بنده

زندگی با تغییر یک «حرف» بندگی میشود؛ اینجا هم، محل همان «حرف» ... بنده؛ بلاگ شخصی حسین بوذرجمهری
بنده را دنبال کنید

الحمد لله نسل جوان انقلابی و آرمان‌گرا بسیار به فکر ایجاد تغییرات اساسی در راستای تحقق مبانی اسلامی در جامعه است امّا متأسفانه همواره از مشکلات راه و مقاومت مسئولین و نهادهای در برابر این تغییرات ناله می‌کند. سؤال آنجاست که مگر توقعی جز این مقاومت داشتند؟ همواره سیستم‌ها با تغییر مقابله کرده‌اند و هرچه این تغییر بنیادی‌تر بوده مقاومت‌ها نیز بیشتر بوده‌اند.

در ادبیات مدیریت مدل‌های مختلفی برای ایجاد تغییر سازمانی وجود دارد. شاید بتوان گفت معروف‌ترین آن مدل کرت لوین با الگوی قالب یخ می‌باشد. این مدل بطور خلاصه اینطور بیان می‌کند که سازمان به مانند یک قالب یخ شکل خاصی دارد. باید این قالب یخ را آب کرد (با ابزارهایی مانند زور و فشار) و بعد آنرا به قالب و شکل دل‌خواه دوباره منجمد کرد. (برای مطالعه بیشتر این مدل و مدل‌های مشابه این لینک را مطالعه کنید.) آنچه تحت عنوان Reformism می‌شناسیم بیشتر ناظر به چنین ساز و کاری است. رفرم یا تغییر شکل و ساختار چنین فرایندی را شامل می‌شود و ترجمه آن به «اصلاحات» ترجمه غلطی است که موجب کج فهمی می‌شود. رفرم کردن، تغییر ساختار دادن است و منظور اصلاح‌طلبان داخلی (بخوانید رفرمیست‌ها) دقیقا تغییرات ساختاری حکومت است. اصلاحات می‌تواند شامل رفرم باشد و یا نباشد. امّا رفرم تغییر ساختاری و مشابه طرح مفهومی مدل کرت لوین است که در تصویر زیر مشاهده می‌شود.

امّا به نظرم می‌رسد برای ایجاد تغییرات اسلامی باید از شیوه اسلام در تغییر نیز استفاده کنیم. این شیوه که خودش می‌تواند موضوع پایان‌نامه و مقالات متعددی بعنوان مهم‌ترین الگوی تغییر در اسلام باشد؛ «هجرت» نام دارد. «هجرت» در ادبیات اسلامی هم در تغییرات فردی کاربرد دارد و هم تغییرات اجتماعی، حکومتی و سازمانی. چلّه‌نشینی، دوری‌گزینی و حتّی سفر، از مصادیق هجرت در بعد شخصی و فردی هستند. «آرنولد توین‌بی برجسته‌ترین مورخ معاصر جهان در شاهکار عظیم خود به نام «بررسی تاریخ» نظریه‌ای دارد به نام اصل هجرت و رجعت بدین معنی که می‌گوید شخصیت‌های بزرگ تاریخ بشر که سازنده تمدن و مذهب و یا جامعه‌ای بودند در دوره حیاتشان نخست ترک دیار خویش گفته‌اند و از جامعه و سرزمین خویش بیرون رفته‌اند و پس از روزگاری غیبت که در آن برای انجام رسالت خطیرشان آماده گشته‌اند و به میان قوم خود بازگشته‌اند و کارشان را آغاز کرده‌اند»(+) این مفهوم از هجرت در تغییر ابعاد شخصی است.

امّا در مدل سازمانی آن نیز می‌توان هجرب پیامبر از مکّه به مدینه را عنوان کرد. پیامبر که با مقاومت مکّه برای تغییر جامعه و حکومت روبرو بود، به جای مبارزه‌ی ضعیف و بی‌حاصل و رودرو در مکّه به هجرت پرداخت و مدل جامعه جایگزین خود را در جای دیگری بنا ساخت. مردم که کارایی این نظام جدید را دیدند به سمت آن گرایش یافتند و در نهایت به‌گونه‌ای شد که نظام قدیم مکّه مجبور شد جلوی پای نظام جدید پیامبر زانو بزند و در آن بلعیده شود!

در واقع در این مدل دوستان باید توجه داشته باشند که به نظام‌ها و ساختارهای موجود کاری نداشته باشند. اگر می‌خواهید دانشگاه را اسلامی کنید باید یک دانشگاه و یا یک سازمان مشابه موازی و کارآمد بسازید. حوزه علمیه و آموزش پرورش همینطور. تقریبا هر سازمانی را اگر بخواهید ریشه‌ای اصلاح کنید چنین مدلی را پیش بگیرید. یا آنقدر سازمان، نظام یا سیستم قدرتمند و کارآمدی می‌سازید که بتواند نظام پیشینش را ببلعد و به دلیل کارآمد بودنش مردم را جذب کند و یا اینکه باید بیخیال تغییر شوید.

این مدل اسلامی می‌تواند در قدّ و قواره‌های مدل کرت لوین تدوین شود و بعنوان یک مدل تغییر سازمانی تدریس شود. اگر مردی پیدا شود که این کار را انجام دهد! آن‌وقت این مدل بعنوان تنها یکی از مؤلفه‌های مدیریت اسلامی خواهد بود. با تدوین مؤلفه‌های مشابه دیگر «مدیریت اسلامی» مجموعه‌ای از نظریات خرد را شامل می‌شود و خود به تنهایی گامی کوچک در راه تحوّل در علوم انسانی، جنبش نرم‌افزاری و تدوین علوم انسانیِ اسلامی خواهد بود.


بعداً نوشت: امروز در حین پیگیری اخبار مربوط به جشنواره فیلم عمّار یکباره یاد این مطلب افتادم. تقارن نوشتن این مطلب و جشنواره عمّار را به فال نیک می‌گیرم. جشنواره فیلم عمّار مثالی از همین هجرت است. خیلی‌ها سعی کردند سینمای ایران را تغییر دهند و یا حتّی جشنواره فیلم فجر را. اساساً جشنواره فیلم فجر برای ایجاد جوّ انقلابی در سینما تأسیس شد امّا خودش استحاله شد و این اواخر که صحبت از تغییر نامش به «جشنواره فیلم ایران» هم بود! چون واقعا دیگر فجر نبود! جشنواره فیلم ظلمت ایران است! خیلی‌ها سعی داشتند و دارند که دوباره این جشنواره را به فضای انقلابی باز گردانند امّا راه به جایی نبردند. در این میان امّا عدّه‌ای انقلابی‌تر و فهمیده‌تر، می‌دانستند چطور باید سینمای اسلامی و انقلابی را ایجاد کنند. آنها جشنواره‌ی دیگری به راه انداختند و حالا تنها بعد از گذشت شش سال از عمر جشنواره عمّار، کارش به جایی رسیده که رهبر انقلاب از آن تشکّر می‌کند و صدا و سیمای ایران اخبار آنرا رصد و گزارش می‌کند. جشنواره‌ای که به شدّت سیاسی است و دولت حاکم نمی‌خواهد سر به تنش باشد! امّا چاره ندارد! نمی‌تواند مقابل خواست مردم بایستد! عمّار تا به امروز پیش‌دستانه جنگ بدر را راه انداخته و برده است! حالا باید منتظر جنگ‌های احد و خندق باشیم که علیه‌اش به راه افتاده و باز هم خواهد افتاد. اگر از آنها هم پیروز بیرون آید قطعاً جشنواره فیلم فجر و حتّی سینمای ایران را خواهد بلعید!

  • دوشنبه, ۱۴ دی ۱۳۹۴، ۱۱:۳۲ ب.ظ

بازخوردها  (۶)

سلام علیکم
جالب بود
البته هجرت فقط شامل تغییر نیست. تحول هم در هجرت هست.
همچنین در سطوح دیگر آن، تعالی، که برایند رشد و توسعه است هم می توان در نظر گرفت
 موضوع مهمی را مطرح کردید. ان شاء الله خودتون توفیق تدوینش را پیدا کنید
پاسخ:
سلام
ممنون از نظر سریعتون!
درست میفرمایید.
به طور کلی در ادبیات اسلامی به هجرت بسیار پرداخته شده و ابعاد و مفاهیم گسترده‌ای داره. بنده در اینجا فقط از یک حیث خیلی کوچک از اون استفاده مختصری کردم. واقعا بحث نیازمند باز شدن و دقیق شدن دارد
  • بوتیمار ...
  • مطلب خیلی خوبی بود
    فقط نکته اش در این است که حرکت شکل گرفته بایستی خیلی قوی باشد که بتونه سایر مدل ها رو ببلعد؛ در حالی که عمار این جوری نیست الان
    ان شاالله که اینجوری بشه
    پاسخ:
    سلام
    ممنون. لطف دارید
    قوی بودن ابتدا به ساکن شکل نمیگیره. مهم‌ترین قدرت، ایمانه. مدینه پیامبر حتی در زمان جنگ خندق هم نسبت به جریان مکه ضعیف‌تر بود. اسلام حتّی در گرفتن ایران و روم هم از این دو کشور به ظاهر ضعیف‌تر بود. امّآ قدرت ایمان داشت. اگر جشنواره عمّار هم همینطور با ایمان و اعتقاد پیش بره می‌تونه ضعف‌های ظاهری خودش رو جبران کنه. انشاءلله
  • فاطمه حمزه لوی
  • سلام. عالی بود
    یکی دوسال قبل، وقتی خیلی نا امید شده بودم از وضع فعلی دانشگاه ها، آشنایی با یه سری از موسسات(مثل موسسه طلوع، اشراق، مدرسه دانشجویی قرآن، مدرسه آزادفکری مهاجر و ...) باعث شد دلگرم بشم.
    این موسسه ها به نظر من بارقه های نوری هستن که در آینده انشالله قوت می گیرن و چه بسا جایگزین نظام ها و نهادهای فعلی آموزش و پروش بشن.
    صد البته نیاز به نقد و آسیب شناسی تخصصی هم دارند. جشنواره عمار هم همینطور. 
    *مطلبی که بیان کردین با مبحث کارآفرینی فرهنگی اجتماعی هم قرابت داره به نظرم. گرچه تازه با این مبحث آشنا شدم و هنوز چیز زیادی ازش نمی دونم.
  • سید محمود
  • سلام دوست عزیز

    مطلبی رو که در مورد جشنواره ی عمار گذاشته بودید من رو ترغیب کرد تا کمی راجع به این جشنواره تحقیق کنم...

    این جشنواره حرکت و شعار زیبایی داره (:
    زیاد نمی خوام تعریف و تمجید کنم بنابرین فقط یک نکته ی منفی اون رو که به نظرم اومده می خوام بگم و اون این که بیشتر فعالیت های فرهنگی کشور ما من جمله این جشنواره ی به اصطلاح مردمی غافل از توده ی مردم شده و به همین علت در جامعه تاثیر زیادی نمی ذاره.

    متاسفانه باید بگم که صنعت سینمای کشور ما به جای تاکید بر اصول ، به جریانات و حواشی تاکید می کنه.
    باور کنید مردم دیگه کم کم داره حالشون از هرچی جهاد هست به هم می خوره.
    مسئولین فرهنگی ما برای 8 سال جنگ 800 سال فیلم ساختن!
    ولی یک بار هم نشد که اصل جهاد رو در یک قالب دیگه نشون بدن!

    یک نمونه ی معروف همین فیلم کیمیاست...!

    برای تقویت یک ارزش داره ارزش های دیگه رو به باد فنا می ده
    وقتی ارزش های جامعه ی ما اصلاح شد جریانات هم اصلاح میشه.

    مطمئن باشید در صورتی که این جشنواره بیشتر فیلم هاش بشه این که بره با چند راوی زمان جنگ مصاحبه کنه و بیاد نشون بده (مثل الان) راه به جایی نخواهد برد و بیشتر نفرت مردم رو به دنبال خواهد داشت.

    باید گوشزد کنم که این فیلم ها برای 90 درصد جوان های کشور ما که جزء خانواده های ایثاررگر نیستن مایه تنفر هست.چون یاد سهمیه های آنچنانی کنکور میندازشون ):


    سلام
    بسیار عالی بود
    ی نکته ای به ذهنم اومد
    امام خمینی درد همه ی مردم جهان رو داشتند فقط برای نجات مردم ایران از طاغوت تلاش نکردند
    بلکه دغدغه ی تمام انسان ها رو داشتند...همینطور که تاکیدشون بر قدس رو می بینیم
    به خاطر همین ایشون فرموده بود این انقلاب رو به تمام دنیا صادر کنیم
    ایشون میخواستن اینجا نمونه ی یک حکومت اسلامی باشه تا در کشورای دیگه هم تکرار بشه
    کمااینکه الان می بینیم شیعیان نیجریه به خمینیون معروف هستن یا در دیدار جوانان بیداری انقلابی با حضرت آقا شدت شوق وعلاقه اونها رو به حضرت آقا و نظام می بینیم
    این نشون میده انقلاب تا حدود زیادی در صدور انقلاب موفق بوده.
    هر چند راه طولانی و سختی در پیش داریم تا نمونه ی یک حکومت دینی رو به جهانیان نشون بدیم و صادر کنیم
    پاسخ:
    سلام
    ممنون از لطفتون. نکته درستی رو متذکر شدید. انشالله که همینطور باشه
  • بهروز دلاور
  • سلام بزرگوار
    جالب بود. چند وقتی بود میخواستم به وبلاگتون سربزنم اما فرصت نمی شد. یادداشت اخرتون رو خوندم .از اینکه دغدغه اسلام و پیاده سازی مبانی اسلام رو دارید بسیار خوشحال هستم. در تحلیل و استخراج مبانی دین اسلام بایستی ابتدا بدون هر گونه پیش فرض سراغ آیات و روایات رفت و بعد از اون سراغ اندیشه های سایر اندیشمندان و اندیشه ها و مکاتب. تا در فضای رقابت پس از زد و خورد مبانی برتری دیدگاه اسلام بر سایرین روشن بشه. هر چند که امکان داره این دیدگاه هجرت که فرمودید که به عنوان یکی از پایه های مدل مدیریتی اسلام مطرح بشه.
    موفق باشید
    پاسخ:
    سلام و ممنون از لطف شما :)
    بزرگوارید
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی

    @hamkhahi_bot
    hamkhahi.ir