلق نشده ایم. ما برای خود خدا خلق شده ایم. پیامبر واسطه هست. ولی در نظر اومانیستی اینگونه است که پیامبر برایِ بشر خلق شده است. یعنی دلیل پیامبر، بشر است. اما در نظر ما دلیل بشر، خدا است. پیامبر هم نیست.

    دومی چیزی است که من هم در نوشته ام رعایت نکرده ام و دو کلمه را متمایز نشدم. که باید دقت میکردم. یکی بشر و دیگری انسان. بشر ماهیت مادی دارد و انسان ماهیت معنوی. که این دو در بیانات قرآن نیز متفاوتند و همین تفاوت شاید مشکل گشا باشد.
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی

    @hamkhahi_bot
    hamkhahi.ir